چمدان :    افشین یزدانی – باستان شناس-  یادداشتی در مورد خلیج فارس و ضرورت توجه به باستان‌شناسی و حافظت از آثار تاریخی آن در اختیار چمدان گذاشته که در زیر  می‌خوانید:

بی شک نام خلیج فارس از کهن ترین نام های چغرافیایی است که تا کنون مورد استفاده جهانی قرار می گیرد. شواهد مسلم تاریخی قدمت این نام را که برای نخستین بار در میان گزارش های تاریخ نگاران مربوط به سده های ۴ و پنجم پیش از میلاد آورده شده است به حدود ۲۵۰۰ سال می‌رساند. دلیل این نامگذاری به طور مستقیم با فعالیت‌های حکومت قدرتمند هخامنشیان که در غرب و سرزمین های یونانی نشین با نام پارس‌ها شناخته می‌شدند گره خورده است. خوشبختانه شواهد بسیاری تاریخی و باستان شناختی از حضور و سیطره سیاسی ایرانیان بر کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس در آن دوران در دست داریم به گونه‌ای که امروزه برای مغرض ترین پژوهشگران غربی و عربی نیز روشن است که این دریا، دریایی داخلی در گستره قدرتمند هخامنشیان به شمار می رفته است.

اگر واقعا می‌خواهند یک پهنه دریایی به نام خلیج عربی در روی نقشه جهانی موجود باشد به سراغ دریایی بروند که بر اساس شواهد و مستندات تاریخی همزمان با نام خلیج فارس خلیج عرب نامیده شده و آن دریای نیست مگر دریای سرخ امروزی. براستی باید از آن ها که به جعل نام خلیج فارس می پردازند پرسید چرا از نامیدن دریای سرخ به خلیج عرب که قدمتی به دیرینگی خلیج فارس دارد طفره می روند .

 

سیراف و دورنمایی از قلعه در پس ساختمان های بی هویت با معماری آشفته ..

شواهد باستان شناختی به خوبی از اهمیت سیاسی و تجاری شهر تموکن هخامنشی در نزدیکی بوشهر امروزی و منطقه برازجان حکایت می‌کند.

شهری که بناهای حکومتی ارزشمندی از زمان کوروش و داریوش هخامنشی مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش بدست آمده است و براساس اسناد تاریخی متعلق به همان زمان،  شمار بسیاری از کارگران و صنعتگران در آن به کار گماشته شده بودند.

شهری که فرمانداران بخش‌های جنوبی خلیج فارس مانند عمان و بحرین از آن جا سفر دریایی خود را آغاز می‌کرده‌اند. قصد داریوش برای تکمیل آب‌راه سوئز و اتصال رود نیل به دریای سرخ در جهت ایجاد مسیر دریایی مصر با خلیج فارس بوده است.

خلیج فارس و جزیره های آن بخشی از استان چهاردهم مالیاتی هخامنشیان بوده و ایرانیان در جزیره های قشم و بحرین دارای حاکمان محلی زیر نظر دولت هخامنشی بوده اند و نشانه های بناهای شاهانه تا جزیره فیلکه در کویت نیز بدست آمده است.

سیطره ایرانیان بر دریاهای منطقه جنوب تا آن جا بوده که در قرن های بعد نیز در دوران ساسانیان تمامی دریای جنوب و بخشی از اقیانوس هند را دریای پارس می نامیده اند.

شهر سیراف که زمانی یک مرکز تجارت جهانی بود و ارتباط گسترده دریایی با مراکز تجاری آفریقا و هند و چین داشت در اختیار ایرانیان بود.

 

بندر سیراف/ عکس: پونه محمد طاهر

آنچه که در مورد خلیج فارس شاهد آن بوده ایم نه یک تغییر نام ساده  بر اثر جریان های طبیعی و تغییرات مناسبات سیاسی یا تجاری صرف یا دعوا بر سر دوست داشتن و نداشتن یک نام است که تلاشی آگاهانه همه جانبه و مغرضانه برای زدودن تاریخ و پیشینه کهن حضور ایرانیان و اتفاقا در جهت منافع نژاد پرستانه و همراه با دروغ پردازی گسترده در زمینه حضور مدارک و اسناد بوده است.

اگر شماری از سیاستمداران و اندیشمندان ساکن سرزمین های جنوبی خلیج فارس گمان می برند با جعل تاریخ و با ساختن نامی ساختگی، چشم بستن بر روی هزاران نقشه و سند و مدرک کهن و با پرداخت پول و صرف هزینه واقعیت تاریخی نام کهن و البته زنده و جاری خلیج فارس را به دلخواه و میل خود تا سطح یک امر نژادی و ملی گرایی و منطقه ای پایین بیاورند سخت در اشتباهند.

