چمدان : «مجید همیشه جیب‌هایش پر از آجیل بود و چون کنار من می‌نشست همیشه به من می‌گفت تو آن‌طرف بنشین و از جیب من خوراکی بردار. با هم می‌خوردیم. او طوری خوراکی‌ها را در جیبش می‌ریخت که بتوانیم سرکلاس و زمانی که معلم درس می‌دهد از آنها بخوریم. گاهی معلم می‌دید و می‌گفت آهای! آن گوشه چی می‌خورید؟! ما تا می‌دیدیم معلم فهمیده خودمان را به آن راه می‌زدیم.» اینها بخشی از خاطرات شادروان عزت الله انتظامی از دورانی است که در هنرستان ماندگار صنعتی تهران که مدرسه آلمانی‌ها بود درس می‌خواند.

نخستین هنرستان تهران کجاست؟

اما هنرستان صنعتی تهران کجاست؟ در خیابان ۳۰ تیر مقابل کتابخانه ملی پیشین، هنرستان فنی ماندگار صنعتی تهران قرار دارد. میرزا محمود خان احتشام السلطنه که از تاریخ  ۱۳۱۸ه.ق. تا ۱۳۲۲ه.ق. و همچنین از ۱۳۲۷ه.ق. تا ۱۳۲۹ه.ق. مدتی وزیرمختار ایران در برلن بود، پس دیدن وضعیت آموزش این کشور در طول این سالیان به تأسیس مدرسه‌ای در ایران با همکاری آلمان تشویق شد.

به این ترتیب با موافقت شاه قاجار مهندس و معمار آلمانی اتوشولتس مأمور تهیه نقشه و نظارت در کار تأسیس ساختمان شد و استاد عبدالله میرزا معمار مشهور قاجاری کار ساخت مدرسه را برعهده گرفت. سرانجام در هفدهم اردیبهشت ۱۲۸۶ (۱۹۰۷ میلادی) و یک سال پس از برقراری مشروطیت مدرسه ایران و آلمان تاسیس و شروع به کار کرد و  نام مهندس آلمانی و معمار ایرانی آن بر سنگ کوچکی حک شد و کنار پله‌های ورودی اتاق مدیر مدرسه نصب شد. در آن زمان گستاو پیترز معلم و با تجربه آلمانی سرپرستی ساخت بنا و مدیریت مدرسه را عهده‌دار بوده است.

در آغاز هنرستان با ۴۰ نفر شاگرد فعالیت خود را آغاز کرد که کوچکترین آنها ۸ ساله و بزرگترین آنها ۱۸ ساله بود. محل مدرسه در زمینی به مساحت هشت هزار متر مربع در شمال غربی میدان مشق (باغ ملی کنونی) که از طرف دولت اهدا شده بود قرار داشت و بودجه سالانه آن هشت هزار تومان تعیین شد که پنج هزار تومان آن سهم دولت ایران و سه هزار تومان سهم دولت آلمان بود.

در اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی وسایل فنی و آزمایشگاهی و ماشین آلات کارگاهی که همه هدیه دولت آلمان به هنرستان‌های ایران بود و قانون معافیت از تادیه حقوق گمرکی آن نیز در تاریخ ۱۳۰۳/۱۱/۷ در مجلس شورای ملی تصویب شده بود وارد و نصب شد. اولین گروه از فارغ التحصیلان مدرسه صنعتی در سال ۱۳۰۷ موفق به اخذ مدرک قبولی شدند. شاید جالب باشد بدانیم نظام وفا، نیما یوشیج و بزرگ علوی از جمله معلمان این هنرستان بودند که ادبیات تدریس می‌کردند.

