چمدان  مریم اطیابی: اول شهریور ماه در ایران هم‌زمان با زادروز بوعلی سینا به پاس تألیفات و خدمات وی به علوم پزشکی و فعالیت وی در این رشته و تجلیل از پزشکان، روز پزشک نام‌گذاری شده‌است. در کشورهای دیگر، روزهای دیگری با توجه به رویدادهای محلی برای این مناسبت در نظرگرفته شده‌ است. به همین مناسب سری زدیم به موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران.

 

گزارش میدانی و عکس‌ها: مریم اطیابی

«باغ جلالیه را برگزینید. بهجت آباد ابداً شایسته نیست. عرصه آن کم و اراضی آن سیل‌گیر است.» به این ترتیب با دستور رضا شاه دانشگاه تهران در بخشی از زمین‌های جلالیه ساخته شد و توسعه یافت. آنقدر که امروز دانشکده‌های آن تا امیرآباد ادامه یافته است.

در دوره قاجار باغ جلالیه با درختان سر به فلک کشیده بین روستای امیرآباد و خندق شمالی تهران قرار داشت. این باغ به فرمان شاهزاده‌ جلال‌الدوله پسر ظل‌السلطان در آخرین سال‌های حکومت ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۰ ه.ق بنا شده بود. در این باغ بنایی بود به نام «عمارت جلالیه» که ناصرالدین‌شاه قاجار چهار بار به قصد تفرج از آن دیدن کرد.

نام منطقه «جلالیه» پیشتر «نصرت آباد» بود. فیروز میرزا نصرت الدوله (فرزند شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما و عزت‌الدوله دختر مظفرالدین شاه ) با ساخت قلعه نصرت‌آباد در این محدوده، بانی احداث محله نصرت آباد شد. پس از مدتی اراضی نصرت آباد به «میرزا یوسف مستوفی الممالک» منتقل شد و پس از آن چون دخترش «همدم السلطنه» با سلطان حسین میرزا ملقب به« جلال‌الدوله» – فرزند پسر ارشد ناصرالدین شاه – ازدواج کرد، نصرت آباد به جلالیه مشهور شد.

در سال ۱۳۱۳ه. ش بخشی از زمین‌های جلالیه برای احداث دانشگاه تهران متری ۵ ریال و در کل به مبلغ ۱۰۰ هزار تومان خریداری شد. در آن زمان تاجری ترک به نام حاج رحیم آقای اتحادیه تبریزی مالک این زمین‌ها بود. پس از خرید ملک، «آندره گدار» معمار و باستان‌شناس مشهور فرانسوی تعیین حدود، نرده گذاری، طراحی و اجرای عملیات ساختمانی در این اراضی را برعهده گرفت.

 


حالا درختان چنار خیابان‌های ۱۶ آذر و کارگر شمالی، دانشگاه تهران را تا امیرآباد بدرقه می‌کنند. کوی دانشگاه و تعداد قابل توجهی از دانشکده‌ها امروزه در مسیر خیابان‌های منطقه امیرآباد قرار دارند.

امیرآباد را میرزا تقی خان امیرکبیر در فاصله ۵ کیلومتری شمال غربی شهر تهران بنا نهاد و کمر همت به آبادانی آن بست. او خود اوقات فراغت را در آن منطقه و عمارت‌های آن سپری می‌کرد. اعتماد‌السلطنه در این باره نوشته است: «امیر در این قریه علاوه بر احیای اراضی و ایجاد قنات‌های متعدد، باغ و عمارتی معتبر نیز احداث کرد و به واسطه آب و هوای مطبوع‌تر آن نسبت به تهران اغلب برای استراحت به آنجا می‌رفت.»

