چمدان :   حرکت با لودر و تراکتور روی دیواره سد «بستان خانی» در خرم بید این اثر تاریخی ۲۵۰۰ ساله مربوط به دوران هخامنشی در ۲۰ کیلومتری شمال پاسارگاد را از بین برد. این سد که بر روی شاخه‌ای از رود پلوار در ابتدای تنگ حنا در ۲۰ کیلومتری شمال آرامگاه کوروش قرار گرفته است، بخشی از یک سیستم مهندسی هدایت و مدیریت آب‌های سطحی مربوط به دوران هخامنشی در ۲۵۰۰ سال پیش است که برای دومین بار در دو دهه اخیر به شکلی وحشتناک تخریب و بخش بزرگی از آن ویران شد. ابعاد تخریب به حدی است که می‌توان از آن به عنوان فاجعه یاد کرد.

 

موقعیت سد هخامنشی تنگ حنا نسبت به آثار محوطه میراث جهانی پاسارگاد

مجموعه چند سد و آبراهه تاریخی در شمال استان فارس بین شهرستان خرمبید و پاسارگاد قرار می‌گیرند. یکی از ارزشمندترین آثار تاریخی موجود در استان فارس و شهرستان خرمبید یک سد تاریخی است که در نزدیکی روستای یاس چمن قرار گرفته است و با شماره ۲۱۴۳۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

این سد که در دهانه تنگه کوهستانی با نام «بستان خانی» جای گرفته نزدیک به ۲۰ متر ارتفاع دارد و از مهمترین ساختارهای دوران هخامنشی است که میزان زیادی آب را در دریاچه خود ذخیره می‌کرده و جهت مصارف کشاورزی و باغبانی و مصارف عمومی استفاده می‌شده است.

متأسفانه این اثر بسیار ارزشمند به دست نابخردان، قاچاقچیان و غارتگران فرهنگ و تاریخ این سرزمین در چند مرحله تخریب و ویران شده است. نخستین بار این سد هخامنشی در اواخر دهه هفتاد توسط یکی از مالکان و کشاورزان مورد تخریب قرار گرفت و ساختار معماری آن که متشکل از سنگ‌های مکعبی شکل و گیره‌های آهنی بود، ویران شد.

اما تخریب ویرانگر دیگری به تازگی و طی چند ماه اخیر (زمستان ۹۶) اتفاق افتاده است. تخریب کنندگان با استفاده از ادوات سنگین بیل میکانیکی و بولدوزر بخش زیادی از پیکره سد را نابود کرده و خاک‌ها و سنگ‌های بکار رفته در ساخت این سد را در اطراف ریخته و گودال بزرگی به عمق ۱۵ متر در مرکز سد ایجاد کرده‌اند. آنچه شگفتی این اقدام را بیشتر می‌کند آن است که تخریبگران آنقدر از عدم حضور نیروهای یگان حفاظت و کارشناسان مطمئن بوده‌اند که با خیال راحت در محل مورد نظر لودر و کانکس مستقر کرده‌اند! هیچ شواهدی از اجرای طرح‌های عمرانی در دست نیست و به نظر می‌رسد گروهی به انگیزه گنج‌یابی و به طور عامدانه اقدام به حفاری غیرمجاز گسترده کرده‌اند؟!  اکنون کانکس و لودر در محل است اما هیچ کس مسوولیت چنین اقدامی را به عهده نگرفته است؟!

شواهد موجود و مطالعاتی که در چند سال پیش توسط گروهی از باستانشناسان انجام شد نشان می‌دهد این اثر منحصر به فرد در ابتدای دوران هخامنشی و زمان فرمانروایی کوروش برای مهار سیلاب و ذخیره آب برای مصارف عمومی و کشاورزی مردم ساخته شده است. بسیار جای تاسف و شگفتی است که چرا اثری با این میزان ارزش که نمونه آن در فلات ایران به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد اینچنین مهجور و بی‌توجه مانده که اکنون باید چنین سرنوشت شومی را داشته باشد.

البته پیشتر هم خرم بید با مسأله کارخانه رب گوجه و ترشی در حوزه میراث فرهنگی خبرساز شده بود چرا که در حریم پاسارگاد مجوز احداث این کارخانه صادر شد. البته بر اساس تقسیمات سیاسی شمال محدوده پاسارگاد وارد این شهرستان می‌شود که این اقدام به معضلی برای حفاظت پاسارگاد تبدیل شده است.

مورد قابل تأمل این که مجوز مذکور برای احداث یک سوله این کارخانه گرفته شده بود و در حالی که همه خبردار شده بودند، نه تنها میراث فرهنگی پس از اطلاع رسانی اقدامی نکرد بلکه چند سوله هم به سوله نخست اضافه شد. هرچند مسوولان میراث فرهنگی استان فارس مدعی بودند که برای سوله های این کارخانه حکم تخریب گرفته‌اند اما چند وقت پیش باز هم یک سوله به این سوله‌ها اضافه شد و حصارکشی انجام شد اما از حکم تخریب و اقدامات مقتضی میراث فرهنگی خبری نشد؟!

این اثر به لحاظ سیستم تاریخی و مهندسی باستان در حوزه پاسارگاد قرار می‌گیرد هرچند به لحاظ تقسیمات سیاسی در حوزه شهرستان خرم بید است. حال باید دید واکنش مدیرپایگاه پاسارگاد و رئیس اداره میراث فرهنگی خرم بید به این قضیه چیست؟ آیا این مقام‌های مسؤول نسبت به استخدام نیروی یگان حفاظت بیشتر اقدامی کرده بودند؟ آیا تخریبی چنین گسترده و با ادوات کامل نشان از آن نیست که یا مأمور یگان حفاظت شهرستان خرم بید به این اثر سرکشی نکرده یا اگر چنین کرده گزارشی مبنی بر تعرض و تخریب به اداره مذکور ارائه نکرده است؟ در صورتی که یگان حفاظت اطلاع رسانی کرده چرا رئیس میراث شهرستان اقدامات مقتضی را انجام نداده است؟

موقعیت سد هخامنشی تنگ حنا نسبت به آثار محوطه میراث جهانی پاسارگاد

مسؤولان میراث فرهنگی شهرستان خرم بید، استان فارس و سازمان میراث فرهنگی کشور کجا هستند که این فاجعه بزرگ روی داده است. به راستی داستان تلخ نابودی آثار و محوطه‌های باستانی ایران کی به پایان خواهد رسید و آیا مسؤولان ما از این همه بی‌خبری و خمودی و بی‌توجهی روی برخواهند گرداند؟