با آغاز جنگ جهانی بویژه جنگ جهانی دوم ایران به سمت آشفتگی رفت تا آنجا که نیروهای اشغالگر روس و انگلیس در شهریور ۱۳۲۰ رسما از دولت ایران تقاضای دستگیری و اخراج کارشناسان آلمانی را کردند. به این ترتیب هنرستان تحت نظارت آلمان‌ها بی‌نصیب نماند و بین سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۸ نابسامانی‌ها و بی برنامگی‌ها دامنگیر آن و سایر مراکز آموزشی شد. اما بار دیگر با آرامش نسبی سال‌های ۱۳۳۳ و بعد از آن شادروان مهندس حبیب نفیسی که خود از تحصیل کردگان مدرسه صنعتی و هنرسرای عالی بود به احیا هنرستان‌ها پرداخت.

 

در دوره پهلوی ساختمان قدیمی تخریب شد و ساختمان جدیدی به جای آن شکل گرفت اما همچنان دیواره زیر در اتاق مدیر وقت و سنگ کوچک یادمان اتوشولتس و میرزا عبدالله برپا است. به گفته اسماعیلی مدیر هنرستان، این مدرسه با ۱۰۸ سال قدمت بین کشورهای همسایه و غرب آسیا نخستین هنرستان صنعتی به شمار می آید. جالب آن که در جوار همین هنرستان، هنرسرای عالی تهران (دانشگاه علم و صنعت) تأسیس می‌شود و دانش آموختگان این هنرستان راهی این مرکز آموزش عالی می‌شوند. مهندس محمد باقر نیو و برادرش پس از اخذ دیپلم از هنرستان صنعتی نخستین فارغ التحصیلان رشته مهندسی از همین هنرسرای عالی هستند که در ایران موفق به اخذ مدرک کارشناسی مهندسی شده‌اند.

عکس: احسان رسولی از تسنیم

ساختمان هنرسرای عالی اکنون در اختیار وزارت امور خارجه است. خانه مدیر و بنیان گذار هنرستان صنعتی همچنان در مدرسه باقی است و روی تابلو کوچکی نام او دکتر هنریش اشترونک (DR HEINRICH STRUNK) حک شده است.

رضا گنجه‌ای که بعدها استاد و رئیس دانکشده فنی دانشگاه تهران شد از جمله اولین فارغ التحصیلان هنرستان است. از جمله دیگر دانش آموختگان این هنرستان می‌توان از سیدمجتبی نواب صفوی، رهبر فدائیان اسلام و عبدالله جاسبی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی اکه بیشتر در عالم سیاست شهرت یافتند تا صنعت و همچنین نصرت کریمی و عزت الله انتظامی که به جای صنعتگر، سینماگر شدند، نام برد.

من عزتم؛ بچه سنگلج

«من برای شما همیشه همان عزتم، بچه‌ای از سنگلج… همانی که از سیزده سالگی در تماشاخانه‌های لاله‌زار با تشویق‌های شما بزرگ شده‌ام… همانی که همراه شما با دردهای ایران بسیار گریسته‌ام و با شادی‌هایش لبخند‌ها زده‌ام… »

زنده یاد عزت الله انتظامی در خرداد ۱۳۰۳ در محله سنگلج بدنیا آمده است. محله‌ای که امروزه تحت عنوان محله سنگلج شناخته می‌شود از شمال به خیابان امام خمینی از شرق به خیابان خیام از جنوب به خیابان مولوی و از غرب به خیابان وحدت اسلامی محدود می‌شود. در نقشه‌های بجا مانده از روزگار قاجار- برزین ۱۲۵۸- چهار محله عودلاجان، چالمیدان، بازار و سنگلج قید شده است. بعدها محله‌های ارک و دولت به آن چهار محله اضافه شدند.

برخی نام سنگلج را دگرگون‌شدهٔ «سنگ رج» دانسته‌اند. رج به معنی ردیف است و اصطلاح سنگ رج مربوط به تقسیم آب با پاره‌های سنگ بوده‌است. گفته می‌شود که رضاشاه در این محله بزرگ شده بود و اصرار داشت که برای از بین بردن سوابق خود، محل را تخریب کند.

