چمدان : اگر قدم زنان از میدان امام خمینی همدان به سمت خیابان شریعتی بروید در کوچه استر آرامگاه دو شخصیت مذهبی یهودی به نام های استر و مردخای را خواهید دید. در این کوچه روبروی آرامگاه یک حوزه علمیه و کنار آرامگاه یک ساختمان قدیمی قاجاری قرار دارد. نبش کوچه نیز ساختمانهای قدیمی با ایوانهایی به طرف کوچه یادآور بناهایی از دوره پهلوی اول هستند.

وارد آرامگاه که شوید اقای رصد معلم بازنشسته کلیمی و مردی جوان تر  و هم کیش او حضور دارند. صدر سالهاست که راهنمای این آرامگاه است.

اِستِر (به عبری: אְֶסתֵּר) دختر ابیهیل، تبعیدی ساکن شوش و قهرمان کتاب اِستِر است. نام اِستِر احتمالاً برگرفته از پارسی باستان استار به معنی ستاره است. او یکی از کسانی است که هَدَسه نامیده شده، گواهی بر اینکه یهودیان (همانند قهرمان‌های کتاب دانیال) صاحب ۲ نام بوده‌اند. او در کودکی یتیم بوده و پسرعمویش مردخای، سرپرست او شده و او را بزرگ کرده است.

 

افزون بر ریشه ایرانی ستاره همچنین احتمال دارد نام اِستِر از ستاره زهره که در یونانی اَستر نامیده می‌شود، ریشه گرفته باشد. اِستر در عبری به معنی پوشانده شدن است، و برخی یهودیان گفته‌اند که چون دین و نژاد خود را از پادشاه مخفی کرد، اِستِر نام گرفت. همچنین ممکن است اِستِر از واژه اکدی ایشتار که در خاورمیانه به عنوان ایزدبانو مورد پرستش بود، گرفته شده باشد.
آرامگاه اِستِر و مُردِخای پس از بیت المقدس دومین زیارتگاه های یهودیان ایران و جهان است. این مقبره جزء آثار میراث فرهنگی ایران به ثبت ملی رسیده است.

 

باید توجه داشت که وجود این زیارتگاه، عامل مهمی در شکل‌گیری و تداوم حضور جامعه یهودی در همدان بوده‌ است. برخی معتقدند محل مشهور به قبر «استر»، گور ملکه «سوسن»(Suzan) است که محله یهودنشین را در همدان تأسیس کرده‌ است. قسمتهای مختلف بنای این آرامگاه شامل: مدخل ورودی، دهلیز، مقبره، ایوان و شاه نشین است. پیشتر آرامستان یهودیان نیز در این محدوده بوده است.

 

تصویر نقاشی شده از صندوق اصلی توسط اوژن گلاندن، جهانگرد فرانسوی قرن نوزدهم نقاشی شده است .

 

بنای اصلی آن یک ساختمان چهارگوش آجری است. صدر راهنمای یهودی این آرامگاه قدمت بنا را تا زیر گنبد دست نخورده ۲۵۰۰ سال می داند و گنبد را همان بنایی عنوان می کند که که ارغون شاه مغول در قرن هشتم بر روی بقایای آرامگاه قبلی ساخته است و ۷۰۰ سال قدمت دارد و تا امروز مرمت نشده است.

 

برای ورود به این آرامگاه باید همانند اماکن متبرکه مسلمانان کفش های خود را در بیاورید.رودی آرامگاه درب کوتاه سنگی است که توسط کلون باز و بسته می شود و به دلیل ارتفاع کوتاه درب، باید خمیده وارد آرامگاه شد.یک جلد کتاب آسمانی«تورات» هم که قدمت بالایی دارد و بر پوست آهو نوشته شده‌است و متعلق به این زیارتگاه یهودیان است، در حفاظ استوانه‌ای شکلی، در سازمان میراث فرهنگی استان نگهداری می‌شود.

