چمدان : با تغییرات حاصله در برخی مناصب سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، گردشگری بازار حدس و گمان‌ها در موضوعات مختلف داغ شده است در این بین حوزه‌های مرتبط با میراث فرهنگی و صنایع دستی و ریاست هم بی‌نصیب نمانده‌اند.

۱۷مهرماه «صدیف بدری» سخنگوی کمیسیون عمران مجلس از موافقت کمیسیون متبوعش با کلیات لایحه انتزاع وزارتخانه راه و شهرسازی از یکدیگر خبر داد.

رفت و آمدهای دوست‌داشتنی

در صورت تصویب نهایی این طرح و تفکیک وزارت راه و شهرسازی به دو وزارت‌خانه حمل و نقل (راه) و وزارت مسکن و شهرسازی برخی معتقدند علی اصغر مونسان یکی از گزینه‌های جدی برای انتصاب در وزارت مسکن خواهد بود، هرچند صحبت بر سر این موضوع هنوز خیلی زود است اما در صورت وقوع، سازمان میراث فرهنگی در کمتر از یکسال باید شاهد رفتن چهاردهمین رییس باشد امری که به روال معمول سازمان فرهنگی تبدیل شده است.

 چرا تا کنون پس از انعقاد قراردادهای بین ‌المللی فراخوانی نداده‌اند که مثلاً  آلمان به دو نفر کارشناس در سال بورسیه می‌دهد و افراد واجد شرایط باید این مشخصات ثبت نام کنند تا پس از بررسی مدارک و شرایط اسامی این افراد اعلام شود؟! اصلاً ‌چرا طبق قانون دسترسی آزاد اطلاعات متن تفاهم‌نامه‌ها  و فرصت‌های مطالعاتی منتشر نمی‌شود و در اختیار کلیه میراثی‌ها قرار نمی‌گیرد؟ و چرا به جای کارشناسان روسا در حال رفت و آمد به آن سوی آب‌ها هستند؟

میراثی‌ها و صنایع دستی‌ها چه خبر؟

اما زمزمه‌ عزل و نصب‌ها شامل حوزه صنایع دستی هم شده تا آنجا که شنیده می‌شود شاید یکی از آموزش و پرورشی‌ها جایگزین بهمن نامور مطلق معاون صنایع دستی شود. این در حالی است که برخی معتقدند نگاه حمایتی و نه انتقادی به حوزه صنایع دستی سبب شده تا این حوزه از سایه نقد در امان باشد و در عافیت، دست به ارائه آمارهایی بزند که با آمارهای سازمان توسعه تجارت در حوزه صادرات و فروش دچار تناقض باشد امری که تا کنون از سوی رسانه‌ها هنوز پیگیری نشده است.

در حوزه میراث فرهنگی هم زمزمه‌هایی از این دست شنیده می‌شود برخی معتقدند مونسان طی ماه‌های آینده دست کم مدیرکل‌ استان‌های بزرگ چون اصفهان، فارس، مازندران را هم تغییر می‌دهد. در تهران هم شایعاتی مبنی بر رفتن رجبعلی خسروآبادی مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران به سازمان زیبا‌سازی شهرداری شنیده می‌شود و از علیرضا انیسی عضو ھیات علمی پژوھشگاه معاون اسبق میراث فرھنگی در دوران مرعشی و عبدالرضا مهاجرنژاد باستان‌شناس و مدیرکل سابق اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان‌های لرستان، کردستان، کرمانشاه و مازندران و مدیر کل پیشین دفتر برنامه‌ریزی و حمایت از توسعه گردشگری به عنوان گزینه‌های احتمالی یاد می‌شود.

هرچند برخی از سیاووش صابری مدیرکل پیشین حفظ و احیاء بناها، محوطه‌ها و بافتهای تاریخی نیز به عنوان یکی از گزینه‌های مطرح یاد می‌کنند که به نظر می‌رسد در همان حد شایعه باشد چرا که صابری هنگامی که نامش برای مسند معاونت میراث فرهنگی بر زبان‌ها افتاد، این شایعه را رد کرد و گفت علاقه‌ای به قبول هیچ گونه مسئولیتی در شرایط فعلی در حوزه میراث فرهنگی ندارد.