سابقه تاریخی سنگلج به سال۱۲۵۰ ه. ق است که برای استفاده منطقه مسکونی طراحی شد و ساخت آن بر عهده محمد تقی خان بوده است‌. امروزه در کوچه پس کوچه‌های پشت خیابان بهشت همچنان ردپای خانه‌های تاریخی به چشم می‌خورد. سنگلج در عصر خود یکی از بزرگ‌ترین و آبادترین و پرجمعیت‌ترین محلات تهران بود که تکیه‌های آن شهرت بسیاری داشت. تکیه مشهور قورخانه کهنه از جمله آن‌ها است که تخریب شده است. گذرهای معروف آن هم تقی خان و شریف الدوله بودند.

از شخصیت های مهم محله سنگلج می‌توان به آیت الله سید محمد طباطبایی و آیت الله سید عبدالله بهبهانی که از روحانیان صدر مشروطیت و طراز اول دارالخلافه‌ناصری همچنین شیخ فضل الله نوری از مخالفان مشروطه نام برد. عضدالملک نایب‌السلطنه رئیس خاندان قاجار، میرزا عبدالکریم وزیر، میرزا سید ابوالقاسم سلطان الحکما نایینی، سیف‌الاطبا، میرزا هدایت الله وزیر دفتر و آقاحسین نجم‌آبادی در این محل سکنی داشتند. گفته میشود آغا محمد خان قاجار در دورهای که در تهران گروگان کریم خان زند بود در این محله (تحت الحفظ) سکونت داشت. محمد مصدق نخست وزیر مشهور ایران نیز در این محله چشم به جهان گشود.

قدیمی‌ترین سالن نمایش تهران یعنی تماشاخانه سنگلج هم در این محله و در خیابان بهشت قرار دارد. تماشاخانهٔ سنگلج در اوایل دههٔ ۱۳۴۰ با زیر بنای ۱۰۳۴ مترمربع و در کنار باغ سنگلج توسط مهندس بابائیان ساخته شد و به وزرات فرهنگ و هنر وقت واگذار شد. این تماشاخانه که در ابتدا ۲۵ شهریور نام داشت، در مهرماه سال ۱۳۴۴ همراه با اولین جشنواره نمایش‌های ایرانی افتتاح شد و همین زمان بود که پهلوان اکبر می‌میرد در این تماشاخانه به نمایش درآمد. تابلوی نفیس معرق‌کاشی سر‌در تماشاخانه سنگلج دکتر که «سیما کوبان» آن را طراحی کرد و گروه «کاشی‌سازی هنرهای زیبا» در سال ۱۳۴۳ آن را بر سر‌در تماشاخانه نصب کرد، به آن جلوه خاصی بخشیده است.

“تماشاخانه سنگلج” در آن زمان به لحاظ تجهیزات فنی، نور، صدا و آکوستیک سالن اجرا کاملا استاندارد بوده و وجود امکانات صحنه‌ای همچون سن ‌گردان، میله‌های بالا برنده پرده، دکور و . . . موجب شده بود که این تماشاخانه از ویژگی خاصی برخوردار باشد.از نمایش‌های مهمی که در اوایل کارِ این تماشاخانه بر صحنه رفت میراث و ضیافت کارِ بهرام بیضایی را می‌توان نام برد که در آذر ماه ۱۳۴۶ اجرا شد.

عزت الله از تئاتر پارس و گیتی تا پرده سینما

زنده یاد عزت الله انتظامی عزت‌الله انتظامی فعالیت هنری خود را با پیش‌پرده‌خوانی در تماشاخانه‌های لاله‌زار شروع کرد؛ او پس از یک سال به تماشاخانه‌های هنر و فرهنگ تهران رفت؛ در سال ۱۳۲۰ نخستین نمایش حرفه‌ای خود را با عنوان اولتیماتوم نوشته پرویز خطیبی به کارگردانی اصغر تفکری در تئاتر پارس خیابان لاله‌زار اجرا کرد و تا سال ۱۳۲۶ توانست در بیش از ده نمایش نقش‌پردازی کند، او پس از اجرا و تجربه اندوزی در تماشاخانه کشور و تئاترهای پارس و گیتی لاله زار در سال ١٣٣٢ برای تحصیل به مدرسه شبانه تئاتر و سینمای «فولکس هوخ شولهدر هانوفر آلمان رفت.