ناصرالدین شاه هم برای گردش به این روستای نزدیک شهر زیاد سفر می‌کرد. شاه قاجار در یکی از این سفرها دستور داد تا قورخانه‌ای به نام «قزل قلعه» برای نگهداری وسایل لشکری در امیرآباد (بزرگراه جلال آل احمد امروزی) ساخته شود که تا دوره رضا شاه هم انبار مهمات بود. در دوره محمدرضا پهلوی این بنا به انبار تبدیل شد اما بعد از کودتای ۲۸ مرداد، تیمور بختیار – نخستین رئیس ساواک در حکومت پهلوی- از قزل قلعه برای نگهداری زندانیان سیاسی استفاده کرد. این زندان به مدت ۱۰ سال (۱۳۵۲–۱۳۴۲) توسط استوار «ساقی» اداره می‌شد که به دلیل بی‌طرفی و رفتار ملایم این استوار با زندانیان در قیاس با زندان اوین از قزل قلعه با نام «هتل ساقی» یاد می‌شد. سال ۵۲ این زندان منحل و متروک شد و پس از انقلاب با تخریب کامل، در قسمتی از فضای آن میدان میوه و تره بار و بعدها فروشگاه شهروند قزل قلعه ایجاد شد.

در زمین‌های امیرآباد تا قبل از سال‌های ۱۳۲۰ گندم و جو کشت می‌شد و باغ‌های فراوانی در این منطقه وجود داشت. در اواخر سال ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۲۴ امیرآباد زیر نظر نیروهای آمریکایی اداره می‌شد و بناهایی چون کارخانه برق و کارخانه یخ توسط آمریکایی‌ها در این منطقه احداث شد. افزون بر این در سال ۱۳۲۹ خوابگاه دانشگاه تهران (کوی دانشگاه) در همین محدوده افتتاح شد. حال با شرح این تاریخچه چندان تعجب‌آور نیست که بخواهیم سری بزنیم به اصطبل شاهی (جلالیه) دوره قاجار با مساحتی حدود ۹ هزار متر که به دستور امیرکبیر در همین منطقه ساخته شده است. فکر می‌کنید این بنای تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی با قدمتی بیش از ۱۶۰ سال دقیقاً کجاست و چه کاربری دارد؟

اگر در خیابان کارگر شمالی سوار تاکسی‌ها شوید و مقصدتان دانشکده زبان دانشگاه تهران باشد پس از چهارراه جلال آل احمد بالاتر از درب دانشکده تربیت بدنی باید از خودرو پیاده شوید. درست حدس زدید، این بنای قاجاری داخل دانشکده زبان قرار گرفته و امروزه به نام «موزه ملی تاریخ پزشکی ایران» شناخته می‌شود.

وقتی با راهنمایی نگهبان جلوی در دانشکده زبان راهی ساختمان پشتی می‌شوید یک بنای تاریخی آجری با شیشه‌های رنگی و پنجره‌های چوبی در کنار درختان کاج سر به فلک کشیده، صدای چهچه پرندگان و گلدان‌های رنگارنگ منتظر ورود شماست. این موزه در سال ۱۳۸۰ به پیشنهاد دکتر مازیار اشرفیان بناب و با پشتیبانی سازمان میراث فرهنگی کشور برای ارائه کامل و جامع پیشینه طب قدیم و نوین ایران ایجاد شد.

شاید بتوان موزه پزشکی ایران را یکی از نمونه‌های مناسب کاربری بناهای تاریخی توصیف کرد تا آنجا که یک بازدیدکننده بدون آگاهی از تاریخچه بنا نمی‌تواند حدس بزند که اینجا زمانی کالسکه‌خانه امیرکبیر بوده است.

با گشتی در بخش دیرینه‌شناسی می‌توان ۳۰ جمجمه «شهر سوخته» زابل (یکی از محوطه‌های باستانی ثبت جهانی ایران) را دید. در این بین جمجمه دختر ۱۳ ساله‌ای که حدود ۵ هزار سال پیش در این شهر زندگی می‌کرده، بیشتر جلب توجه می‌کند چرا که او مبتلا به بیماری هیدروسوفالی بوده و نخستین جراحی‌های روزگار باستان بر روی سر او انجام شده است. بر اثر این بیماری جمجمه از حالت عادی بزرگتر می‌شود. پزشکان آن دوره هم با برشی روی جمجمه مایع اضافی سر را تخلیه کرده‌اند. جالب آن که شکاف ایجاد شده ترمیم شده و بیمار سلامت خود را باز یافته است!


