چمدان :  پس از ۲۶ سال سند نهایی رژیم حقوقی دریای خزر در ۲۴ ماده دیروز یکشنبه بیست و یکم مرداد میان روسای جمهور پنج کشور ساحلی یعنی ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان ربع قرن پس از فروپاشی شوروی امضا شد.

در گروه‌های مختلف این بحث مطرح است که با امضای معاهده بین المللی سهم ایران از دریای خزر را که ۵۰٪ بود به کمتر از ۱۱٪ و سهم ایران از استخراج ۴۸ میلیارد بشکه نفت و ۹ هزار میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به ۱٪ کاهش می‌یابد.

این درحالی است که محمود صادقی نماینده اصلاح‌طلب مجلس در توئیترش درباره اجلاس دریای مازندران در قزاقستان نوشته بود: «رئیس‌جمهور در حالی عازم آکتائو شده که مفاد توافقات درباره رژیم حقوقی دریای خزر در هاله‌ای از ابهام است. آیا راست است که سهم ۵۰ درصدی ایران به ۱۱درصد سقوط کرده؟! آیا ترکمنچای دیگری در راه است؟ مردم بدانید! نمایندگان مجلس اصلا در جریان توافقات پشت‌پرده نیستند.»

نظر محمود صادقی نماینده مجلس و پاسخی که عبدالله گنجی مدیرمسوول روزنامه جوان به او داده است | الهه کولایی استاد علوم سیاسی و مطالعات منطقه‌ای و نماینده اسبق مجلس هم در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کرد: زمان مناسبی برای نشستن پشت میز مذاکره خزر نبود. کشورهای حاشیه دریای خزر از توافقات چندجانبه تبعیت نمی‌کنند بلکه تابع شرایطی هستند که در محیط بین‌المللی به وقوع می‌پیوندد. آنچه دیروز در قزاقستان مطرح شد، شامل منابع زیر بستر، حدود بستر و تعیین خطوط مبدا نمی‌شود بلکه همکاری‌هایی برای استفاده از آب و اختیار بهره‌برداری هریک از کشورها و در مجموع میزان بهره‌برداری از آب را شامل می‌شود

خزر یا کاسپین؟

بارها تأکید شده که جهانیان دریای شمالی ایران را به نام یکی از کهن‌ترین اقوام ایرانی یعنی «کاسپی‌ها» که در زمان باستان ساکن کرانه‌های این دریا بودند، «دریای کاسپین» می‌نامیده‌اند. هر چند در برهه‌هایی از زمان آن را به نام دریای مازندران، هیرکان، گرگان، آبسکون، طبرستان، گیلان و دیلم هم می‌شناختند اما امروزه در ایران آن را با نام خزر می‌شناسند. خزرها قومی وحشی بودند که همواره به سرزمین اقوام همسایه هجوم می‌بردند و اموال آنان را غارت می‌کردند. خزرها از قرن ششم میلادی در منطقه‌ سفلای رود ولگا زندگی می‌کردند و در قرن دهم میلادی ‏‎روس‌ها (اسلاو‌های شرقی) آنان را نابود کردند.

حال این پرسش همواره در اذهان ایرانیان پدید آمده که چرا به جای کاسپین نام این بخش از آب‌های ایران خزر نامیده شده است؟!

ردپای روس‌ها در دریای کاسپین

اما به لحاظ تاریخی روس‌ها از چه زمانی نامشان به دریای مازندران (کاسپین، خزر) پیوند خورد؟

هوشنگ طالع در گفت‌وگویی در این باره توضیح داده است: «سال ۱۵۵۱ میلادی (۹۳۰ خورشیدی)، ایوان واسیلیویچ (۱۵۸۴-۱۵۳۳ میلادی، ۹۶۳- ۹۱۳ خورشیدی) معروف به «ایوان مخوف»، حکمران مسکو، با پیروزی بر خان قازان، خان‌نشین مزبور را برانداخت و دو سال بعد، بندر آستاراگان (آستاراخان، هشترخان) را گشود. در نتیجه برای نخستین بار، پای روسیان به دریای مازندران باز شد.

