چمدان : پیش‌تر هم این نوع از عملیات پارکور در بافت تاریخی ثبت جهانی یزد انجام شده بود. گروه‌های طرفدار این گونه فعالیت‌ها معتقدند انجام این قبیل ورزش‌ها به دلیل هیجان‌انگیز بودن و حرکات تعقیب و گریز آن و بویژه فیلم‌برداری با پهبادها جذابیت‌هایی برای گردشگران به وجود می‌آورد که منجر به علاقه بیشتر آنها برای دیدن سایت‌ها و محوطه‌های تاریخی از نزدیک می‌شود.

اما در این بین چند موضوع باید مورد توجه قرار گیرد. کدام نیازسنجی و طرح مطالعاتی منجر به این گونه اقدامات می‌شود؟ واقعاً کدام گروه تحقیقاتی این موضوع را مورد بررسی قرار داده و بر اساس داده‌های تحقیقی به این نتیجه رسیده که «پارکور» در محوطه‌های تاریخی منجر به جذب گردشگر می‌شود؟ در صورت تأثیرگذاری، آمار این گردشگران چقدر تغییر کرده است؟ اجرای کنسرت موسیقی، ساخت سریال‌های تاریخی، برگزار تئاتر و در این دو مورد اخیر، اجرای پارکور بر اساس کدام طرح مطالعاتی و یا اساسنامه و قوانینی در محوطه‌ها و بناهای تاریخی قابل اجرا است؟ بارها در مورد کمبود مطالعات علمی جهت ضرورت یا روش اجرا در این زمینه‌ها صحبت به میان آمده و باز هم مسئولان ذیربط چشم خود را بر روی آن بسته‌اند.

طرح ژان دیولافوا از آکروپل / ارگِ شوش | این طرح در دهه ۱۸۸۰ م کشیده شده است

در همین مورد اخیر، باستان‌شناسان توضیح می‌دهند که پیش‌تر «آکروپل» یا ارگ شوش حدود ۳۰ متر ارتفاع داشت. زوج دیولافوا (مارسل و همسرش مادام ژان دیولافوا) در عهد قاجار عکسی را در زمان حضورشان از تپه «آکروپل» شوش گرفتند که ظاهراً تنها عکس از آکروپل پیش از حفاری و در حالت دست نخوردۀ آن زمان است. مارسل دیولافوا مهندس راه و ساختمان و علاقمند به معماری و باستان شناسی در چارچوب قراردادی میان ایران و فرانسه در شهر کهن شوش شروع به کاوش کرد. به موجب این قرارداد، فلزات گرانبهایی که کشف می‌شد متعلق به ایران بود و سایر آثار نصف به نصف بین دو دولت تقسیم می‌شدند (که البته این زوج به قول خود متعهد نبودند و اشیاء گرانبها را هم از ایران خارج کردند). پس از خروج این زوج، ژاک ژان ماری دمورگان (Jacques Jean Marie Demorgan)، زمین شناس، متخصص و مهندس معدن جای آنها را گرفت و سرپرست هیأت کاوش‌های شوش شد.

تمرکز عمده دمورگان بر تپه بلند آکروپل / ارگِ شوش بود. او مساحت زیادی از تپه اکروپل را کاوش کرد اما برای اینکه نشان دهد ارتفاع تپه در اصل چقدر بوده و او چقدر از تپه را حفاری کرده، ستونی خاکی را در قسمتی از حفریات خود باقی گذاشت که امروزه به «شاخص دمورگان» معروف است. این ستون خاکی که ارتفاع اصلی تپه آکروپل را نشان می‌داد در طول این مدت، خود دچار فرسایش شده و مقداری از ارتفاع اصلی آن کاسته شد. مقایسه عکس‌ها گویای این امر است و نشان از بی‌توجهی‌ها در قبال نگهداری از آن دارد.

این عکس توسط مارسل دیولافوا در سال ۱۸۸۶ م گرفته شده و ظاهرا تنها عکس موجود از تپه آکروپل / ارگِ شوش است

جدیدترین دلیل بی‌توجهی به شاخص دمورگان در تابستان گذشته اتفاق افتاده است. جوانان «پارکور باز» از بدنۀ آن بالا می‌روند و روی این «شاخص» خاکیِ فرسوده عملیات آکروباتیک انجام می‌دهند. این اقدام گذشته از این که مخرب است، حتی ممکن است به واژگونی کامل این «شاخص» و صدمه جانی به «پارکور باز» منتهی شود. مقامات مسئول میراث جهانی شوش نه تنها اهمیت این «شاخص» را نمی‌دانند و از آن حفاظت نمی‌کنند بلکه ترتیبی فراهم می‌کنند که کلیت آن به خطر بیافتد.