سومین ماکتِ اسکلتِ بدنِ انسان که ۷۱ سال پیش دکتر قاسم زاده با هدف آموزش دانشجویان پزشکی آن را با گچ ساخته است در این بخش نگهداری می‌شود. روی قفسه سینه این اسکلت نام و عکس دکتر قاسم‌زاده به عنوان سازنده ماکت به چشم می‌خورد. مومیایی طبیعی جسد یک زن ۶۵ ساله که حدود ۹۰۰ سال پیش در اطراف یزد دفن شده از دیگر جذابیت‌های این بخش است. نکته قابل تأمل آن که در هیچ کدام از ادیان ایرانی اعتقادی به مومیایی وجود نداشته و اجساد به نمایش درآمده در موزه ملی، زنجان، شهر سوخته و موزه پزشکی فقط و فقط به دلیل شرایط آب و هوایی مانند وجود نمک زیاد در خاک اینگونه به سالم دست ما رسیده است.

 

در راهرو ۱۶۳ شیء امانی از موزه ملی شامل شیشه، سفال و مفرغ تاریخی قرار دارد. پیشینه ساخت شیشه در ایران به حدود ۳ هزار سال پیش باز می‌گردد که آثاری از آن در معبد چغازنبیل خوزستان کشف شده است.


سرتان را که بازگردانید بر روی یکی از دیواره‌های اصلی تصویری از بوعلی سینا هنر دستان ابوالحسن صدیقی شاگرد کمال‌الملک را خواهید دید.


در بخش مردم‌شناسی هم بیشتر به روش‌های سنتی و عامه طبابت بین مردم پرداخته شده است. انواع شاخ گاو برای حجامت و بادکش در این بخش دیده می‌شود. تصاویری از مراسم «زار» هم بر دیوار نصب شده است که نوعی آیین بیرون کردن جن از بدن بیمار همراه با موسیقی و آیین خاص بوده که همچنان در جنوب کشور اجرا می‌شود.


نکته دیگر آن که در طب سنتی از خالکوبی بر روی قسمت‌های خاصی از بدن برای کاهش درد‌های موضعی استفاده می‌شده و تصاویر آن در این بخش موزه دیدنی است.


کیف حکیم‌باشی قاجار را هم در همین جا می‌توانید ببینید. یکی از مناصب دربار، منصب حکیم‌باشی (رییس پزشکان دربار) بود که این فرد یکی از اعضای شورای خاص سلطنتی هم به شمار می‌رفت. مراقبت از تندرستی و تأمین‏ وسایل خوشی شاه از جمله وظایف حکیم‌باشی بود. از کنار طلسم‌ها و سنگ‌ها که بگذرید وارد راهرو دیگری می‌شوید تا عکس‌ها و ۱۹ مدال‌ مرحوم پروفسور یحیی عدل پدر جراحی ایران را از نزدیک ببینید. او موفق به کسب مدال «لژیون دونور» بالاترین نشان افتخار کشور فرانسه شده است.

آن سمت راهرو روی یک تابلوی قدیمی نوشته شده است: «دکتر محمد قریب انترن سابق مریض‌خانه‌های پاریس». باید یک دست مریزاد به «کیانوش عیاری» گفت که با مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» مردم ایران را با یکی از نخستین پزشکان متخصص اطفال ایران آشنا کرد. مرحوم قریب هم نشان «لژیون دونور» دریافت کرده است. عکس آیت‌الله مرعشی که بر پیکر این پزشک عالیقدر نماز خوانده بر سینه دیوار است.