اما پیش از ظهور «پتر» در صحنه سیاسی روسیه (۱۷۵۲-۱۶۸۲ میلادی / ۱۱۰۴۱- ۱۰۴۱ خورشیدی) همیشه دریای مازندران، یک دریای ایرانی بود. بیشترین بخش کناره‌های این دریا در قلمروی دولت ایران قرار داشت. مهم‌تر این که در این بخش، ایران با مدعی یا مدعیانی روبه‌رو نبود. ایران تا پیش از تاجگذاری پتر، هرگز از سوی دریای مازندران مورد تهدید جدی قرار نگرفته بود. در ماه مه ۱۷۲۳ میلادی (اردیبهشت ماه ۱۱۰۲)، فرمان تهاجم به سوی سرزمین‌های ایران را صادر کرد. روس‌ها به سرعت دست اندرکار شدند و از راه ولگا خود را به دریای مازندران رسانده و داغستان را متصرف شدند. سپس متوجه گیلان شده و شهر رشت را اشغال کردند. نیروهای محلی در گیلان به مقابله برخاستند، اما شکست خوردند. روس‌ها که از این پیروزی جری‌تر شده بودند، بادکوبه را نیز تسخیر کردند. بدین‌سان، برای اولین بار کشور ایران از سوی دریای مازندران مورد تهدید و هجوم قرار گرفت و در نتیجه، حاکمیت بی‌معارض ایران در این دریا به مخاطره افتاد.»

نقشه‌ای در فضای مجازی دست به دست می‌شود و وضعیت ایران پس از امضا رژیم حقوقی خزر نسبت به آبهای خزر را نشان می‌دهد

عهدنامه گلستان

پس از آن در طول تاریخ  این نادرشاه بود که توانست روس‌ها را وادار به خروج نیروهای خود از گیلان و قفقاز کند. او حتی تلاش کرد با استفاده از مستشار نظامی انگلیسی به نام جان اِلتون، نیروی دریایی در دریای خزر ایجاد کند اما با مرگ او آرزوی اینچنینی هم به خاطره‌ها سپرده شد. بار دیگر در دروه فتحعلی شاه دو جنگ بزرگ بین ایران و روسیه تزاری در یک دوره ۲۵ ساله رخ داد. این جنگ‌ها با شکست ایران از روسیه پایان یافت و بخش‌هایی از ایران (قفقاز و ترکمنستان امروزی) به قلمرو امپراتوری روسیه پیوست. جنگی که از دل آن با فشار روس و انگلیس قرارداد عهدنامه گلستان و قرارداد ترکمانچای بیرون آمد.

عهدنامه گلستان در تاریخ ۳ آبان ۱۱۹۲ خورشیدی (۲۹ شوال ۱۲۲۸ قمری) مطابق با ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ میلادی در پی جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار بین این دو کشور امضاء شد.

طی این قرارداد در مجموع ۱۴ ولایت قفقازی ایران (ایالت‌ها و ولایت‌های چهارده گانهٔ مزبور عبارت بودند از: ایالت گنجه و قره‌باغ، ولایت‌های شکی، شیروان، قبه، دربند، بادکوبه، داغستان و گرجستان، محال شوره‌گل، آچوق‌باشی، گروزیه، منگریل و آبخاز. افزون بر آن، بخشی از سرزمین تالش نیز به تصرف روس‌ها، درآمد و حاکمیت بدون منازع ایران بر دریای مازندران، خدشه‌دار شد) به همراه بخشی از خانات تالش و سواحل ارزشمند دریای کاسپین برای ایران از دست رفت.

در فصل پنجم عهدنامه گلستان آمده است: کشتی‌های دولت روسیه که برای معاملات بر روی دریای خزر تردد می‌نمایند به دستور سابق مأذون (مجاز) خواهند بود که به سواحل و بنادر جانب ایران عازم و نزدیک شوند و زمان طوفان و شکست کشتی از طرف ایران اعانت و یاری دوستانه نسبت به آن‌ها بشود. کشتی‌های جانب ایران هم به دستور سابق مأذون خواهند بود که برای معامله روانه سواحل روسیه شوند و به همین نحو در هنگام شکست و طوفان از جانب روسیه اعانت و یاری دوستانه دربارهٔ ایشان معمول گردد. کشتی‌های عسکریه جنگی روسیه به طریقی که در زمان دوستی یا در هر وقت کشتی‌های جنگی دولت روسیه با علم و بیدق در دریای خزر بوده‌اند حال نیز محض دوستی اذن (اجازه) داده می‌شود که به دستور سابق معمول گردد و احدی از دولت‌های دیگر سوای دولت روس کشتی‌های جنگی در دریای خزر نداشته باشد.