حال این پرسش مطرح است که واقعاً براساس کدام ملاک و معیاری در سطح بین‌المللی و ملّی اجازه انجام «پارکور» بر روی این ستون خاکی را می‌دهند؟ چند نفر از مردم شوش یا گردشگران شوش باستانی از دیولافوا، کاوش‌ها و تخریب‌های این زوج، همچنین از کاوش‌ها و تخریب‌های دمورگان و نقش فرانسویان در باستان‌شناسی ایران دورۀ قاجار و پس از آن اطلاع دارند؟ چه صفحات مبهمی از تاریخ برای گردشگران با دیدن فیلم «پارکور بازی» روشن خواهد شد؟ و آن هم پارکوربازی که بر روی «شاخص دمورگان» -اثری که نشان دهنده ارتفاع اصلی آکروپل شوش است- عملیات محیرالعقول انجام می‌دهد؟! با این وصف چگونه می‌خواهیم به مردم آموزش بدهیم که بر در و دیوار آثار تاریخی چیزی ننویسند؟ چه فرقی بین این «پارکور بازِ» مجوزدار از میراث و پارکوربازان بدون مجوز هست که نباید روی عرصه‌های تاریخی بازی کنند؟

فیلمی از «پارکور» در محوطه میراث جهانی شوش

در بخش دیگری از این فیلم می‌بینیم که موتورسواران با موتورهای پرقدرت به راحتی بر روی عرصه باستانی مانور می‌دهند. جالب اینجاست که این پارکور بازی در سطح «قلعه شوش» نیز به اجرا گذاشته شده و دلیل این کار هم برقراری ارتباط بین بقایای باستانی و قلعه شوش و مردم شهر شوش و تحت تأثیر قرار دادن آنها است ذکر شده است!

چندی پیش خبرنگار «چمدان» هنگام تهیه گزارش در مورد فیلم‌برداری در «عمارت مسعودیه» در تهران متوجه شد برای هر دقیقه فیلم‌برداری چند میلیون تومان از کارگردان دریافت می‌شود. اکنون مسئولان «پایگاه میراث جهانی شوش» و «بافت تاریخی و میراث جهانی یزد» می‌توانند اعلام کنند چه مبالغی را بابت برگزاری پارکور دریافت می‌کنند؟

پیش از ثبت جهانی هر کدام از این عرصه‌ها، مسئولان در بوق و کرنا می‌دمند که با ثبت جهانی حفاظت از این محوطه‌ها و بناها دوصد چندان می‌شود! آمار گردشگران افزایش می‌یابد و…. اکنون آیا دفتر ثبت، آماری از افزایش و یا کاهش و حتی تأثیر ثبت جهانی بر حضور گردشگران در چنین محوطه‌هایی دارد؟ چند درصد از وعده‌ها و وعیدهایشان به ثمر نشسته است؟ در این مورد مشخصاً «دفتر پایگاه‎های ملّی و جهانی» و پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری چه اقدامی را انجام داده‌اند؟

این عکس آکروپل / ارگِ شوش را بعد از حدود ۱۰۰ کاوش فرانسوی‌ها در هه ۱۹۷۰ م از دیدی دیگر نشان می‌دهد. شاخص دمورگان در عکس به وضوح دیده می‌شود. مقایسه این تصویر و تصاویر فعلی شاخص دمورگان که در فیلم پارکوربازان دیده می‌شود خود گویای وضع ناهنجار حفاظتی از این شاخص مهم در شوش است

نگاهی به کارنامه و رزومۀ مدیران پایگاه‌ها نشان می‌دهد که تعداد قابل تأملی از آنها دانش‌آموختۀ رشته‌هایی که در ارتباط با موضوع و اولویت‌های آن محوطه باشد نیستند و بی‌آنکه کارنامۀ قابل دفاعی داشته باشند سال‌های سال است از پایگاهی به پایگاه دیگر تغییر سمت می‌دهند و خروجی کار آنها در هر پایگاه بیانگر آن است که طرح‌های مطالعاتی از جمله مطالعات باستان‌شناسی، مرمتی و حفاظتی بر روی زمین مانده است.

ملاک و معیار انتخاب مدیران پایگاه‌ها به ویژه پایگاه‌های ثبت جهانی چیست؟ آیا وقت آن نرسیده در مقوله ثبت جهانی، پایگاه‌های ثبت جهانی و مدیران پایگاه‌ها، شوراهای فنّی، هیأت‌های راهبردی، پیوند بین محوطه‌ها و بناهای ثبت جهانی و حضور معماران، باستان‌شناسان و گردشگران تجدیدنظر جدی صورت بگیرد و مشکلات و کمبودها و ضرورت‌ها و دستورالعمل‌های لازم تدوین شود، تا یک روز تصمیم گرفته نشود بر روی عرصه مصوّب به بهانه‌های مختلف طرح‌های عمرانی، گمانه‌زنی صورت بگیرد و روز دیگر به بهانه‌ی حضور گردشگر کلیپ‌هایی تهیه شود که بیشتر راهکارهای برای چگونگی تخریب را نشان دهد تا چگونگی جذب گردشگر؟

فیلمی از پارکور در بافت تاریخی شهر یزد