 

در یکی از این جشنها سالگرد پادشاهی و تاجگذاری خشایارشا تمام بزرگان مملکت را برای حضور در این جشن به یکی از قصرهای خود در شوش دعوت کرده بود. در حین برگذاری این جشن خشایارشا از غیبت همسر خود ،ملکه وشتی، مطلع شد و پس از جویا شدن علت ،خواستار حضور وی در مراسم شد.وشتی بدلیل اینکه این جشن با زیاده روی و بدمستی مردان همراه بود و در این وضعیت به زنان بی حرمتی می شود بطوری که زنان بازیچه دست مردان قرار می گرفتند، از حضور در این جشن امتناع کرد. خبر به گوش شاه رسید. مست و خشمگین با مشاورنش صحبت کرد و مشاورنش هم به او هشدار دادند که این امر ممکن است باعث عادت شود و زنان دیگر هم یاد بگیرند و از مردان تمکین نکنند و در اینصورت اقتدار مردان خدشه دار می شود. شاه در همان حالت مستی تصمیم به جدایی از ملکه وشتی می گیرد و او را از قصر اخراج می کنند. ملکه وشتی برای حفظ پاکدامنی خود از این مقام عزل می شود.  قصر و دربار خشایارشا بدون ملکه مانده بود. شاه هم پس از چند روز از این کار پشیمان شد و خواستار بازگشت وشتی شد اما دیگر دیر بود. مشاوران پیشنهاد دادند که اجازه بدهد تا از سرتاسر کشور زیباترین دختران رو بیاورند تا شاه ، ملکه را انتخاب کند.شاه می پذیرد. از سرتاسر ایران دختران رو می اوردند که در بین اینها دختری یهودی بنام هدسه (به او استر هم میگفتند) که با مُردخای، زندگی می کرد، انتخاب می شود. استر که یهودی بودن خود را پنهان کرده بود به کمک راهنمایی های مردخای مورد پسند شاه قرار گرفته و ملکه می شود. پس از آن استر راه ورود مردخای به دربار را باز می کند.

 

یکی از جذاب ترین قسمت های این بقعه قدیمی، درب ورودی سنگی بسیار کوتاه آن است، این درب از سنگ گرانیت یک پارچه و ضخیم ساخته شده است و در یک گودی مملو از روغن گردش می کند . طراحی قفل درب به شکلی بوده که قفل در داخل قرار داشته (از قسمت ورودی فاقد قفل و حتی دستگیره بوده)، هنگام بسته بودن درب،جهت بازکردن آن،از سوراخی که بر روی آن تعبیه شده بود،می توانستند به آن قفل دسترسی پیدا کنند.

 

مردخای (در عبری:מָרְדֳּכַי مُردُخای یا مُردِخای به معنی «بندهٔ مردوک» یا «مرد کوچک» یا «پرستندهٔ مردوک»)مردخای پسر یائیر پسر شمعی پسر قیش از طایفه بنیامین بود که همراه با یکنیا، پادشاه یهودیه در سال ۵۹۷ قبل از میلاد، اورشلیم را ترک گفته بود. مردخای در تختگاه شوش اقامت گزید و دختر عمویش هَدَسه را که پدرش ابیحایل را از دست داده بود؛ به فرزندخواندگی پذیرفت.

 

اسرای یهودی در بابل به یهودیانی گفته می‌شود که در سال ۵۹۷ پیش از میلاد، بعد از سقوط اورشلیم توسط پادشاه بابل بخت النصر، به بابل به اسارت برده‌شدند. اقامت این گروه از یهودیان در بابل ۵۸ سال بطول انجامید و سرانجام در سال ۵۳۹ پیش از میلاد کوروش بزرگ با ورود به بابل و آزادسازی یهودیان به این اسارت پایان داد پس از این فرمان به نظر میرسد تعدادی از این قوم در پی بازگشت شاه ایرانی به ایران آمده ودر شهرهای شوش، اصفهان، همدان و… ساکن شدند .

 

نسب استر و مردخای به خط عبری نگاشته شده و از راست به چپ خوانده می شود که یهودیان معتقدند با ۱۵ واسطه به حضرت یعقوب(ع) می رسد.