 

از سویی پیش‌تر هم سخن از انتخاب خسروآبادی به عنوان شهردار بافت تاریخی به میان آمد که ظاهراً با استقبال شهرداری مواجه نشد و مشخص نیست تلاش‌های خسروآبادی این بار برای نزدیک شدن به نجفی شهردار تهران چقدر نتیجه بخش خواهد بود. البته این سخن هم به میان آمده که خسروآبادی در تلاش است تا خود را به سکوهای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان تهران  یا معاونت اجتماعی شهرداری برساند.

  تغییرات احتمالی سازمان میراث فرهنگی؛ همه از کیش می‌آیند | سرنوشت کانون اتومبیلرانی

اما شواهد امر نشان می‌دهد فعلاً سایه تغییرات از بالای سر پژوهشگاه برداشته شده است. در این بین سخن از آن است که سید محمد بهشتی به دنبال قانع کردن دولتی‌ها برای جداسازی معاونت میراث فرهنگی و موزه‌ها از سازمان و قرار دادن آنها در زیرمجموعه پژوهشگاه است تا در صورت وزارتخانه شدن سازمان، میراث فرهنگی را از سیطره سیاسیون مصون بدارد و زیر نظر معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری قرار دهد امری که به نظر می‌رسد برای محقق شدن راهی بس طولانی پیش رو دارد.

در این بین هرازگاهی این شایعه نُقل محافل می‌شود که به احتمال ۵۰ درصد محمد حسن طالبیان از مسند خود کنار گذاشته خواهد شد که این موضوع هم بیشتر در حد همان شایعه باقی مانده است.

به هرحال به نظر می‌رسد از دودکش حوزه ریاست سازمان و پژوهشگاه فعلا دود سفید بلند است و بعید به نظر می‌رسد مونسان هوش خود را به بازی بگیرد و در حالی که هنوز از احوالات سازمان به طور کامل مطلع نیست ساختار تخصصی‌ترین حوزه سازمان را به هم بریزد اما او در عین حال نباید فراموش کند که میزان محبوبیتش به تصمیماتی که برای حوزه میراث می‌گیرد بستگی دارد. باید دید مونسان می‌تواند حتی اگر ساختار را تغییر نمی‌دهد با بر هم زدن کلونی‌هایی که برخی معتقدند در این سال‌ها با تشکیل شرکت‌های اقماری مرمتی، معماری، باستان‌شناسی، موزه‌ای به نام دیگران، پروژه‌های مختلف، سفرهای خارجی و فرصت‌های مطالعاتی را از آن خود کرده‌اند بار دیگر کور سوی امیدی را در دل  میراثی‌ها روشن کند آن هم رییسی که کارنامه درخشانی در حوزه میراث کیش نداشته و در حال حاضر کیش‌‌نشینان را راهی سازمان کرده است؟! آیا مونسان حاضر است یک گروه حسابرس مستقل به سوی معاونت‌های مختلف برای شفاف‌سازی این وضعیت‌ها گسیل دهد؟

در پایان شنیدن آخرین زمزمه های پاییزی مبنی بر انتخاب جبرییل نوکنده به عنوان رییس پژوهشکده باستانشناسی خالی از لطف نیست.

آیا بناهای تاریخی به بخش خصوصی واگذار می‌شود؟

اما به زمزمه‌های پاییزه سازمان میراث فرهنگی باید این موضوع را هم افزود که گفته می‌شود رییس جمهور در دستوری شفاهی از رییس سازمان میراث فرهنگی خواسته تا کلیه بناهای تاریخی خود را به بخش خصوصی واگذار کند موضوعی که طالبیان معاون میراث فرهنگی آن را رد کرده و مسئله‌ای می‌داند که از قبل وجود داشته و در حال حاضر هم بناهای واجد شرایط به بخش خصوصی واگذار می‌شود.

