چمدان : روز ۱۶ خرداد ۱۲۹۹ میرزا کوچک خان جنگلی در ادامه مبارزات خود در شهر رشت حکومت جمهوری اعلام کرد.

برخی این اعلام جمهوریت را شوریدن علیه حکومت مرکزی وقت عنوان می کنند و برخی معتقدند میرزا کوچک خان تحت تاثیر ظلم و ستم نیروهای روس بر مردم گیلان قرار گرفت و تصمیم گرفت که دوباره دست به قیام بزند. اما این بار به دنبال نجات ایران و بویژه گیلان از اشغال آشکار نیروهای نظامی بود. این هم از خصوصیات تاریخ است که همیشه جا برای نگاشتن و دیدن یک موضوع از زوایای مختلف دارد.

اما به هر روی این اعلام حکومت جمهوری در پی یک رشته تماس‌ها و گفت‌وگو‌ها با مقامات روسیه و کسب اطمینان از اینکه نیروهای مداخله‌گر آنان در شمال ایران در کار حکومت انقلابی میرزا کارشکنی نخواهند کرد، صورت گرفت‌. درست سه هفته پیش از این اعلام‌، در سپیده دم روز ۲۸ اردیبهشت ۱۲۹۹ نیروهای ارتش سرخ به بهانه “سرکوبی ضد انقلاب که در شمال ایران کمین کرده بود” به بندر انزلی یورش برده و این شهر را اشغال کرد. مقصود روسیه از “ضدانقلاب‌” افراد مسلحی بودند که با حمایت انگلیسی‌ها علیه بلشویسم نوظهور در شوروی می‌جنگیدند و از اراضی شمال ایران نیز به عنوان یکی از پایگاه‌های خود استفاده می‌کردند.

یونس استادسرایی مشهور به میرزا کوچک‌خان جنگلی در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه قیام کرد.میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در سال ۱۲۵۷ در محله قدیمی استادسرا شهر رشت چشم به جهان گشود. او مردی قوی بنیه، زاغ چشم و دارای سیمایی متبسم بود و از نظر اجتماعی مردی باادب، فروتن، خوش برخورد، مومن به اصول اخلاقی، طرفدار عدل و آزادی و حامی مظلومان بود. میرزا کوچک‌خان اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری می‌کرد.

 

سال ۱۲۸۴ تصویری دیده نشده و متفاوت از رهبر نهضت جنگلی ها شیخ یونس استاد سرایی معروف به میرزا کوچک خان جنگلی بدون ریش
خانه‌ی میرزا کوچک خان جنگلی در خیابان سهیل دبیری  رشت قرار دارد و موزه ای در آن دایر است. این خانه در سال ۱۳۸۱ به سبک معماری بومی بازسازی شد. مساحت این خانه ۳۰۰ متر مربع است و شامل ۲ طبقه می‌شود که هر طبقه چهار اتاق، ایوان و دو پلکان در دو طرفه خانه دارد.

جنگلی‌ها که مبارزات مسلحانه با رژیم قاجار را آغاز کرده و جنگل‌های شمال را مقر خود قرار داده بودند، در آغاز پیروزی انقلاب روسیه روابط حسنه‌ای با بلشویک‌ها برقرار کرده بودند، نهضت جنگل انقلاب روسیه را تأیید می‌کرد و رهبران جدید روسیه نیز میرزا را به عنوان یک انقلابی ضداستعمار می‌دانستند و او را ستایش می‌کردند. اما چندی نگذشت که روس‌ها سیاست دوستانه خود را تغییر دادند و قدم به قدم به خاطر حفظ منافع خود در ایران از حمایت نهضت جنگل دست کشیدند و سرانجام به آن خیانت کردند.