 

راهنمای آرامگاه توضیح می دهد که نام اِستِر در اصل هَدَسه بوده و بعدها در اثر زیبایی صورت به او نام استر می دهند.او مورد عشق شدید خشایارشا قرار می گیرد. در آن زمان هم توطئه ای توسط هامان وزیر خشایارشا علیه قوم یهود شکل می گیرد و فرمان قتل آنها را از پادشاه می گیرد که مردخای متوجه می شود و استر را وارد دربار خشایار شا می کند و پادشاه را منصرف کرده به این ترتیب یهودیان را نجات می دهد از این رو جشن مشهور یهودیان پوریم هرساله به دلیل نجات یهودیان برگزار می شود.

 

پوریم (به عبری: פורים) (از کلمه پور، تفسیر شده در کتاب استر به معنی قرعه، همچنین به معنی پورو در زبان اکدی) جشنی است که برای نجات یهودیان ایران در زمان شاه اخشورش از دست هامان برگزار می‌شود. هامان قرعه (پور) انداخت تا تاریخ مرگ یهودیان را تعیین کند (استر ۳:۷). جشن در ۱۴ آدار (در فوریه یا مارس) برگزار می‌شود و یهودیان شوش این روز را در ۱۵ آدار جشن گرفتند(در اواخر اسفند و اوایل فروردین هر سال ) که آن روز را «پوریم شوشان» نامیدند. نویسنده کتاب «استر» مدعی است که یهودیان در این واقعه، بیش از ۷۰ هزار نفر از دشمنانشان (ایرانیان) را کشتند.محققانی چون والتر هنینگ به شباهت‌های داستان عید «پوریم» در کتاب استر با مراسم «مغ‌کشی» در عصر هخامنشی اشاره کرده‌اند و امکان اینکه پوریم تقلیدی از مغ‌کشی باشد را مطرح کرده‌اند.

 

دربارهٔ ارزش دینی کتاب استر باید گفت که نظرهای کلیساها و شاخه گوناگون مسیحی دربارهٔ آن بسیار پراکنده بوده‌است، اما یهودیان برای این کتاب ارزش بسیار قائل شدند و برخی از علمای آنها بدان جایگاهی پس از تورات بخشیدند. دربارهٔ ارزش تاریخی این کتاب نیز اختلاف است. برخی از یهودی‌ها معتقدند که این کتاب افسانه و حکایت نیست، بلکه از وقایع تاریخ یهود و مطابق با تاریخ واقعی آنها است، اما بیشتر دانشمندان ارزش تاریخی آن را نفی کرده‌اند. به نظر منتقدین، کتاب استر افسانه‌ای صرف است که بدان ظاهری نیمه تاریخی یا تقریباً تاریخی داده‌اند.

 

با توجه به اینکه کتاب استر به لحاظ تاریخی قابل اتکا و استناد نیست، برخی از اسطوره‌شناسان این کتاب را در اسطوره‌های بین‌النهرینی و عیلامی جستجو کرده، و معادل‌هایی برای بیشتر شخصیت‌های آن در اساطیر این دو سرزمین یافته‌اند. آنها استر را معادل سریانی ایشتر، مردخای را مردوک، هامان را هومبان (خدای مهم عیلامی)، و مشتی را خدابانوی عیلامی، وشتی را خدای بانویی دیگر دانسته‌اند و این داستان را بازتابی از کشمکش هزارساله دین عیلامی و دین بابلی در نظر گرفته‌اند.مورّخ‌هایی چون جعفری دهقی، کورت، داندامایف، مک‌کولوگ، شاکد و لیتمن تاریخی بودن واقعه پوریم را رد می‌کنند و کتاب استر را رمان تاریخی می‌خوانند.

 

البته ارنست هرتسفلد باستان شناس آلمانی معتقد است که در آرامگاه استر و مردخای، شوشاندخت، همسر یزدگرد اول دفن شده است.ضروری است بدانیم داستان «استر و مُردخای» و ماجرای «پوریم»، تنها در کتاب عهد عتیق آمده است. در تمامی آثار قدیمی و الواح به دست آمده از دوران هخامنشی، حتی نامی از «استر» وجود ندارد.«هرودوت»، که از او به عنوان پدر علم تاریخ یاد می کنند و کتاب خود را در دوره هخامنشی به رشته تحریر در آورده ، کوچکترین اشاره ای به واقعه «پوریم» نکرده است. بر اساس نوشته های هرودوت، که فاصله زمانی حیات او تا دوران خشایارشا به کمتر از صد سال می رسد، همسر خشایارشا، ملکه ایران و مادر «اردشیر یکم»، «آمستریس» دختر «هوتن» یا «اتانُس» بوده است.