نخستین‌بار مسعود سلطانی‌فر سه شنبه ۲۷ خرداد ۹۳ هنگام گشایش هتل‌سرای عامری‌ها سخن از واگذاری بناهای تاریخی به میان آورد که با واکنش تند رسانه‌ها و کارشناسان مواجه شد. او گفت:« من بدون اینکه از وضعیت احیای خانه‌های تاریخی توسط بخش خصوصی اطلاع داشته باشم و با نحوه فعالیت‌های صندوق حفظ و احیا آشنا باشم در همان روزهای اول ورودم به سازمان میراث فرهنگی رویکرد خودم و دولت در واگذاری بناها به بخش خصوصی را جزء سیاست‌هایم اعلام کردم و گفتم برای حفظ و حراست در بخش میراث فرهنگی اماکن، سایت‌ها و محوطه‌های تاریخی به ویژه بناها و مکان‌های تاریخی میراث فرهنگی باید به بخش خصوصی سپرده شود. این بناها به غیر از بناهای نفیس، کلاسیک و بزرگی است که یا در فهرست میراث یونسکو ثبت شده‌اند و یا تعدادی از آنها در نوبت ثبت جهانی هستند و حراست از این نوع بناها در حیطه اختیارات سازمان است.»

جنجالی‌ترین مسأله در مورد واگذاری بناها شاید به پیش‌نویس برنامه ششم توسعه در سال ۹۴ باز می‌گردد که در آن درخواست شده بود کلیه بناهای تاریخی در شهرهای بالای ۱۰۰ هزار نفر به شهرداری‌ها واگذار شود که البته با رسانه‌ای شدن موضوع و اعتراض کارشناسان این آرزوی برخی علاقه‌مندان به واگذاری نقش برآب شد.

اما نکته‌ای که هرگز دولتی‌ها به آن توجه نداشتند این است که شاید در این چهار دهه و پیش از آن حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ بنای تاریخی اعم از آنچه که بابت آن پول پرداخت شده یا سند نداشته و برایش درخواست سند شده از سوی سازمان میراث فرهنگی تملک شده است. تعدادی از این بناها هنوز بلاسند است، برخی معارض بخش خصوصی دارد، گروهی معارض اوقافی دارد و…که همه اینها  در مجموع حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ بنا است.

این آثار شامل پل‌ها، آسیاب‌ها، تپه‌ها و… نمی‌شود و صرفاً از بناهایی صحبت می‌شود که سطح زیر بنایی مشخصی داشته و امکان کاربری اقتصادی دارند. در این بین ۲۹۶ بنا از سوی صندوق احیا و بهره‌برداری برای واگذاری انتخاب شد‌ه‌اند که ۱۱۹ بنا به نوعی مالکیت داشته یا به شکل قطعی دارای سند شش دانگ سازمان میراث فرهنگی است یا جزء اموال تصرفی است که با جستجو در پرونده‌ها مشخص خواهد شد بیشتر بناها تصرفی است.

مابقی ۲۶۹ بنا هم نه تنها سند ندارد بلکه در تصرف سازمان میراث فرهنگی هم نیست، لزوماً کسی هم در آن‌ها زندگی نمی‌کند اما سندی هم ندارد مانند کاروانسراها. از سویی اوقاف به تعدادی از این بناها نظر داشته است و حدود ۲۰ الی ۳۰ بنا هم که در مالکیت بخش خصوصی بود به اشتباه در فهرست قرار گرفته بود. بنابراین از ۱۱۹ بنا  در خوش بینانه‌ترین حالت اگر امیدوار باشیم که سندشان در استان‌ها حاضر  باشد تنها حدود ۶۰ تا ۶۵ بنای قطعی با سند شش دانگ در فهرست واگذاری جای می‌گیرد و مشخص نیست دولت دقیقاً چه تصوری از بناها دارند و از کدام بناها سخن می‌گویند که فکر می‌کنند واگذاری آنها مفید است؟!