تئاتر پارس و گیتی؛ یادآر زه شمع مرده یادآر

تئاتر پارس مربوط به دوره پهلوی اول است و در تهران، خیابان لاله‌زار، طبقه دوم پاساژ پارس واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ مهر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۴۰۲ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این تئاتر در سال ۱۳۲۳ توسط عبدالحسین نوشین که تحصیلاتش را در رشته تئاتر در فرانسه به پایان برده بود با همکاری همسرش «لرتا هایراپتیان» هنرپیشه تئاتر و برخی دیگر از هنرمندان با نام تئاتر فرهنگ که بعدها به تئاتر پارس تغییر نام داد تأسیس کردند.

نوشین با کمک سرمایه‌دارهای بازاری چون جعفری، طایفی و وثیق، تئاتر فرهنگ را در طبقه بالای پاساژ پارس ساخت که حدود ۵۰۰ نفر گنجایش داشت. در سال ۱۳۳۲ شمسی پس از کودتای ۲۸ مرداد آتش‌سوزی وسیعی در تئاتر فرهنگ اتفاق افتاد که آن را سوزاند و پس از آن ساختمان تئاتر بازسازی و تئاتر پارس در آن محل افتتاح شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران تئاتر پارس در اختیار ستاد فرمان هشت ماده‌ای سید روح‌الله خمینی قرار گرفت. تئاتر پارس مدتی با مدیریت مجید جعفری نمایش‌هایی را به روی صحنه برد، ولی پس از مدتی به دلیل مشکلات مالی تئاتر را واگذار کرد و  عملاً برای مدتی تعطیل شد. تئاتر پارس در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ به دلیل شکایت ستاد اجرایی فرمان امام پلمپ شده بود. حالا این تئاتر در محاصره الکتریکی‌ها رو به زوال است.

اما تئاتر گیتی در مشهورترین کوچه لاله زار «کوچه باربد» قرار داشت البته پیش از نقل مکان جامعه باربد به نام کوچه ملی شناخته می‌شد و پاتوغ اصلی سینماها و تئاترها این کوچه بود. جامعه باربد به کوشش اسماعیل مهرتاش و البته سیدکاظم شهیدی در سال ۱۳۰۵ خورشیدی پا گرفت که پس از سه بار جابه جایی سرانجام رسید به محلی که اکنون با نام پاساژ حضرت ابوالفضل فعال است، روبه روی سینما سارای فعلی که در همین سینما هم روزگاری دو تئاتر گیتی و صادق پور فعال بودند.

من مش حسن نیستم ؛ من گاو مش حسنم

گاو از فیلم‌های موج نوی سینمای ایران به کارگردانی داریوش مهرجویی است که در سال ۱۳۴۸ ساخته شد. علی نصیریان، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی و پرویز فنی‌زاده بازیگران اصلی فیلم هستند. گاو جزء اولین فیلم‌های ایرانی بود که در غرب و اروپا مورد توجه و تحسین قرار گرفت و جایزهٔ فیپرشی جشنواره فیلم ونیز ۱۹۷۱ را به دست آورد. فیلم گاو بر اساس داستان عزاداران بَیَل اثر غلامحسین ساعدی ساخته شده‌است.