جنگ‌های ایران و روس در دوره قاجار که منجر به امضا عهدنامه گلستان و ترکمانچای شد

قرارداد ترکمن چای

اما قراداد ترکمان چای در تاریخ اول اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ایران و روسیه در دوره فتحعلی شاه قاجار بین این دو کشور در روستای ترکمانچای امضا شد.

یکی از مفاد قرارداد ترکمانچای اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی‌های تجاری روسی در دریای خزر و انحصار عبور و مرور کشتی‌های جنگی به روسیه بود. به این ترتیب ایران حق کشتی‌رانی در دریای خزر را از دست داد و ملزم به پرداخت ۱۰ کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد.

در فصل هشتم این قراداد آمده است:« سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.»

زنان گرجی و عهدنامه ترکمن چای

یکی از خاطرات تلخ ایرانیان پس از این قراداد داستان وزیر مختار روسیه و زنان گرجی است.

گریبایدوف به عنوان وزیر مختار روسیه برای پیگیری مفاد عهدنامه ترکمنچای و دریافت غرامت از ایران در سفری که به تهران داشت متوجه شد تعدای از زنان گرجی در منازل رجال ایرانی به سر می‌برند. او طبق مفاد ماده سیزده عهدنامه ترکمنچای آنان را اسیر تلقی کرد و از دولت ایران درخواست استرداد آنان را داشت. با کمک و هدایت «آقا یعقوب ارمنی»، یکی از خواجه سرایان حرم‌سرای فتحعلی شاه، که با خانواده‌های رجال ایران آشنا بود به بازرسی خانه شخصیت‌های سرشناس و مطالبه زنان گرجی پرداخت. سرانجام با پافشاری گریبایدوف دو زن گرجی که به گفتهٔ ایرانیان مسلمان شده بودند و در منزل آصف‌الدوله، وزیر امور خارجه وقت، به سر می‌برند، به هیئت روسی تحویل داده شدند.

این موضوع به بسته شدن بازار ناآرامی در میان مردم منجر شد و پس از آن‌که آقا یعقوب ارمنی به سفارت روسیه پناهنده شد؛ عده‌ای از مردم، به تحریک مجتهدی به نام میرزا مسیح مجتهد، در ۲۲ بهمن ۱۲۰۷ هجری شمسی (۱۱ فوریه ۱۸۲۹ میلادی، ۶ شعبان ۱۲۴۴ هجری قمری) به سفارت روسیه حمله کردند و هر کس را یافتند کشتند و تنها مالتسوف، دبیر اول سفارت جان سالم به در برد. سرانجام جنازه مثله شده گریبایدوف شناسایی و به تفلیس فرستاده و در همان شهر دفن شد. ایران و روسیه در آستانهٔ جنگ دیگری قرار گرفتند که با اعزام خسرو میرزا فرزند عباس میرزا به مسکو با در دست‌داشتن نامه عذرخواهی فتحعلی شاه برای تزار نیکلای یکم، کار به مصالحه کشید و میرزا مسیح به تقاضای دولت روس به عتبات تبعید شد. شاه ایران، برای جلوگیری از جنگ دیگری که پیروزی آن غیرممکن به نظر می‌رسید الماس بسیار بزرگی را (معروف به الماس شاه) همراه فرستاده‌اش، تقدیم به تزار روسیه کرد. پس از آن روابط ایران و روسیه کم‌کم بهبود یافت و روس‌ها از قتل گریبادوف چشم پوشی کردند.

 

لبخندی که بر لبان ایرانیان خشکید

اما پس از آن که در شانزدهم مارس ۱۹۱۷ میلادی (۲۵ اسفند ماه ۱۲۹۵ خورشیدی) حکومت تزاری سقوط کرد و بلشویک‌ها به جای آنان حکومت را به دست گرفتند. ایرانیان خشنود شدند که قرادادهای فی مابین آنها و تزارها هم ملغی شده است. اما این بار بلشویک‌ها با حمله به رشت و تصرف آن به ایران فشار آوردند.  و با وجود شکایت ایران به جامعه ملل  به دلیل فشارهای مضاعف روس‌ها با تصرف بخش‌های شمالی ایران سرانجام در بیست و سوم آذر ماه ۱۳۰۰ مطابق ۱۳ دسامبر ۱۹۲۱، مجلس شورای ملی اجازه‌ امضا و مبادله‌ اسناد عهدنامه مودت میان ایران و شوروی را صادر کرد. قراردادی که در هفت اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی مطابق ۲۶ فوریه۱۹۲۱ میلادی به امضا طرفین رسید.

