چمدان : مرجان حاجی رحیمی روزنامه‌نگار  میراث فرهنگی در یادداشتی که در اختیار چمدان گذاشت، نوشت: ۱۹۶ شی از ناب ترین اشیای موزه ملی ایران برای نمایش به یکی از کوچکترین شهرهای اروپایی منتقل شده تا به گفته مسئولان میراث فرهنگی معرفی کننده فرهنگ و تمدن ایران زمین باشد اما آیا این تلاش برای شهری گمنام در هلند به نام «آسن» که تنها ۶۷ هزار نفر جمعیت دارد به ریسک انتقال اشیا (چون سرقت و حتی سقوط هواپیما) می ارزد؟ هرچند که مدعی شوند این اشیا بیمه است، براستی چه بیمه ای می تواند پاسخگوی از بین رفتن یک اثر تاریخی برای ایران باشد؟ اگر قرار است نمایش این اشیا برای کشور وسیله ای باشد برای جذب گردشگر خارجی آیا این مهم در شهری به این کوچکی به وقوع می پیوندد و حتی اگر رخ دهد قرار است چه تعداد از این افراد پس از دیدن اشیای فرهنگی و تاریخی ما به ایران سفر کنند؟

عکس های این گزارش تمامی متعلق به مرجان حاجی رحیمی است

آیا علی اصغر مونسان به عنوان رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور که مسئول و امانتدار اشیای باستانی و میراث ملی مردم ایران است از چند و چون برگزاری نمایشگاههای خارجی خبر دارد و اگر خبر دارد چطور اجازه داده است که ۱۹۶ شی از گنجینه موزه ملی ایران که شامل اشیای گرانقیمت و بی نظیری چون جام مارلیک، جام همدان، جام کلاردشت، حلقه قدرت، سفالینه های شهرسوخته، گنجینه جوبجی، اشیای جیرفت و نقش برجسته های تخت جمشید است به شهری منتقل شود که تنها ۶۷ هزار نفر جمعیت دارد؟

اگر قرار است نمایشگاهی از آثار ایران برگزار شود آیا بهتر نیست که در کشورهای کوچکی مثل هلند در پایتخت آن برگزار شود؟ چرا مسئولان موزه ملی ایران به خود اجازه می دهند شان و منزلت میراث یک ملت با تمدن ۷ هزار ساله را تنها به بهانه برگزاری نمایشگاه در اروپا زیر سوال ببرند؟ حالا ۱۹۶ شی از بهترین میراث ملی کشور به موزه «درنتس» در شهر آسن هلند رفته، موزه ای که نه تنها جزء ۲۰ موزه برتر و پربازدید هلند به شمار نمی آید بلکه حتی با جستجو در گوگل نیز نمی توان براحتی آن را یافت، از طرفی آسن نیز جزء ۱۰ شهر پرجمعیت هلند محسوب نمی شود.

ایران مهد تمدن

آسن شهر آرام و خلوتی است و معماری آن همچون دیگر شهرهای کوچک اروپایی است، خانه های ویلایی دو طبقه آجری و شیروانی. در سطح شهر پوستر و بیلبوردی از برگزاری نمایشگاه «ایران مهد تمدن» دیده نمی شود حتما اهمیتی به برگزاری مهمترین رویداد فرهنگی شهرشان نمی دهند! با کمک «گوگل مپ» موزه درنتس را می توان پیدا کرد. اما پیدا کردن در ورودی آن کمی سخت است، دیگر بازدیدکنندگان هم در یافتن آن مشکل دارند. سرانجام ورودی پیدا می شود که بسته است. موزه های بزرگ دنیا آخر هفته ها روزهای شلوغی را سپری می کنند، با این وجود موزه درنتس از این قاعده مستثناست. یکشنبه موزه تعطیل است و فقط گالری نمایش آن که محل برگزاری نمایشگاه آثار ایرانی باز است.

بلیت ورودی ۱۳ یورو است و نمایشگاه در طبقه زیرین برگزار شده است. در ورودی نمایشگاه توضیحی از سرزمین و نقشه ایران به چشم می خورد همچون دیگر نمایشگاههایی که در خارج از کشور برگزار می شود. دکوراسیون آن هم بیش از آنکه به نمایشگاه آثار تاریخی شبیه باشد، تداعی کننده نمایشگاه های صنایع دستی است که نمونه های آن در ایران نیز زیاد دیده می شود، ویترین ها با فرش تزئین شده اند.

در نمایشگاه که آثاری از ۲۰۰ هزار سال قبل ایران تا صفویه در خود جای داده، سیر تاریخی رعایت نشده و در هر ویترین می توان آثاری را دید که حتی از نظر زمانی هم دوره نیستند. از طرفی همچون دیگر موزه ها از راهنمای صوتی خبری نیست و بازدیدکننده باید به زیرنویس ناقص و اندک رضایت دهد، زیرنویسهایی که به دو زبان انگلیسی و داچ نوشته شده اند و البته از فارسی خبری نیست. همچنین دو مانیتور در سالن قرار داده شده که در آن می توان ویدئوهایی از زندگی ایرانیان موفق در هلند دید، آتوسا بانده غیاث آبادی، (نقاش)، مهناز عباسی (فعال اقتصادی) و علیرضا جهانبخش (فوتبالیست).

مولاژ کتیبه بیستون بر دیوار نقش بسته و مجسمه های بدل مرد شمی و داریوش اول نظاره گر بازدیدکنندگان هستند. همچنین در سالن جنبی ویدئویی از موزه ملی ایران و همینطور تصاویری از تخت جمشید و به طور کلی معرفی ایران نمایش داده می شود. با چیدمان ساده نمایشگاه و نظمی که وجود ندارد کل نمایشگاه را می توان در یک ساعت دید. آسن جاذبه گردشگری دیگری ندارد و بیشتر از این نمی توان در آن وقت گذراند.