مشهورترین دیالوگ انتظامی در این فیلم لحظه‌ای است که علی نصیریان در نقش مش اسلام در حالی که جمعی از اهالی ده همراه او هستند با عزت الله انتظامی در نقش مش حسن که در طویله مشغول خوردن علف است وارد گفت و گو می‌شود و می‌گوید: «مش حسن حالت خوبه؟ دماغت چاقه؟هی! مش حسن! با توام بابا! حالت خوبه» و مش حسن در جواب میگه: «من مش حسن نیستم!» وقتی به مش حسن می‌گوید: «این حرف رو نزن مشتی! تو مش حسنی» عزت الله انتظامی از آخور رویش را به سمت آنها برمی‌گرداند و  می‌گوید: «من مش حسن نیستم ؛ من گاو مش حسنم!»

فکر می‌کنید فیلم گاو در کجا فیلم برداری شده است؟ بویینک، روستایی از توابع بخش کوهین شهرستان قزوین در استان قزوین ایران است. این روستا در دهستان ایلات قاقازان شرقی قرار دارد. علی نصیریان درباره موقعیت لوکیشن فیلم سینمایی «گاو» گفته بود: بعد از قزوین به سمت آقا بابا دهی در بیابان به نام بویینک بود که هنوزم هست و جای بد آب و هوایی بود و فیلم در آنجا ضبط شد. جمشید مشایخی هم در این باره اظهار کرده بود: «حدود یک ماه در سالن کوچک اداره تئاتر تمرین می‌کردیم و بعد برای فیلمبرداری به جاده ۳۰ قزوین در روستایی به نام «بویینک» رفتیم و حدود یک ماه هم در آنجا کار کردیم.

می‌گویند گروه در تمام مدت یک ماهه فیلم برداری در قزوین مستقر بود و هر روز ۲۵ کیلومتری سفر می‌کرد. در خاطرات این فیلم آمده که چون قرار بود بازیگران بین اهالی روستا ظاهر شوند و با آنها بازی کنند چهره‌شان کاملا متفاوت بود. مهرجویی دستور داد بازیگرانش چهار، پنج روزی به بندرانزلی بروند و زیر آفتاب دراز بکشند تا کاملا آفتاب سوخته و لپ گلی شوند. گاو تقریبا از اولین فیلم‌هایی بود که در روستاهای ایران ساخته می‌شد.

 

 جدال آقایف و روسی خان در گراند سینما

«شهر شهر فرنگه، از همه رنگه، رنگ و وارنگه، بدو باباجون! بدو آقاجون! بدو موسیو! اگه از دست بدی از کیسه ات رفته، این که می‌بینی شمایل اعلی حضرت مظفرالیدن شاهه، با اون همه هیبت با اون همه کبکبه و دبدبه عمرشو داد به شما و بعد از امضا فرمان مشروطیت ریق رحمت رو سرکشید!

تا شاه سرشو گذاشت زمین پسرش رفت بالای تخت…» به این ترتیب فیلم گراند سینما ساخته حسن هدایت با نمایش فیلم‌های قدیمی از به توپ بستن مجلس و جنبش مشروطیت آغاز می‌شود. در صحنه‌ای از فیلم آقایف (عزت الله انتظامی) از روی برگه‌ای می‌خواند: «سینماتوگراف عکس متحرک در خیابان علاالدوله (فردوسی کنونی)، عکاس خانه روسی خانه که از اول ماه رمضان دایر بود مجدد با پرده‌های تازه از قبیل جنگ با روس و ژاپن و … افتتاح شد.