این در حالی است که در فهرستی که چندی پیش به معاونت توسعه ارسال شده بود حتی نام برخی موزه‌ها و نفایس هم برای واگذاری دیده شده بود؟! و از عجایب این سازمان آن که همچنان با وجود جنجالی‌ترین پرونده واگذاری به بخش خصوصی یعنی عمارت مسعودیه همچنان تعریفی از نفایس ملی حتی در برنامه ششم توسعه ارائه نشده است.

در صورت تصویب نهایی این طرح و تفکیک وزارت راه و شهرسازی به دو وزارت‌خانه حمل و نقل (راه) و وزارت مسکن و شهرسازی برخی معتقدند علی اصغر مونسان یکی از گزینه‌های جدی برای انتصاب در این مسند خواهد بود. هر چند صحبت بر سر این موضوع هنوز خیلی زود است اما در صورت وقوع  سازمان میراث فرهنگی در کمتر از یکسال باید شاهد رفتن چهاردهمین رییس سازمان باشد امری که به روال معمول این سازمان فرهنگی تبدیل شده است

نکته قابل تأمل در این بین آن است که هر سری با انتخاب یک رئیس جدید نامتخصص برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و پیچیدن نسخه جدید از سوی وی و مقامات بالاتر برای این سازمان، تعداد بیشتری از متخصصان کارآمد از دور خارج می‌شوند.

تا آنجا که اکنون بحث وزارتخانه شدن این سازمان با علم به این که مجلسیان هم مانند دولتی‌ها تصویر درستی از میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ندارند ، به عنوان آخرین ریسمان پوسیده قابل چنگ زدن از سوی برخی دنبال می‌شود تا بلکه مسئولان این سازمان حداقل در مقابل قانون پاسخگو باشند امری که عده‌ای دیگر آن را نسخه‌ای ناکارآمد می‌پندارند و معتقدند این سازمان دچار بحران ساختار و حذف نیروهای متخصص و جایگزین کردن نیروها و مدیران نامربوطی است که در طول آمد و رفت هر رئیس جدیدی به سازمان خیز برداشته‌اند. البته حضور نیروهای متخصص نامتعهدی که شرکت‌های خصولتی هم تشکیل داده‌اند و هر کس در گردونه آنها نباشد از دور خارج می‌کنند و این سازمان را در حوزه متخصصان جوان ابتر کرده‌اند را نباید فراموش کرد. در چنین حالتی اساساً با وزراتخانه شدن هم نمی‌توان این درد کهنه که اکنون به تومور بدخیم سرطانی بدل شده را مداوا کرد.

 

صندوق هم کیش‌نشین می‌شود

با صحبت از واگذاری بناها نام صندوق گوشه اذهان جای می‌گیرد. اما باید گفت ۲۶ مهر ماه خبر رسیده «پرهام جانفشان» سرپرست شرکت سرمایه گذاری و توسعه کیش در حالی که «محمد رضا پوینده» مدیر عامل صندوق احیا و بهره‌برداری بناهای تاریخی در سفر ایتالیا به سر می‌برد به جای پوینده بر مسند مدیریت صندوق نشست.

پوینده جزو نخستین کسانی بود که در سازمان میراث فرهنگی ورود مونسان را تبریک گفت و در حالی که هنوز به طور رسمی حکم مونسان اعلام نشده بود عکس او را به عنوان رییس سازمان و اعضای هیأت امنای صندوق جایگزین عکس زهرا احمدی پور کرد. او از فعالان اصلی انتخابات دوره یازدهم و دوازهم بود و هنگام ورود احمدی پور هم جزء نخستین کسانی بود که به او تبریک گفت.