روز ۲۸ اردیبهشت، نیروهای ارتش سرخ وارد انزلی شدند. نهضت میرزا کوچک‌ خان که حضور نیروهای کشوری دیگر را در خاک ایران مخالف با اصول سیاست خود و به زیان استقلال و تمامیت ارضی کشور می‌دانست، به مخالفت برخاست‌. در آن زمان هم روس‌ها و هم میرزا کوچک خان در شرایطی بودند که رویارویی با یکدیگر را به صلاح خود نمی‌دیدند. هر یک با اقدامات نظامی، اهداف خاص خود را دنبال می‌کردند و دیدگاه متعرضانه به یکدیگر نداشتند؛ در نتیجه تماس‌های بعدی میرزا کوچک خان با نیروهای نظامی و سیاسی روسیه‌، میان طرفین توافق‌هایی حاصل شد.

عکس از دیار میرزا

 

مهم‌ترین مواد این توافق چنین است:

۱ – اصول کمونیسم در ایران از حیث مصادره اموال و الغاء مالکیت و تبلیغات به اجرا گذارده شود.
۲ ـ حکومت جمهوری انقلابی توسط میرزا برقرار شود.
۳ ـ پس از ورود میرزا به تهران و تأسیس مجلس مبعوثان‌، هر نوع حکومتی که نمایندگان ملت بپذیرند، بدون مخالفت روسیه ایجاد شود.
۴ ـ مقدرات انقلاب به دست این حکومت سپرده شود و شوروی‌ها در ایران مداخله ننمایند.
۵ ـ هیچ قشونی بدون اجازه و تصویب حکومت انقلابی ایران زائد بر قوای موجود (۲هزار نفر) از شوروی به ایران وارد نشوند.
۶ ـ مخارج این قشون به عهده ایران است‌.
۷ ـ هر مقدار مهمات و اسلحه که از شوروی خواسته شود در مقابل پرداخت قیمت‌، تسلیم نمایند.
۸ ـ کالاهای بازرگانان ایرانی که در باکو ضبط شده تحویل حکومت ایران شود.
۹ ـ کلیه مؤسسات تجاری روسیه در ایران به حکومت جمهوری واگذار شود.

‌بعد از چندین سال جنگ گریز بین نیروهای دولتی و یاران میرزا کوچکخان جنگلی سرانجام نیروهای جنگل وادار به عقب‌نشینیی شدند و بعضی از سران تسلیم یا کشته شدند میرزا همراه با تنها یار وفادارش، گائوک آلمانی معروف به هوشنگ، جهت رفتن به نزد (حاکم خلخال)، که همیشه از میرزا حمایت می‌کرد، به طرف کوه‌های تالش حرکت کردند، ولی گرفتار بوران و طوفان گردیدند و سرانجام زیر فشار سرما و برف در ۱۱ آذر ۱۳۰۰، درحالی که میرزا هوشنگ را به کول گرفته بود، از پای درآمدند.

اجمال این توافقنامه عدم دخالت روس‌ها در امور داخلی ایران، در عین حفظ حداقل دو هزار نظامی آنان در شمال ایران بود؛ حضوری که خود به منزله دخالت در امور داخلی ایران بود. میرزا کوچک خان جنگلی با استناد به همین توافقنامه بود که سه هفته پس از مداخله نظامی آنان در انزلی‌، موجودیت حکومت خود را در رشت اعلام کرد.

میرزا کوچک خان به همراه هیئت روسی و یاران خود در ییلاق سوباتان. تالش در محوطه خانه محمد حسن خان رحمانی

سران نهضت جنگل پس از اعلام حکومت، ضمن انتشار اعلامیه‌ای با عنوان «فریاد ملت مظلوم ایران از حلقوم فدائیان جنگل‌»، به مفاسد دستگاه حاکمه ایران و جنایات انگلیسی‌ها اشاره کردند و در پایان نظریات خود را به شرح زیر اعلام داشتند:

۱ـ جمعیت انقلاب سرخ ایران اصول سلطنت را ملغی کرده جمهوری را رسماً اعلام می‌نماید.
۲ـ حکومت موقت جمهوری حفاظت از جان و مال عموم اهالی را برعهده می‌گیرد.
۳ـ هر نوع معاهده و قراردادی که به ضرر ایران با هر دولتی منعقد شده است، لغو و باطل می‌شناسد.
۴ـ حکومت موقت جمهوری همه اقوام بشر را یکی دانسته‌، تساوی حقوق را در باره آنان قائل است و حفظ شعائر اسلامی را فریضه می‌داند.