پس میرزا ابراهیم‌خان عکاس‌باشی که به همراه مظفرالدین شاه دستگاه سینماتوگراف را به ایران آورد، ابراهیم‌خان صحاف‌باشی در خرداد ۱۲۷۶ با اجازهٔ مظفرالدین شاه در سفری طولانی به خارج از کشور با خریدن دستگاه نمایش فیلم به ایران بازگشت و در حدود مهرماه ۱۲۸۳ نخستین سالن نمایش فیلم را در لاله‌زار نو تاسیس کرد. پس از او، مهدی روسی‌خان که نام اصلی‌اش ایوانف بود و پدرش انگلیسی و مادرش روسی بود، پس از درگذشت مظفرالدین شاه و آغاز سلطنت محمدعلی شاه به مقام عکاس‌باشی دربار رسید و از جانب شاه لقب روسی‌خان گرفت. روسی‌خان در سال ۱۲۸۶ شمسی به نمایش فیلم در عکاس‌خانهٔ خود اقدام کرد و فیلم‌هایش مورد استقبال قرار گرفت. پس از چندی چهرهٔ تازه‌ای به نام آقایف (تحت حمایت انگلیسی‌ها) نیز وارد صحنه شد و در خیابان چراغ گاز و در قهوه‌خانهٔ زرگرآباد دستگاه سینماتوگراف دایر کرد.

جالب آن که در تاریخچه سینمای ایران آمده گراند سینما که در دل گراند هتل در لاله زار در سال ۱۳۰۵ تأسیس شده یکی از نخستین سینماهایی بوده که زنان نیز برای دیدن فیلم در آن حضور داشته‌اند. در واقع یکی از مهمترین و مجلل‌ترین سالن‌ها، سالن سینمای گراند هتل بود که به سعی و کوشش علی وکیلی ایجاد و بهره‌برداری شد. در یکی از اعلامیه‌های این سینما آمده است:

«چون مؤسّسین گراند سینما برای خدمت به نوع قسمتی از سالن را مخصوص خانم‌های محترمه نموده‌اند لذا امشب عموم اهالی را دعوت به تماشای فیلم‌های جدیدالورود و بی نظیر خود می نمایند و به مناسبت تشریف فرمایی خانمهای محترم از امشب سر اول و دوم سریال معروف «گلوله مس» را در یک شب نمایش می دهد تا عموم اهالی از زن و مرد از تماشای آن بهره‌مند شوند. درب ورود خواتین محترمه از گراندسینما و آقایان محترم از گراند هتل است. کارکنان سینما و همچنین اداره جلیله نظمیه به وسیله مامورین خود از ورود زن‌های بی‌عفت و جوان‌های هرزه و فاسدالعقیده به محل سینما و از فروش بلیط به آنها خودداری خواهد کرد.»

گراند هتل | گراند هتل قدیمی‌ترین هتل ایران و از آثار معماری اواخر دوره قاجاریه است. این هتل بدست یک مهاجر قفقازی به نام باقر خان به مساحت ۱۳۰۰ متر مربع در خیابان لاله‌زار جنوبی ساخته شد. الگوی پذیرایی در این هتل از روش پذیرایی در هتل‌های اروپایی الهام گرفته شده بود. گراند هتل در خیابان لاله‌زار تهران، محل اجرای نمایش‌نامه‌های میرزاده عشقی، شعرخوانی‌های عارف قزوینی و اجراهای قمرالملوک وزیری و روح‌انگیز بود

 

گراند هتل تبدیل به صنف کالاهای برقی شده و خطرآتش سوزی آن را تهدید می‌کند

 

در مورد سینمای روسی‌خان‌ هم همین بس که در طبقه بالای ‌چاپخانه فاروس‌ (در ابتدای‌ خیابان‌ لاله‌زار) به‌عنوان‌ مجهزترین‌ و آبرومندترین‌ سینمای‌ وقت‌، محل‌ تجمع‌ و باده‌نوشی‌ اعضای‌ سفارت‌خانه‌های‌ روس‌ و انگلیس‌ و متنفذان‌ محلی‌ بود. آن‌ها در این‌ سینما پس‌ از دیدن‌ چند پرده‌ فیلم‌ به‌ رستوران‌ سینما می‌رفتند و ضمن‌ نوشیدن و خوردن تنقلات‌ با سری‌ گرم‌ ساعت‌ها به‌ گپ‌زدن‌ مشغول‌ می‌شدند.