 

«هوتن» پدر همسر خشایارشا، یکی از سران هفت خاندان پارسی است که داریوش بزرگ، پدر خشایارشا، را برای رسیدن به سلطنت یاری کردند. پروفسور «امیلی کورت»، استاد تاریخ «کالج سلطنتی لندن»، در کتاب «The Persian Empire» تاکید می کند که کتاب استر در دوره «هلنیستی» (یونانی مآبی) تدوین شده و تصویر ارائه شده از دربار ایران، شبیه تصویری است که در نوشته های یونانی دیده می شود.
معنای این سخن آن است که به اعتقاد «کورت»، کتاب «استر» قرن ها پس از زمان مورد ادعای یهودیان و دست کم در زمان حاکمیت جانشینان «اسکندر» در خاورمیانه(سلوکیان) نوشته شده است. کشف «الواح بحرالمیت» که از قدیمی ترین آثار مکتوب یهودی هستند، این نظر را تأیید می کند. در میان نزدیک به صد توماری که طی سال های ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ میلادی در «بحرالمیت» کشف شد، اثری از کتاب استر وجود ندارد.

 

علیرضا سلطان شاهی در مقاله ای آورده است: تأکید بر بازسازی آرامگاه در سال ۱۹۷۱ هم زمان با جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاه صورت گرفته است/ بر اساس یادداشت های الیاس یاسی گبای  طراح نوسازی آرامگاه استر و مردخای، اواسط ۱۹۸۰ میلادی سازمان میراث فرهنگی همدان ضمن مرمت بخش هایی از بنای استر و مردخای تغییراتی را به شرح زیر اعمال کرد:  قفل قدیمی درب ورودی سنگی که با اصول و طراحی استثنایی فقط از اخل باز می شد تعویض و به جای آن قفل فلزی بزرگی را در خارج درب نصب کردند.  بعضی از دیوارهای آجری، رنگ شد و همچنین نقش ها و نوشته های گچبری داخل مقبره که همگی یکرنگ بودند، با رنگ سیاه تفکیک شد.  نرده های مشرف به خیابان اصلی که نقش آن از کاشیکاری های اصیل ایرانی، تأثیر گرفته بود و به شکل ستاره ماغن داود خودنمایی می کرد تعویض و تبدیل به نرده ی (پروفیل) سبک و ساده ای شدند .

 

در بالای قبر جنوبی، که آن را به استر نسبت می‌دهند، صندوق منب کاری عتیقه و نفیسی قرار دارد، که قدیمی تر است.صندوق  چوبی آرامگاه  مردخای در سال ۱۳۰۰ توسط استاد عنایت الله ابن حضرت قلی تویسرکانی، که یکی از منبت کاران برجسته زمان خود بوده، از چوب آبنوس ساخته شده‌ است.ترجمه خطوط عبری روی صندوق متعلق به استر، که بانی صندوق را معرفی می‌کند، چنین است: ” امر کرد به ساختن این صندوق، بانوی عفیفه صادقه، جمال الدوله یوحرقیا و جمال الدوله یشوعا و یشعل، که هر سه نفر برادر خانم جمال ستام هستند.”