به آن ها توصیه می شود اگر واقعا می خواهند یک پهنه دریایی به نام خلیج عربی در روی نقشه جهانی موجود باشد به سراغ دریایی بروند که بر اساس شواهد و مستندات تاریخی همزمان با نام خلیج فارس خلیج عرب نامیده شده و آن دریای نیست مگر دریای سرخ امروزی. براستی باید از آن ها که به جعل نام خلیج فارس می‌پردازند پرسید چرا از نامیدن دریای سرخ به خلیج عرب که قدمتی به دیرینگی خلیج فارس دارد طفره می روند.

آثار باستانی هخامنشی واقع در منطقه برازجان که به پشتوانه اسناد نوشتاری بر وجود یک شهر بسیار مهم با نام تموکن که تا سده‌های بعد و دوران اسلامی نیز با نام توج tavvaj به حیات خود ادامه داده در وضعیت بسیار اسفناک نگهداری می‌شود.

سخنان رییس جمهور آمریکا در حالی که دم از تاریخ غنی سرزمین ایران می زند با استفاده از نام جعلی برای خلیج فارس توهینی بزرگ به تاریخ و هویت و پیشینگی این نام است و در راستای افزایش تنش سیاسی میان ساکنان کهن کرانه‌های شمالی و جنوبی این دریاست و همان گونه که رییس جمهور محترم به ضرورت جدی و قاطعانه در همان دقایق پس از سخنرانی رییس جمهور آمریکا به آن پاسخ دادند توسط تمامی ایرانیان نیز با واکنش جدی مواجه شود.

این در حالی است که وزیر امور خارجه این کشور نیز با بی شرمی تمام در روزهای گذشته از این نام ساختگی و دروغین برای نامیدن کهن ترن و مهم ترین خلیج دنیا استفاده کرده است.

از وزارت امور خارجه انتظار داریم که اعتراض جدی خود را به سازمان ملل متحد در پی جسارت مقامات آمریکا ارائه دهند. باید به رییس جمهور آمریکا فهماند که نام خلیج فارس  که برای مدت ۲۰۰۰ هزار سال پیش از اکتشاف آمریکا و برای بیش از ۶۰۰ سال پیش از ظهور عصر طلایی مایاها (که آمریکایی ها بخوبی می شناسند) تا به امروز رایج بوده است اینگونه نیست که شما و متحدان مست از دلارهای نفتیان قادر باشند بسادگی آن را تغییر دهند.

آثار باستانی هخامنشی واقع در منطقه برازجان که به پشتوانه اسناد نوشتاری بر وجود یک شهر بسیار مهم با نام تموکن که تا سده‌های بعد و دوران اسلامی نیز با نام توج tavvaj به حیات خود ادامه داده در وضعیت بسیار اسفناک نگهداری می‌شود. یکی از بناهای این شهر که سالیان پیش بر اثر غفلت و نادانی فردی با لودر مورد تخریب قرار گرفت بدون هیچگونه فعالیت مرمتی و بازسازی و حفاظتی به حال خود رها شده است و دیگر بناها نیز چندان از وضع خوبی برخوردا ر نیستند.

ویرانه های بنایی ۲۵۰۰ ساله در برازجان که با لودر تخریب شده و به حال خود رها شده است.

 

نکته دیگری که این روزها نه از افراد مغرض و سیاستمداران آن سوی کرانه خلیج فارس در اظهار نظرها شاهد هستیم تلاش برای کم اهمیت دادن موضوع جعل نام خلیج فارس و نوعی برداشت و تحلیل قوم گرایانه و دور از مفاهیم انسانی جامعه مدرن امروزی است.

باید به اینگونه افراد خاطر نشان کرد که ما موضوع تغییر نام ها یا حتی چند اسمی بودن برخی واحدهای جغرافیایی را می‌فهمیم و درک می‌کنیم و اتفاقا تأکید می‌کنیم که تا چندین دهه پیش که همزمان است با برانگیختگی احساسات ملی گرایی عربی البته با نشانی نادرست که همانا خود را برابر فرنگ ایران و ایرانی قرار دادن بود نام خلیج فارس برای بیش از ۲۴۰۰ سال پیوسته برای این گستره آبی و بدون هیچ رقیبی بکار برده می شده است.

آنچه که در مورد خلیج فارس شاهد آن بوده ایم نه یک تغییر نام ساده  بر اثر جریان های طبیعی و تغییرات مناسبات سیاسی یا تجاری صرف یا دعوا بر سر دوست داشتن و نداشتن یک نام است که تلاشی آگاهانه همه جانبه و مغرضانه برای زدودن تاریخ و پیشینه کهن حضور ایرانیان و اتفاقا در جهت منافع نژاد پرستانه و همراه با دروغ پردازی گسترده در زمینه حضور مدارک و اسناد بوده است.

این تلاش را باید تهاجمی آشکار به گستره فرهنگی و پیشینه تاریخی حضور ایرانیان و نوعی ایران ستیزی آشکار تلقی کرد و با تمام توان با آن مقابله كرد.