«مطبعه فاروس» از نخستین چاپخانه‌های تهران در‌ ترویج فرهنگ انقلاب اسلامی نقش مؤثری پیدا کرد؛ همچنین «حکاکی و گراورسازی» و «دارالصناعه وطنیه» متعلق به «میرزاعبدالرزاق حکاک» سازنده لوح مظفر سردر مجلس شورای ملی در زمان انقلاب مشروطه نقش پررنگی داشت که بعد‌ها در دوره استبداد صغیر، چاپخانه فاروس و گراورسازی غارت شد | فرخ‌ غفاری‌ که‌ دو تماس‌ و نشست‌ با روسی‌خان‌ در ۳۰‌ ماه ‌می ۱۹۴۳م و ۲۹ اکتبر ۱۹۶۳ در رستوران‌ تهران‌ (در پاریس‌) داشته‌، از قول روسی‌خان‌ نقل‌ کرده‌ که‌ او پس‌ از بازگشت‌ از روسیه ‌با یاری‌ حیدر عمواوغلی‌ (موسوم به حیدر بمبی یا حیدر چراغ‌گاز‌) سالن‌ جدیدی‌ در طبقه ‌فوقانی‌ مطبعه‌ فاروس‌ در ابتدای‌ خیابان‌ لاله‌زار تأسیس‌ کرد که‌ دارای‌ دستگاه‌ مولد برق‌، بادبزن‌ برقی‌ و بوفه‌ مرتبی‌ بود

در فیلم گراند سینما که درسال ۱۳۶۷ ساخته شده، حسن هدایت سعی کرده در قالبی طنز به سیاسی شدن سینمای ایران و دستمایه روس و انگلیس قرار گرفتنش با نشان دادن رقابت آقایف و روسی خان بپردازد.

این فیلم هم مانند مجموعه تلویزیونی «هزاردستان» (سال ۱۳۵۸) شاهکار علی حاتمی در شهرک سینمایی غزالی ساخته شده است.

هزار دستان و هزار داستان

یکی از دیالوگ‌های ماندگار عزت الله انتظامی در نقش خان مظفر زمانی است که در گراند هتل با دونفر دور میزی نشسته و وقتی یکی از افراد درباره تغییر کلاه پهلوی‌اش در خانه سخن می‌گوید و با حسرت و خنده  عنوان می‌کند: «این ملت مظلوم باید یک کلاهی بر سرش برود یا شاپور یا پهلوی!» خان مظفر چنین می‌گوید: «برخلاف نظر شما این ملت ظاهراً سر به اطاعت دارد. در خانه خود هر کس خدایی است و ولایتی ساخته باب طبع! باطناً این مردم هیچ وقت زیر بار زور نرفته‌اند و اعتقادات و عواطف خودشان را در حوادث بی‌شمار حفظ کرده‌اند البته به ظاهر گوش به فرمانند و همین حفظ ظاهر دولت‌ها را فریب داده و سرنگون کرده است.»

 

هزاردستان اثری از علی حاتمی است که در سال ۱۳۵۸ به صورت مجموعهٔ تلویزیونی برای تلویزیون ایران ساخته شد. پروژهٔ هزاردستان بعد از ۸ سال تمام شد. طرح اولیه این سریال در سال ۵۴ با عنوان «جادهٔ ابریشم» و با حضور شخصیت‌هایی مثل مدرس، میرزا کوچک و رضاخان به ذهن حاتمی آمد و بعد از تغییرات اساسی که ماهیت کار را عوض کرد | عزت‌الله انتظامی در نقش خان مظفر (خود هزاردستان؛ آدمی ظاهر الصلاح که در پشت پردهٔ تمام اتفاقات سیاسی – اجتماعی روز نقش دارد و برگرفته از شخصیت عبدالحسین میرزا فرمانفرما است اما به گفتهٔ حاتمی، چکیدهٔ همهٔ خاندان‌های حکومت‌گر در ایران است)

 