اما مدیر کیش‌نشین چه تصوری از صندوق دارد که از کیش راهی این بخش از سازمان می‌شود. آیا او می‌داند در بدو ورود به صندوق با سه مشکل عمده رو به رو است ۱) بی‌پولی چرا که دارایی اولیه صندوق شامل ۲۰ میلیارد تومان در طول سالیان گذشته به طور کامل خرج شده است (قریب به ۵ میلیارد تومان آن در همین ۲ سال و نیم صرف شده است). بنابراین شاید او در همین ماه با بحران پرداخت حقوق کارمندان مواجه شود. ۲) چالش دولتی و غیردولتی بودن صندوق و موانعی که مدیرعامل جدید در طول این مسیر به دلیل مشخص نبودن همین وضعیت با آن مواجه خواهد بود. ۳) مجموعه‌های کوچک شبهناکی که در طول این سال‌ها در گوشه و کنار این مجموعه شکل گرفته است.

البته دل نگرانی دیگری هم در این بین در خصوص صندوق وجود دارد. کسی نمی‌داند با آمدن مونسان که روابط خوبی با عباس ایروانی رییس شرکت سرمایه‌گذاری عظام  داشته و یکی از سرمایه‌گذاران مطرح در کیش به شمار می‌آمده و با توجه به این که مدیر بخش حقوقی و مدیرعامل صندوق به تازگی تغییر کرده‌‌اند و هنوز به این حوزه مسلط نیستند پرونده عمارت مسعودیه در دادگاه آبان ماه چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد.

عمارت مسعودیه جنجالی‌ترین پرونده واگذاری بناهای تاریخی از سوی صندوق احیا و بهره برداری به بخش خصوصی (شرکت عظام) است که به دلیل شکایت هر دو طرف (میراث فرهنگی و شرکت عظام) پرونده آن برای تعیین تکلیف در دادگاه به سر می‌برد.

 

خوش‌نشینان کاخ سعدآباد

واقعاً مجموعه تاریخی – فرهنگی سعدآباد با داشتن بیش از ۱۲ موزه قابلیت ثبت جهانی دارد آن هم نه از جهت فاخر و وزین بودن آثار یا بناها یا فضای طبیعی آن بلکه به دلیل گوی سبقت ربودن در تعطیلی مجموعه و تغییر پی در پی مدیران آن!

دکتر یوسف منصور زاده (دکتری موزه‌داری)، سید بیوک موسوی جانباز و معاون ستاد لشگر نجف اشرف، معاون ستاد پشتیبانی جنگ در استان زنجان، معاون فرمانداری استان زنجان، فرماندار شهریار، رباط کریم، اسلامشهر، شهر ری هشتگرد و شهر دماوند، امیر کرم زاده دانشجوی دکتری مدیریت و مشاور عالی و معاون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان که برخی آن را سفارش شده از سوی درویش امیری( معاون امور مجلس، حقوقی و استان‌های دوره ریاست نجفی و سلطانی‌فر) می‌دانستند، محمد رضا کارگر مدیر کل امور موزه‌ها که با حفظ سمت مسوولیت کاخ سعدآباد را برعهده گرفت تنها مدیرانی هستند که در فاصله اندک ۹۲ تا ۹۶ با مدارک مرتبط و نامرتبط ، با سن کم یا زیاد، با سابقه میراثی و غیر میراثی بر این مسند نشسته‌اند.

سه مشکل اساسی رییس صندوق: ۱) بی‌پولی چرا که دارایی اولیه صندوق شامل ۲۰ میلیارد تومان در طول سالیان گذشته به طور کامل خرج شده است (قریب به ۵ میلیارد تومان آن در همین ۲ سال و نیم صرف شده است). بنابراین شاید او در همین ماه با بحران پرداخت حقوق کارمندان مواجه شود. ۲) چالش دولتی و غیردولتی بودن صندوق و موانعی که مدیرعامل جدید در طول این مسیر به دلیل مشخص نبودن همین وضعیت با آن مواجه خواهد بود. ۳) مجموعه‌های کوچک شبهناکی که در طول این سال‌ها در گوشه و کنار این مجموعه شکل گرفته است