مخفی‌کاری مسوولان ایران

برگزاری نمایشگاه از آثار ایرانی در موزه های خارجی از سوی مسئولان ذیربط در کشور طوری جلوه داده می شود که گویی در حال انجام کار خلاف قانونی هستند. نگاهی به نحوه اطلاع رسانی رئیس موزه ملی ایران و مدیر کل موزه‌های کشور در نمایشگاه های خارجی که تاکنون برگزار شده شاهد این ادعاست. در آخرین نمایشگاهی که از آثار ایرانی در شهر کوچک آسن در هلند در حال برگزاری است، رسانه های داخلی تا آخرین لحظه از چگونگی برگزاری این نمایشگاه، انتخاب و تعداد آثار خبر نداشتند و تنها دو رسانه برای حضور در مراسم افتتاحیه دعوت شدند.

این درحالی است که از چند ماه قبل از برگزاری این نمایشگاه، موزه داران موزه «درنتس» به ایران آمده بودند و توافقات اولیه صورت گرفته بود و حتی آنقدر زمان وجود داشت که ویدئویی هم با حضور آنها و جبرئیل نوکنده، رئیس موزه ملی ایران ضبط شد که هم‌اکنون در حاشیه این نمایشگاه در حال پخش است. اما از همه این اتفاقات رسانه ها و افکار عمومی داخلی باید بی خبر باشند. برای میراث ملی آنها، عده ای تصمیم می گیرند که اعتقادی به پاسخگویی و شفاف سازی ندارند. گرچه نشست خبری برای شفاف سازی چند و چون برگزاری این نمایشگاه در ایران برگزار نشد، حتی کمیت و کیفیت آثار ارسالی تا پیش از برگزاری نمایشگاه نیز مخفی ماند.

کوچکترین کاری هم که می شد برای روشن سازی افکار عمومی و رسانه ها انجام شود، صورت نگرفت و آن ارسال پی دی اف کاتالوگ نمایشگاه برای خبرنگاران داخلی بود. اتفاقی که بسیار عادی و روزمره است و در موزه های دنیا جزء خدماتی بشمار می رود که به خبرنگاران ارائه می شود. مانند موزه لوور که کاتالوگ دیجیتال اشیای نمایشگاه «امپراتوری گلهای سرخ» که در شعبه شهر لانس برگزار شد را در اختیار خبرنگاران قرار داد. اما از آنجا که مسوولان موزه ملی ایران نه اعتقادی به دانش افزایی و نه اعتقادی به حضور رسانه ها بعنوان رکن چهارم دموکراسی دارند، از این ساده ترین هم گذشتند.

زبان کاتالوگ به زبان داچ که زبان رسمی مردم هلند است، نوشته شده و نه تنها برای خبرنگاران بلکه برای پژوهشگران نیز ناکارآمد است، این در حالی است که تعدادی از باستانشناسان ایرانی مقاله خود را برای چاپ در کاتالوگ این نمایشگاه به زبان انگلیسی ارائه کرده بودند اما مقالات آنان به هلندی ترجمه شد.

هلند در کل ۱۷ میلیون نفر جمعیت دارد و در عمل این کاتالوگ که به زبان هلندی است، نمی تواند برای پژوهشگران مورد استفاده قرار گیرد. از ایران کسانی چون کامیار عبدی، شاهرخ رزمجو، علی موسوی، فریدون بیگلری، سونیا شیدرنگ، محسن زیدی، محمد حسین عزیزی، کریم علیزاده، نصیر اسکندری، صدیقه پیران، یوسف حسن زاده، نیما نظافتی، جعفر مهرکیان، یوسف مرادی و جبرئیل نوکنده در این کاتالوگ مقاله داشتند.

پرسش های باقی مانده

تاکنون نمایشگاه هایی از آثار موزه ملی ایران در کشورهایی چون مکزیک، ژاپن، آلمان، هلند، فرانسه، انگلیس، ایتالیا و هندوستان برگزار شده است اما از بین این کشورها فقط موزه لوور فرانسه پس از سالها، در موزه ملی ایران نمایشگاه برگزار کرده است، نمایشگاهی که اشیا به انتخاب خودشان بود و موزه ملی ایران کمترین دخالتی در تعداد و انتخاب آنها نداشت. در روز افتتاحیه آن تعداد زیادی خبرنگار از فرانسه به تهران آمدند و موزه‌داران لوور تک تک اشیا را برایشان توضیح دادند. اتفاقی که هیچ‌وقت در ایران رخ نداده است.

حال پرسش اینجاست که برگزاری این تعداد نمایشگاه خارجی چقدر در معرفی و جذب گردشگر ورودی موثر بوده است؟

از طرفی چه کسانی ، بر چه اساسی و چطور اشیای ارسالی برای نمایشگاه های خارجی را انتخاب می کنند؟ همینطور درباره تعداد و کمیت اشیای ارسالی چطور تصمیم گیری می شود؟ چرا رسانه ها نباید از چند و چون برگزاری نمایشگاه های خارجی با خبر باشند تا به اطلاع افکار عمومی برسانند؟ آیا میراث ملی فقط به عده ای خاص تعلق دارد؟

چمدان به انتشار یادداشت ها و نظرات موافق و مخالف کارشناسان و صاحب نظران این حوزه در این خصوص ادامه خواهد داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  درنتس؛ موزه‌ای که میزبان نقاشی‌های ون‌گوگ و مومیایی‌های باتلاق است│نمایشگاه «ایران؛ مهد تمدن» در موزه ۱۶۴ ساله هلندی‌ها
  آثار موزه ملی ایران به موزه درنتز در هلند رسید