 

علیرضا سلطانشاهی در فصلنامه پانزده خرداد به این موضوع می پردازد که الیاس یاسی گبای طراح و مهندس طرح نوسازی مقبره استر در پایان مقاله خود از عدم اجرای طرح ساخت موزه تاریخ یهودیان ایران در محل مقبره، ابراز تأسف می کند و دلیل آن را هزینه گزاف و وقت کم ذکر می کند، او این دلیل را قانع کننده نمی داند. گبای مقاله مفصلی با عنوان «بناهای تاریخی یهودیان ایران و طرح نوسازی مقبره استر» در جلد اول از یهودیان ایرانی در تاریخ معاصر، دارد./این بنا را تاکنون چند بار بازسازی و تعمیر کرده‌اند. قدیمی‌ترین آن تعمیرات در  مقبره زیرزمینی است که در مدخل روبروی قبه طاق وجود دارد و دو ضریح خالی چوبی نآنجا است که همان طور که اشاره شدیکی از آنها خیلی قدیمی و به دوره سلطنت مغول در ایران مربوط است. ضریح دومی را می‌گویند که تقلیدی نوین است از اصل کهنه آن که آن ضریح کهنه را فروخته و به جای آن این چهارچوب جدید را گذارده‌اند. گویند این ضریح به سفارش جمال الدوله ها ساخته شده  یکی از آنها وزیر مالیه سلطان مغول، «ارغون خان» بوده که این ضریح‌ها را از نو ساخته‌ است و گویند آن را در سال ۱۲۹۱ میلادی بنا کرده‌ است. صد سال قبل از آن تاریخ همین گور را سیاح بزرگ یهودی موسوم به «بنیامین تودلانی» در سیاحتنامه خود ذکر می‌کند و از آنجا معلوم می‌شود که ۱۵۰۰ سال بعد از استر، مردم معتقد بوده اند که آن ملکه را در همین نقطه دفن کرده اند.

 

پارچه های روی هر دو قبر جنبه تبرک و نذورات دارد.بر بالای دیوار مقبره نیز، کتیبه‌ای به زبان عبری و به صورت برجسته گچ بری شده‌است. خطوط عبری روی صندوق استر، و گچ بری‌های برجسته، متعلق به قرون هشتم و نهم هجری است.

 

 

پیش تر اشاره کردیم که برخی از پژوهشگران معتقدند نام هایی که در خصوص داستان استر و مردخای آمده بسیار شبیه به نام خدایان بابلی و عیلامی است: نام استر معادل نام ایشتار است، مردخای شبیه به مردوک است، دشمن آنها ‌هامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای عیلامی، یگانه دانست. وشتی مکله پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد عیلامی تطبیق داد. همانندی ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آنرا تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، [شاید] درباره ستیز اساطیری خدایان بابلی و عیلامی است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌ دارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفته‌است.
بر این اساس برخی معتقدند این مکان، پرستشگاه ایشتار و مردوک خدایان بابلی است

 

ده فرمان حضرت موسی:۱)من خداوند خالق تو هستم که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم. ۲)تو را معبود دیگری جز من نباشد.هیچ تصویری از آنچه در آسمان یا بر روی زمین یا در آب است، نساز و آنها را پرستش نکن. ۳)نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان نیاور (از آن سوءاستفاده نکن)۴) روز شنبه را یاد دار تا آن را مقدس بداری.۵) پدر و مادرت را احترام بگذار.۶)قتل نکن. ۷)زنا نکن. ۸)دزدی نکن. ۹)شهادت دروغ نده. ۱۰)چشم طمع به مال و ناموس همسایه نداشته باش.

 

در دهه ۱۳۵۰ محوطه بیرونی آرامگاه، راهروی ورودی ( که فعلاً از آن استفاده نمی شود ) و یک کنیسه ساخته شده است. کنیسه در روزهای شنبه و اعیاد مذهبی، مورد استفاده کلیمیان است.این بنا در تاریخ ۱۳۱۶/۹/۲۹ با شماره ۲۱۶ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

 

دوران قاجاریه بخشی از  قبرستان آرامگاه توسط یکی از ملاکان بزرگ تصرف شد که بعد از شکایت حبرای وقت (انجمن) به شخص ناصرالدین شاه و دخالت وی، در عوض آن زمینی دیگری جهت قبرستان در سمت دیگر زیارتگاه به جامعه یهودیان همدان واگذار شد .همچنین در زمان حکومت رضا شاه به جهت ایجاد طرح خیابان کشی، آرامگاه محدود و بخش اعظم آن به پارک تبدیل شد.