شاید اگر در بین کارکنان سعدآباد کسی باشد که ۳۹ سال دوران انقلاب را در این مجموعه سپری کرده باشد به زحمت بتواند تعداد مدیران با ربط و بی‌ربطی را که به این مجموعه رفت و آمد کرده‌اند را به یاد بیاورد آن هم در حالی که هر روز حال این مجموعه بدتر از قبل می‌شود و هر رییس سازمانی یادگاری سیاهی از خود در آن به جای می‌گذارد. آخرین یادگاری تلخ بریدن درختان سعدآباد برای ساخت یک گالری- رستوران دو طبقه بود که در دروه ریاست مسعود سلطانی‌فر رخ داد!

 

حال خبر می‌رسد که دکتر کیا پارسا دکتری مهندسی صنایع گرایش تولید از دانشگاه پونای هندوستان و عضو هیئت علمی گروه مهندسی صنایع دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال به سمت ریاست کاخ سعدآباد انتخاب شده است؟!

هرچند در خبر تنظیم شده از سوی روابط عمومی اعلام شده که این انتخاب به پیشنهاد محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی انجام شده است اما با نگاهی به سوابق پارسا چندان دور از ذهن نیست که وی رفیق گرمابه و گلستان مونسان باشد چرا که او در سخنانی به سوابق علمی، فرهنگی و مدیریتی خود در زمینه مدیریت استراتژیک در شهرداری تهران اشاره کرده است و مونسان هم در کارنامه کاری خود سابقه مدیرعاملی شرکت توسعهٔ فضاهای فرهنگی شهرداری تهران را دارد.

باید دید مونسان می‌تواند حتی اگر ساختار را تغییر نمی‌دهد با بر هم زدن کلونی‌هایی که برخی معتقدند در این سال‌ها با تشکیل شرکت‌های اقماری مرمتی ، معماری، باستان‌شناسی، موزه‌ای به نام دیگران، پروژه‌های مختلف، سفرهای خارجی و فرصت‌های مطالعاتی را از آن خود کرده‌اند بار دیگر کور سوی امیدی را در دل  میراثی‌ها روشن کند آن هم رییسی که کارنامه درخشانی در حوزه میراث کیش نداشته و در حال حاضر کیش‌‌نشینان را راهی سازمان کرده است؟! آیا مونسان حاضر است یک گروه حسابرس مستقل به سوی معاونت‌های مختلف برای شفاف‌سازی این وضعیت‌ها گسیل دهد؟

و حال این پرسش مطرح می‌شود که با توجه به وضعیت مصیبت‌بار منابع انسانی، موزه‌ها، بناها و اموال تاریخی- فرهنگی، مخازن موزه‌ها،  فضای سبز  این کاخ -موزه چرا هر بار مسئولان ذی‌ربط اعم از معاون میراث فرهنگی و مدیر کل امور موزه‌ها روسای این سازمان را در انتخاب مدیران بی‌ربط به مجموعه مشایعت می‌کنند و برای کار خود توجیه می‌تراشند آن هم در شرایطی که ممکن است این مجموعه به تملک بنیاد مستضعفین درآید.

بمب خبری میراث و ماجرای  ژن خوب؟!

در واکنش به انتصاب کیاپارسا، یکی از باستان شناسان اول آبان ماه انتقادات صریحی را به معاونت میراث فرهنگی وارد کرده و در شبکه‌های مجازی با انتشار یادداشتی گفت: «شاید دلیل این انتخاب عجیب و ناشایست قحط رجل در عرصه میراث فرهنگی کشور بوده است. این مورد تنها نمونه از بی‌کفایتی مسئولین فعلی و کارشناسان پیشین نیست و می‌توان به مورد جالب دیگری اشاره کرد. دختر یکی از مسئولین میراث فرهنگی در طی تفاهم نامه‌ای که با موزه لوور امضاء شده از بورس فرانسه استفاده کرده است. همان دختر خانم محصل به دلیل ژن خوبی که برخوردار است در ترم دوم معماری در نمایشگاه‌های اشیاء تاریخی خارج از کشور با دستمزد اندکی (؟؟) از طرف سازمان میراث فرهنگی حضور دارد