در بخش نسخ خطی ۱۵ نسخه چاپ سنگی و ۴۵ نسخه خطی نگهداری می‌شود که شاید مهمترین اثر، نسخه‌ای متعلق به سال ۴۸۴ هجری قمری برگرفته از کتاب «المنصوری» یا «طب المنصوری» ابوریحان بیرونی است که نسبت به کتاب مفصل پزشکی او «الحاوی» مختصرتر است. کاغذ این نسخه خطی از نوع کاغذ سمرقندی و جلد آن هم تیماج عنابی است. برخی پوسترهای روی دیوار هم از کتاب «مخزن‌الادویه» محمد حسین عقیلی علوی خراسانی تهیه شده است. این کتاب در دروه صفویه نگاشته شده و عقیلی خراسانی هرآنچه به زبان عربی درباره گیاهان دارویی گردآوری شده را به فارسی بازگردانده است.


در یکی از راهرو‌ها هم یک جعبه بسیار کوچک داروهای اضطراری وجود دارد که نباید دیدن آن را از دست داد. این کیف متعلق به نصرت‌الدوله عموی فرمانفرما است که شرح داستان او و این منطقه کمی بالاتر توضیح داده شد. این جعبه‌ها متعلق به دهه ۱۹۱۰ میلادی است و در آن داروهایی نظیر مرفین و کدئین نگهداری می‌شد. دکتر «تورج نیر نوری» جراح مغز و اعصاب این جعبه شیک و کوچک را به موزه هدیه داده است.


فاطمه احمدی- کارشناس موزه تاریخ علوم پزشکی ایران که با علاقه خاصی جذابیت‌های موزه را بیان می‌کند، سند چهار خانه دارالفنون را حتماً به گردشگران نشان می‌دهد. این سند حدود ۱۰۰ سال پیش از سوی مسوولان مدرسه دارالفنون صادر شده است. اشخاص علاقه‌مند به پزشکی وارد دارالفنون که می‌شدند یک استاد فرانسوی و ایرانی طی چهار سال یکی از چهار خانه این سند را به نشان موفقیت فرد پر می‌کردند و پس از پایان دوره تحصیل از این سند به عنوان مجوز طبابت یاد می‌شد. دیپلم چهارخانه‌ای موجود در موزه پزشکی متعلق به میرزا ارسطو خان است که در فاصله سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۹ میلادی در مدرسه دارالفنون تحصیل می‌کرد.


یکی از قسمت‌ها به آثاری از مرحوم پروفسور «شمس شریعت تربقان» یکی از چهره‌های ماندگار پزشکی و پدر پاتولوژی ایران تعلق دارد که در مکتبخانه درس خواند اما وارد رشته پزشکی تهران شد و در رشته پاتولوژی (آسیب‌شناسی) فارغ‌التحصیل شد. او که ریاست افتخاری موزه را هم برعهده داشته به تاریخ پزشکی ایران علاقه‌مند بوده و مطالب زیادی در این زمینه جمع آوری کرده است. یکی از کتاب‌هایی که توصیه می‌شود حتماً بخوانید کتاب «دوسیه آقا شمس»، شرح زندگانی این پزشک فرهیخته ایرانی است.


وارد بخش دامپزشکی که شوید انواع نعل اسب را می‌بینید که هرکدام ویژه‌ یک نوع آب و هوا است. البته اره‌های کوچک و بزرگی که موی را براندامتان سیخ می‌کند را هم از دست ندهید. احمدی می‌گوید: «در ایران و در دوره مادها و هخامنشیان بیشتر موبدان دامپزشک بودند و این شغل بسیار شریف بود. در آن زمان پزشک انسان و حیوان یکی بود!» در بخش دامپزشکی تابلویی توجه علاقه‌مندان به موزه پزشکی را جلب می‌کند. این تابلو برگرفته از آناتومی اسب است که حدود ۵۰۰ سال پیش یعنی در دوران صفویه نقاشی شده و امروزه این نقشه کالبدشکافی اسب در کتابخانه دانشگاه استانبول نگهداری می‌شود.

