چمدان: «لطفا اینجا منتظر بمانید. خودِ آینده‌تان به‌زودی شما را ملاقات می‌کند». این پیام یکی از تابلوهای خیابانی است که مایکل پدرسون، هنرمند ساکن سیدنی، در حاشیه زمینی نصب کرده است تا به مردم اطلاع دهد که قرار است به‌ زودی خودشان را که احتمالا از طریق دروازه زمان از آینده بازگشته‌ ملاقات کنند.

پدرسون درباره این تابلوها که در تمام نقاط سیدنی نصب کرده است به روزنامه هافینگتون‌پست می‌گوید: «حدس می‌زنم فکاهی راهی سریع برای جلب توجه مردم است. امیدوارم این فکر به نتیجه خوبی برسد و به مردم فرصت دهد درباره محیط اطرافشان فکر کنند.»

حواستان به جان باشد!

 

زنده برای ۴۲ روز

 

لطفا تا زمانی‌که فراخوانده شوید اینجا منتظر بمانید

 

لطفا تا زمانی‌که فراخوانده شوید اینجا منتظر بمانید

 

در ۲۸ مارس ۲۰۱۷ آنتونی گرین کشف کرد در ایمیلی که برای تمام همکارانش فرستاده بود به‌جای «شما هستید» نوشته است «مال شما». پس آنتونی به‌سرعت اداره را ترک کرد و سر به بیابان گذاشت و دیگر هرگز بازنگشت

 

در ۲۸ مارس ۲۰۱۷ آنتونی گرین کشف کرد در ایمیلی که برای تمام همکارانش فرستاده بود به‌جای «شما هستید» نوشته است «مال شما». پس آنتونی به‌سرعت اداره را ترک کرد و سر به بیابان گذاشت و دیگر هرگز بازنگشت

 

راه خروج از اینجا!

 

راه خروج از اینجا!

 

راه خروج از اینجا!

 

لطفا اینجا منتظر بمانید؛ خود آینده‌تان به‌زودی شما را ملاقات می‌کند

 

لطفا اینجا منتظر بمانید؛ خود آینده‌تان به‌زودی شما را ملاقات می‌کند

 

لطفا دست نزنید

 

نزدیک سوتی‌های تاریخی؛ در ۵ ژوئن ۲۰۱۶، ایمی کین روی این پله سکندری خورد و تمام راه را به پایین غلطید و روی پاهایش فرود آمد. او دستانش را به‌نشانه پیروزی بالا آورد و به اطراف چرخید، اما آن نزدیک‌ها هیچ غریبه‌ای نبود که شاهد پیروزی‌اش باشد. او روی پله‌ها نشست و لحظه‌ای به دور و برش خیره شد، سپس آرام راه خانه را در پیش گرفت و به تختخواب رفت

 

نزدیک سوتی‌های تاریخی؛ در ۵ ژوئن ۲۰۱۶، ایمی کین روی این پله سکندری خورد و تمام راه را به پایین غلطید و روی پاهایش فرود آمد. او دستانش را به‌نشانه پیروزی بالا آورد و به اطراف چرخید، اما آن نزدیک‌ها هیچ غریبه‌ای نبود که شاهد پیروزی‌اش باشد. او روی پله‌ها نشست و لحظه‌ای به دور و برش خیره شد، سپس آرام راه خانه را در پیش گرفت و به تختخواب رفت

 

برای ورود به این حفره باید این قد را داشته باشید

 

برای ورود به این حفره باید این قد را داشته باشید

 

اینجا آخرش است، لطفا برگردید!

 

جای کفش، حدود سال ۱۹۹۸؛ الکس نمی‌تواند به یاد بیاورد چرا سال‌ها قبل به‌عمد پایش را روی سیمان خیس گذاشت. از آن‌ کارهایی نبود که معمولا انجام می‌داد. اکنون هربار از اینجا رد می‌شود الکس از این فکر که جای پایش از خودش بیشتر عمر کند آشفته می‌شود

 

محل انتظار بی‌انتها

 

اینجا جای بدی برای پنهان‌شدن است. آیا دوست دارید جای دیگری را امتحان کنید؟ لغو—– بله

 

اینجا جای بدی برای پنهان‌شدن است. آیا دوست دارید جای دیگری را امتحان کنید؟ لغو—– بله