هرچند برخی سازمانی‌ها از پیگری این موضوع از سوی نهادهای ذی ربط رسیدگی به تخلفات در هفته‌های گذشته خبر می‌دهند اما باستان شناس مذکور دوم آبان در یادداشت دیگری چنین توضیح می دهد: «طی تحقیقات صورت گرفته مشخص شد که دختر یکی از مسئولین ستادی میراث فرهنگی تنها به عنوان همراه وی با هزینه شخصی در آن سفر حضور داشته و از بورس استفاده نکرده است. لذا متن فوق حذف گردید.»

بالاخره آنچه مشخص است این خبر جدای از درست یا اشتباه بودن در سازمان منشأ داخلی  دارد و قطعاً این منشأ داخلی یک باستان‌شناس یا بدنه سطوح متوسط یا پایین سازمان نیست اگر این خبر صحت دارد که بد به حال معاونت میراث فرهنگی اما اگر این خبر نادرست است و صحت آن تأیید نمی‌شود دعوا واختلاف نظر داخلی معاونت میراث فرهنگی به کجا رسیده است که این گونه علیه یکدیگر اطلاع‌رسانی می‌کنند؟!

حال این پرسش مطرح می‌شود که با توجه به وضعیت مصیبت‌بار منابع انسانی، موزه‌ها، بناها و اموال تاریخی- فرهنگی، مخازن موزه‌ها،  فضای سبز  این کاخ -موزه چرا هر بار مسئولان ذی‌ربط اعم از معاون میراث فرهنگی و مدیر کل امور موزه‌ها روسای این سازمان را در انتخاب مدیران بی‌ربط به مجموعه مشایعت می‌کنند و برای کار خود توجیه می‌تراشند آن هم در شرایطی که ممکن است این مجموعه به تملک بنیاد مستضعفین درآید

اما فارغ از  تأیید و تکذیب این موضوع خاص، حین ارسال اشیاء به بن آلمان و آمدن اشیاء از موزه لوور  سخن از انعقاد تفاهم‌نامه‌هایی با موزه برلین آلمان و موزه لوور پاریس در زمینه همکاری‌های موزه‌ای به میان آمد. قرادادهای این چنینی طبق عرف می‌تواند بندهای مختلفی اعم از مرمت آثار موزه‌ای، برپایی نمایشگاهی  و… داشته باشد و یکی از بندها در بیشتر این قراردادها بورسیه‌ها و فرصت‌های مطالعاتی است که به کارشناسان میراث فرهنگی ارایه می‌شود. آیا در قراردادهای اخیر منعقده شده با موزه‌های برلین و لوور یا سایر  قراردادهای بین المللی چنین بندی وجود دارد؟ اگر چنین بندی هست چرا تا کنون اعلام نشده است. مثلاً چرا  فراخوانی نداده‌اند که آلمان به دو نفر در سال بورسیه می‌دهد و افراد واجد شرایط باید با این مشخصات ثبت نام کنند تا پس از بررسی مدارک و شرایط، اسامی این افراد اعلام شود؟! در موارد مشابه  چرا مشخص نمی‌شود چه کسانی و طبق چه ضوابطی می‌توانند از این فرصت‌های مطالعاتی بهره ببرند؟ اصلاً ‌چرا طبق قانون دسترسی آزاد اطلاعات متن تفاهم‌نامه‌ها  و فرصت‌های مطالعاتی منتشر نمی‌شود و در اختیار میراثی‌ها قرار نمی‌گیرد؟ و چرا به جای کارشناسان روسا در حال رفت و آمد به آن سوی آب‌ها هستند؟