غرفه‌ چشم‌پزشکی هم شامل اسناد، ابزار کار و لوازم شخصی پروفسور محمدقلی شمس بنیانگذار چشم پزشکی نوین در ایران است. پروفسور شمس پس از اتمام تحصیلات در فرانسه و بازگشت به وطن، نخستین کسی است که در ایران عینک ساخت و نخستین کسی است که پیوند قرینه را در سال ۱۳۱۳ انجام داد. یک دستگاه تراش سنتیِ دستی عینک هم جذابیت خاص خود را دارد چرا که این دستگاه متعلق به فردی است که با دست و بدون تحصیلات دانشگاهی شیشه‌ها را تراش می‌داده است.


پروفسور شمس همچنین توانسته بیماران تراخمی را درمان و این بیماری را در مناطق جنوبی ایران کمابیش ریشه کن کند.

در بخش دندان‌پزشکی هم قدیمی‌ترین یونیت‌های دندان‌پزشکی به چشم می‌خورد که یکی از آنها همزمان با یونیت دندان‌پزشکی شیری‌رنگ کاخ نیاوران وارد ایران شده است. دکتری بنام یزدان‌پناه هم که هنرمند نقاش بوده زمانی از دندانپزشکان نقاشی کرده و آثاری از او به این موزه اهدا شده است.


آخرین بخش موزه جذاب‌ترین قسمت آن است. قدیمی‌ترین داروخانه مدرن ایران در این بخش قرار دارد. احمدی کارشناس موزه پزشکی در این باره می‌گوید: « ۱۵۰سال پیش داروخانه پیشرفته به معنای امروزی وجود نداشت و مردم داروهای گیاهی و سنتی را از عطاری‌ها تهیه می‌کردند و داروهای شیمیایی هم از خارج کشور وارد ایران می‌شد. تا آن که هادی‌خان سرتیپ برای استفاده وزارت جنگ این داروخانه مدرن را تاسیس کرد و کلیه لوازم آن را از کشور اتریش به ایران آوردند. پس از فوت هادی‌خان، این داروخانه بابت طلب از سوی ارتش به خواهرزاده او عبدالحسین‌خان واگذار شد. او هم در خیابان لاله‌زار این داروخانه را راه‌اندازی کرد و پس از فوت او پسرش دکتر امیر هوشنگ نظامی جایگزین پدر شد.»

فاطمه احمدی کارشناس موزه پزشکی

علاوه بر شیشه‌ها و ویترین‌های چوبی، پیشخوان این داروخانه هم هیجان‌انگیز است. حتما یک عکس یادگاری با آن بگیرید. اینجا آدم را به یاد مجموعه «هزار دستان» و داروخانه مجموعه «معمای شاه» می‌اندازد. جالب آن که عکس روی دیوار شباهت عجیبی به پزشک جوان این سریال تلویزیونی دارد. عکس قدیمی داروخانه لاله‌زار هم دیدنی‌است. سال ۶۲ به همسر نظامی، دکتر زرین دخت شرقی خبر می‌رسد که داروخانه در حال تخریب است و در صورت تمایل آنجا را تخلیه کند. دکتر شرقی هم داروخانه و وسایل آن را به دانشکده داروسازی می‌برد و سپس با احداث موزه، او این آثار را به اینجا منتقل می‌کند.

احمدی می‌گوید:« داروخانه دکتر شرقی در حسن آباد واقع شده بود که در اثر آتش سوزی از بین رفت و تنها یک کمد بزرگ جعبه عینک از آن باقی ‌ماند که آن هم در همین اتاق نگهداری می‌شود. جالب آن که در داروخانه عینک تجویز می‌شده است؟!» روی یکی از تابلو‌های داروخانه نظامی نوشته شده: «حب ترک تریاک داروخانه نظامی شما را از این بدبختی نجات می‌دهد!»

دیدن این موزه را از دست ندهید. شنبه تا چهارشنبه ۸صبح تا ۱۵بعد از ظهر می‌توانید به این بنای قاجاری سر بزنید و لذت ببرید.