عبدالحسین فرمانفرمائیان با نام قاجاری عبدالحسین میرزا فرمانفرما (۱۲۳۱، تبریز – ۱۳۱۸، تهران) شاهزادهٔ قاجار و نخست‌وزیر ایران در دوران سلطنت احمدشاه قاجار بود. خانواده‌های فیروز و فرمانفرمائیان منسوب به او هستند. فرمانفرما پس از روی کار آمدن دودمان پهلوی به تدریج ثروت و نفوذ سیاسی خود را از دست داد. ثروت پایدار او فرزندان تحصیل‌کرده‌ای بود که تحت نظارت او تربیت شدند و شهرت و نفوذ خاندان فرمانفرما را در دورهٔ سلطنت محمدرضا شاه پهلوی تجدید کردند

 

شهرک سینمایی غزالی

ماندگارترین تأثیر هزاردستان در تاریخ سینمای ایران، ساخته‌شدن شهرک سینمایی غزالی است؛ شهرکی که به گفتهٔ خود علی حاتمی، زمان شروعش جوان بوده و وقتی تمام شده پیرمردی از شهرک بیرون آمده‌است. در این شهرک محله‌های اصلی و قدیمی تهران با زیربنای ۷هزار متر مربع ساخته شده و ۳۰هزار متر مربع به خیابان لاله‌زار و میدان توپخانه اختصاص یافته‌است؛ آن هم به گونه‌ای که نمای بیرونی ساختمان‌ها قابل جابه‌جا شدن باشد و بتوان هر عمارت را به بنایی دیگر تبدیل کرد.

این شهرک که در بزرگراه شهید لشگری، (کیلومتر ۱۵ خیابان ۵۵ ام) روبروی شرکت سایپا جای گرفته‌است، در سال ۱۳۵۸ توسط کارگردان فقید ایرانی، علی حاتمی ساخته شد.

تقریباً تمام دکورهای شهرک سینمایی ایران مربوط به دوره رضا شاه و اوایل محمد رضا شاه است اما در این شهرک دکور کوفه هم ساخته شده‌است. همچنین دکورهای این شهرک دکورهای ساختمان‌ها و خیابان‌هایی هستند که واقعاً در تهران قدیم وجود داشتند. از دیگر دکورهای ساخته شده در این شهرک، دکور شهر اورشلیم است که در سریال‌ها و فیلم‌های سینمائی بسیاری استفاده شده‌است.

از مکان‌های سریال هزار دستان به میدان توپخانه، ساختمان شهرداری، ساختمان عدلیه، خیابان لاله‌زار، خیابان اکباتان، جواهر فروشی قازاریان، گراند هتل، ساختمان شاهآباد و کافه پارس تهران قدیم می‌توان اشاره کرد. نماهایی از خیابان اکباتان، لاله زار، و تهران قدیم بین سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰، نیز موجود است. یکی دیگر از بناهای مهم سریال هزار دستان، ساختمان سینما تابان است که نبش خیابان لاله زار واقع شده‌است و جزو اولین سینماهای تهران است که اولین فیلم ناطق ایرانی نیز به نام دختر لر، ساخته عبدالحسین سپنتا، در آن اکران شد. علاوه بر نماهای مربوط به تهران قدیم، سعی شده‌است تا نماهایی از باشتین و سبزوار به نمایش گذاشته شوند.

لوکیشن‌های فیلم‌هایی همچون شیخ مفید، سربداران، هشت بهشت، کاراگاه علوی، کفش‌های میرزا نوروز و… در این شهرک بوده‌است. برای فیلم مریم مقدس هم بخشی از اورشلیم در این شهرک بازسازی شد. در دل خیابان لاله‌زار کوچه‌ای برای فیلم تختی ساخته شد که نمایانگر محله قدیم خانی‌آباد باشد.

  قدم به قدم با ناصر ملک‌مطیعی در کوچه پس کوچه‌های «تهران قدیم» | سرنوشت لوکیشن‌های تاریخی فیلم‌های ملک مطیعی، علی حاتمی و …