بر پایه‌ این عهدنامه، آن‌چه را که حکومت تزاری بر پایه‌ تحمیل قراردادهای «گلستان و ترکمانچای» و «آخال» [مربوط به تجزیه‌ی شمال شرقی ایران است، جایی که بعدها در آن کشورهای تاجیکستان و ترکمنستان شکل گرفت و بخش‌هایی از آن هم امروزه در کشورهای ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان قرار دارد] از ایران تجزیه کرده بود، به حکومت بلشویکی منتقل شد.

عهدنامه مودت میان ایران و شوروی

در فصل یازدهم این عهدنامه آمده است:

«نظر به اینکه مطابق اصول بیان شده در فصل هشتم این عهدنامه منعقده در دهم فورال ۱۸۲۸ مابین ایران و روسیه در ترکمان چای نیز که فصل هشتم آن حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب نموده بود از درجه اعتبار ساقط است لهذا طرفین معظمتین متعاهدتین رضایت می‌دهند که از زمان امضاء این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی‌رانی آزاد در زیر بیرق‌های خود در دریای خزر داشته باشند.»

بیانیه «پوتین» بعد از امضا سند رژیم حقوقی دریای خزر: اولویت روسیه برای ساخت بنادر کشتی‌های سنگین در امتداد سواحل دریای کاسپین و مناطق توریستی و گردشگری و اقتصادی است

قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی (۱۹۴۰)

روز پنجم فروردین ماه ۱۳۱۹ (۲۵ مارس ۱۹۴۰) و در کش و قوس جنگ جهانی دوم، قرارداد بازرگانی و بحر پیمایی میان دولت ایران و اتحاد شوروی بسته شد.

در ماده ۱۳ این قرار داد آمده است: «طرفین متعاهدین بر طبق اصولی که در عهدنامه‌‌ مورخ ۶ فوریه ۱۹۲۱ بین ایران و جمهوری متحد سوسیالیستی، شوروی روسیه اعلام گردیده است موافقت دارند که در تمام دریای خزر کشتی‌هایی جز کشتی‌های متعلق به ایران یا اتحاد شوروی سوسیالیستی و یا متعلق به اتباع و بنگاه‌های بازرگانی و حمل و نقل کشوری یکی از طرفین متعاهدین که در زیر پرچم ایران یا زیر پرچم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیر می‌نمایند، نمی‌تواند وجود داشته باشد.»

بند ۴ ماده ۱۲ مقرر می دارد: «هر یک از طرفین متعاهدین ماهی‌گیری را در سواحل خود در حد ۱۰ میل دریایی به کشتی‌های خود اختصاص داده و این حق را برای خود محفوظ می‌دارند…».

در این بین پرسشی که مطرح است آن است که رضا شاه که اندکی پس از انقلاب ۱۹۱۷ روس‌ها به قدرت رسید و یا محمد رضا شاه پهلوی که پس از شهریور   ۱۳۲۰ بر تخت سلطنت رسید مسأله سهم ایران از دریای خزر را به صورت شفاف بیان نکردند کما این که به زعم برخی کارشناسان در زمان ماجرای نفت شمال در اواخر حکومت احمدشاه و احیای دوباره مسأله آن در سال ۱۳۲۰فرصتی مناسبی برای تعیین سهم ایران فراهم شد.

داس و چکشی که برسر ایران فرو ریخت

اما در دوران پس از انقلاب ایران، روز سی‌ام آذر ماه ۱۳۷۰ (۲۱ دسامبر ۱۹۹۱)، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی فرو پاشید و از دل آن سه کشور آذربایجان (اران)، قزاقستان و ترکمنستان با ایران دارای مرز مشترک آبی شدند.