نام خلیج فارس بخوبی در بطن خود بیانگر تعامل فرهنگی مردمان فارس و عرب زبان حاشیه خلیج فارس است. ایرانیان بدون هیچ اغماضی خلیج فارس را تکرار و مورد استفاده قرار داده اند بدون آن که تلاش كنند تا همانند همتایان عرب خود به نگاهی نژاد پرستانه به زدودن ریشه های فرهنگی  مردمان ساکن خلیج فارس و نفی آن اقدام كنند.

نام خلیج فارس نه یک نام صرف که بازگو کننده تاریخ طولانی حضور و سیطره سیاسی و تجاری ایرانیان بر پهنه و کرانه خلیج فارس است. نام خلیج فارس به مثابه یک میراث بشری در سطح ملی و البته جهانی است.

انتظار می رود سازمان میراث فرهنگی به طور جد در پی ثبت این نام به عنوان یک میراث جهانی بشری برآید. جعل نام خلیج فارس نه تنها یک جعل سازی ساده که تعرضی جدی به مرزهای فرهنگی ایران است وانتظار می رود برخورد جدی و فعال دائمی توسط سازمان ها و نهادهای دولتی و مردم نهاد در جریان باشد. آن ها که پس از تحمیل یک جنگ ویرانگر از دست اندازی به ذره ای از خاک این سرزمین کهن و اهورایی ناکام ماندند امروزه با تلاش بیشتر در جهت تصرف و دست اندازی بیشتر به اصالت و هویت و پیشینه کهن  نام خلیج فارس هستند.

اگر در این شرایط سخت و دشوار نتوانیم از حیثیت و پیشینگی نام خلیج فارس و همچنین میراث های خاموش باستانی و مظلوم آن پس از بیش از ۲۴۰۰ به شکل بایسته دفاع نماییم و در برابر حملات و تهاجم های مبارزه بی امان کشورهایی که بی شک دشمن فرهنگ و تمدن ایران و ایرانی هستند بایستیم نسل های آینده هیچگاه ما را و کوتاهی های ما را نخواهند بخشید.

 

ساخت و ساز در عرصه قلعه باستانی سیراف به بهانه توسعه و انجام امور مرمتی

در حالی که کشورهای حاشیه ی کرانه های جنوبی خلیج فارس در راستای اثبات حضور و نقش پر رنگ تاریخی خود و با نیت سند سازی از هرگونه جعل در اسناد باستان شناختی و حذف شواهد و مدارک حضور ایرانیان در دوره های تاریخی مانند هخامنشیان و ساسانیان از هیچ تلاشی فروگذار نیستند متأسفانه باید گفت که رهاشدگی و عدم حفاظت و مدیریت بهینه محوطه های شاخص باستانی ما در کرانه یا پس کرانه های خلیج فارس ناخواسته در جهت منافع آن ها بوده است.

شاهد این ادعا وضعیت اسفباری است که در محوطه های باستانی مهمی مانند برازجان و سیراف امروزه شاهد هستیم.

آثار باستانی هخامنشی واقع در منطقه برازجان که به پشتوانه اسناد نوشتاری بر وجود یک شهر بسیار مهم با نام تموکن که تا سده‌های بعد و دوران اسلامی نیز با نام توج tavvaj به حیات خود ادامه داده در وضعیت بسیار اسفناک نگهداری می‌شود. یکی از بناهای این شهر که سالیان پیش بر اثر غفلت و نادانی فردی با لودر مورد تخریب قرار گرفت بدون هیچگونه فعالیت مرمتی و بازسازی و حفاظتی به حال خود رها شده است و دیگر بناها نیز چندان از وضع خوبی برخوردا ر نیستند. رها شدگی ای  که تنها ناشی از انفعال و بی توجهی و اهمیت ندادن به ارزش های تاریخی و کهن است.

عرصه  شهر سیراف  و بناهای آن نیز که برای سده ها به شواهد اسناد تاریخی و گزارش سفرنامه نویسان و البته شواهد بدست آمده از فعالیت های گسترده باستان شناسی مهم ترین و ثروتمندترین بندر تجاری در تمام خلیج فارس در دوران ساسانی و سده های نخست پس از اسلام بوده است مورد بی مهری شدید قرار دارد و دریغ از یک مرکز پژوهشی در این چلچلراغ شهرهای باستانی خلیج فارس که مورد استفاده و پژوهش متخصصان تاریخ و باستان شناسی خلیج فارس قرار گیرد.

همه این ها در حالی است که سیراف بی شک بزرگترین پتانسیل را برای بدل شدن به یک مرکز مطالعاتی باستان شناسی خلیج فارس و البته ثبت در فهرست میراث جهانی را دارد. باید این را بخاطر داشته باشیم که اگر در این شرایط سخت و دشوار نتوانیم از حیثیت و پیشینگی نام خلیج فارس و همچنین میراث های خاموش باستانی و مظلوم آن پس از بیش از ۲۴۰۰ به شکل بایسته دفاع نماییم و در برابر حملات و تهاجم های مبارزه بی امان کشورهایی که بی شک دشمن فرهنگ و تمدن ایران و ایرانی هستند بایستیم نسل های آینده هیچگاه ما را و کوتاهی های ما را نخواهند بخشید.