 

سقف کنیسا از داخل یک نقش آجرکاری ظریف دارد، ولی از خارج اسکلت آن به شکل یک ستاره داود بزرگ طراحی شده در واقع سقف اصلی را همین اسکلت ستاره شکل نگاه داشته ضمن آنکه جنبه ی نمادین «محافظت» را نیز دارد. جایگاه توراه«هِخال» به شکل یک مثلث که رأس آن به طرف بالا و نماد عروج به عالم بالا (روحانی)است. بالای هِخال یک نورگیر تعبیه شده که جهت نیایش های روزانه به خوبی نور آفتاب را به داخل منعکس می کند.

 

گروهی از «دانشجویان بسیجی دانشگاه بوعلی سینای همدان» در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰ میلادی ، آذر ماه سال ۸۹، با تجمع در مقبره استر و مردخای تهدید کردند که در صورت صدمه‌خوردن به مسجدالاقصی توسط باستان‌شناسان اسرائیلی، زیارت‌گاه یهودیان ایران را ویران خواهند کرد. پس از این واقعه از تابلوی سردر این بقعه نام زیارتگاه برداشته شد.

 

در خارج از مقبره محلی مخصوص برای روشن کردن شمع برای زائرین در نظر گرفته شده است

 

یهودیان همدان اکثراً خود را از خاندان شمعون، فرزند حضرت یعقوب می‌دانستند و پاره‌ای دیگر اولاد حضرت داوود به شمار می‌آوردند. انچه مشخص است مقبرۀ استر و مردخای از دیرباز سبب شکل‌گیری جامعۀ یهودیان همدان شده و پایتخت ییلاقی هخامنشیان یکی از پرجمعیت‌ترین نقاط یهودی‌نشین ایران بوده‌است. همچنین وجود بازاری در همدان به نام بازار کلیمیان نشان‌دهندۀ جمعیت قابل توجه آنان در این شهر بوده‌ است. حضور مدرسۀ آلیانس که متعلق به یک موسسه یهودی بود، از دورۀ قاجار در این شهر نیز نشانگر همین امر است. تا شصت سال پیش تقریباً تمام قماش‌فروشان دوره‌گرد در ایران از همدانیان یهودی بودند. زبان کلیمیان همدان زبان «فًهلوی» (دری) بود. در این زبان هنگام تلفظ واژه ها یا کلمات به آنها کسره می داده اند و کلیمیان به این زبان اصولا زبان «راجی» می گفته اند و این زبان هنوز در برخـی خانواده های کلیمی تکلم می شود.

 

قطعه سنگی که در بیرون زیارتگاه شبیه صندلی است جایگاه خشایارشا نام دارد./یهودیان وقتی در دورۀ هخامنشیان وارد ایران شدند، به کشاورزی و دامداری روی آوردند، اما بعدها که تجارت رونق گرفت، به تجارت پارچه، عطاری و طبابت پرداختند. ابوالفتح مؤمن تاریخ شناس همدانی با اشاره به  کتاب «خاطرات و اسناد ظهیرالدوله»مجموعه منابع و اسناد دوره قاجار زیر نظر ایرج افشار،  از به سرقت رفتن تاج خشایارشا که در بنای استر نگه‌داری می‌شده به دست یهودیان و خروج آن از کشور طبق اسناد موجود در کتاب فوق خبر داد. ظهیرالدوله داماد ناصرالدین شاه و حاکم همدان بوده است. او در خاطراتش یاداور شده که بقعه استر و مردخای تمیز نیست اما در عین حال بر این نکته تأکید کرده که دارای «بقعه‌ای است خیلی کهنه و کمتر بقعه‌ای در ایران به این کهنگی است»

 

ساعت بازدید از بهار و تابستان۹تا ۱۳  و ۱۴ تا ۱۹ همه روزه به جز شنبه ها و جمعه ها بعد ازظهر است برای بازدید از آرامگاه نیازی به تهیه بلیط نیست اما متولی آرامگاه از شما طلب وجه به صورت همت عالی می کند.

 

ساختمان قاجاری زیبا و متروکه کنار ارامگاه استر و مردخای

 

حوزه علمیه روبروی آرامگاه استر و مردخای