حال برخی کارشناسان عنوان می‌کنند که کشورهای مذکور در همان زمان در دو شهر آلماتی و مینسک اعلام کردند که تمام معاهدات و تعهدات اتحاد شوروی را به رسمیت می‌شناسند. از این رو باید آنها تنها بر ۵۰ درصد دریای خزر به صورت مشاع حاکمیت داشته باشند و ۵۰ درصد دیگر از آن ایران است. موضوعی که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه در موردش موضع مشخصی نگرفت.

این در حالی است روسیه که تا سال ۱۹۹۷ از قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ برای مبنا قرار دادن مذاکرات پشتیبانی می کرد از ۶ ژوئیه ۱۹۹۸ شروع به بستن قراردادهای دو جانبه با  قزاقستان و آذربایجان در مورد تقسیم دریای مازندران کرد که این کار عملاً دریای مازندران را تقسیم می کرد و مخالف قراردادهای قبلی بود.

مصاحبه رجب صفروف عضو هیئت کارشناسی روسیه در مذاکرات قزاقستان بر سر رژیم حقوقی دریای خزر  با بی بی سی: ما تعجب کردیم که ایران خودش از ابتدا روی سهم پنجاه درصد پافشاری نکرد | عبدالله شهبازی تاریخ نگار در کانال خود نوشته است: این آقای رجب صفروف رسماً دروغ می‌گوید. ایران سهم ۵٠ در صد از دریای خزر در هیچ قراردادی نداشته و اصولاً سهم ایران و شوروی در هیچ قراردادی تعیین نشده است. معماست برایم که این آقا کیست و اگر واقعاً کارشناس روسیه است چرا و با چه انگیزه‌ای دروغ می‌گوید؟

 

 روایت‌های مجازی: پاسخ توییتری دکتر رضا نصری، حقوقدان بین‌الملل، به ادعاهای رجب صفروف، کارشناس روس، درباره موضع ایران در قبال سهم خزر در سال ١٩٩۶

 

برخی نیز عنوان می کنند که قراردادهای مذکور تأکیدی بر این بوده که ایران و روسیه به طور برابر از دریای کاسپین استفاده کنند. بدین معنا که هم روسیه هم ایران می توانند از دریای خزر بهره برداری کنند و این به این معنا نبوده که نصف دریا از آن ایران باشد و نصف دیگر از آن روسیه.

حال ۲۶ سال است که قرار است سند نهایی رژیم حقوقی خزر تهیه شود  آن هم برای آبهایی که چون دریاچه است و به آبهای آزاد راه ندارد مشمول  کنوانسیون حقوق دریاها نمی‌شود و باید حقوقی جدید برای آن درنظر گرفت و اختلاف نظر بین کشورها این روند را طولانی‌تر کرده است. از جمله موارد مورد بحث استفاده مشاع یا تقسیم دریای خزر در منابع انرژی و شیلات و حریم هوایی است که به نظر می‌رسد اکنون پنج کشور ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر تقسیم خزر توافق کرده‌اند.

این سند در حال حاضر به سهم ایران اشاره نمی‌کند و ایران در مذاکره با ترکمنستان و آذربایجان دو همسایه آبی‌اش سهمش از بستر دریا را مشخص می‌کند وترکمنستان با آذربایجان توافق جداگانه باید امضا کنند. به این ترتیب شاید بتوان گفت همچنان برنده این بازی روسیه است چرا که توپ از زمین او به زمین چهار کشور دیگر انداخته شده است.

اما انتقادی که این روزها به مسوولان ایرانی وارد است این که چرا افکار عمومی را برای طرح موضوعی به این مهمی آماده نکردند و پیش تر از رسانه های مختلف بویژه رسانه ملی نخواستند از کارشناسان ذی ربط با افکار  و سلایق مختلف دعوت به عمل آورند و موضوع را برای ایرانیان بشکافند.

عکس فوق که در فضای مجازی همزمان با حضور روحانی در قزاقستان برای امضا سند رژیم حقوقی دریای خزر دست به دست شد آمار و سهم احتمالی ایران از دریای خزر را نشان می‌دهد این درحالی است که سهم ایران از خزر در مذاکره ای جداگانه با ترکمنستان و آذربایجان دو همسایه دارای مرز مشترک آبی در خزر مشخص خواهد شد
  فیلم | بازتاب اظهارات جنجالی صفراف درباره سهم ایران از دریای خزر ؛ او حرفش را پس گرفت | واکنش ایران چه بود؟
موشن گرافیک | واقعا از خزر هیچ سهمی به ایران نرسیده است؟