خبر درگذشت میرزا به گوش محمدخان برادر امیر طالش که از بدخواهان میرزا بود، رسید نامبرده به همراه شماری تفنگچی به خانقاه رفت و اهالی را از دفن اجساد منع کرد. سپس دستور داد یکی از همراهان وی که رضا اسکستانی بود، سر یخ زده میرزا را از بدنش جدا کند. محمدخان سپس سر را نزد برادرش برده و آنگاه به رشت برد و تسلیم فرماندهان نظامی کرد جسد بدون سر میرزا کوچک خان در میان زاری و شیون زنان روستایی در گورستان دهکده به خاک سپرده شد.

اما سرانجام اختلافات درونی و حمله نظامی نیروهای دولت به رهبری رضا خان  و انگلستان منجر به سقوط این حکومت شد و جنگلی در حال فرار بر اثر یخ زدگی در کوه‌های تالش درگذشت.

در بخشی از کتاب «خاطرات ژنرال دنسترویل: سرکوبگر جنگل» آمده است:

«…گیلان و مازندران به دلیل کنترل ارزاق به دست جنگلی ها و رهبری میرزا کوچک خان جنگلی با مشکل مواد غذایی روبه رو نبود، اما پس از شکست جنگلی ها در ژوئن ۱۹۱۸ از انگلیسی ها، رشت به دام قحطی افتاد. بروز قحطی در گیلان به طور کلی ناشی از صادرات غله به باکو بوده است. در این باره دنسترویل اطلاعات زیادی به دست می دهد. باکو به دلیل ملی شدن کشتیرانی از سوی بلشویک ها دچار وضعیت نا بسامانی شده بود، انگلیسی ها برای مقابله با قحطی در باکو تصمیم می گیرند از گیلان مواد غذایی خریداری و به باکو ارسال کنند. این تصمیم در واقع سر آغاز محرومیت مردم گیلان از منابع غذایی خود، همچون برنج، هندوانه و حتی خاویار می شود و در این میان اقدام دولتی ایران برای ممنوعیت صدور مواد غذایی از گیلان بی ثمر می ماند….»

سر میرزا کوچک‌خان را در مجاورت سربازخانه رشت، در جایی که معروف به انبار نفت نوبل است، تا مدت‌ها در معرض تماشای مردم قرار داده و سپس یکی از یاران سابق میرزا و از هواداران سردار سپه سر میرزا را به تهران به نزد سردار سپه فرستاد سر میرزا را به دستور سردار سپه دفن کردند. بعد یکی از یاران قدیمی میرزا سر را محرمانه از گورکن تحویل و به رشت برده و در محلّی موسوم به سلیمان داراب به خاک سپرد سرانجام جسد میرزا به رشت حمل و در جوار سر دفن کردند/آرامگاه میرزا کوچک خان جنگلی معروف به سردار جنگل در جنوب شهر رشت و در محله سلیمان داراب، در میان بقعه و گورستان سلیمان داراب واقع شده است
اعدام جنگلی ها در سال۱۲۹۸شمسی، جنبش جنگل در سالهای ۱۳۰۰-۱۲۹۳ به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی در دو دوره در گیلان تشکیل شد./ عکس : روزی روزگاری

 

سر میرزا کوچک خان در تهران در گورستانی واقع در میدان حسن اباد دفن بوده که امروزه این گورستان به آتش نشانی تبدیل شده است. و بعدها این سر راهی گیلان شد.
به گفته ی حمید رضا حسینی -کارشناس ارشد تاریخ معاصر- میرزا کوچک خان جنگلی زمانی در مسجد -مدرسه معمارباشی در محله عودلاجان تهران گذر امام زاده یحیی درس طلبگی می خواند