شاه لودویگ دوم (سمت چپ)

شاه هزینه هنگفتی برای ساخت این استراحتگاه خرج کرد. او با وجود فشارهای عصبی به طبیعت پناه آورده بود و دستور ساخت کاخی مجلل بر روی تپه های سرسبز داد تا از مردم شهر به دور باشد. البته گفته می‌شد که ظاهرا او تصور می‌کرد که آنجا مکانی مناسب برای ساخت قلمرویی بزرگتر خواهد بود.

ساخت این کاخ در سال ۱۸۶۹ آغاز شد و پس از تلاش شبانه روزی مهندسان هنرمندان و کارگران پس از یک دهه پایان یافت. با وجود اینکه این کاخ بزرگ دارای ۲۰۰ اتاق و انواع مختلف وسایل راحتی بود تنها متعلق به لورویگ دوم بود و شخص دیگری در این کاخ زندگی نمی‌کرد. پادشاه این قلعه را به ریچارد واگنر موسیقیدان معروف که دوست صمیمی پادشاه بوئ تقدیم کرد و ظاهرا واگنر این قلعه را مکانی زیبا و معنوی می‌دانست و از آن لذت می‌برد.

 

رویای پادشاه برای مدت زیادی دوام نیاورد و چند هفته پس از زندگی در کاخ, بانکهای خارجی او را به دلیل بدهی های فراوان تهدید به مصادره این قلعه کردند. واکنش لودویگ در مقابل این هشدار عاقلانه نبود و دولت او را دیوانه خواند. چند هفته بعد جسد پادشاه در کنار رودخانه ای در نزدیکی کاخ پیدا شد. عده ی زیادی معتقد بودند که او خودکشی کرده ولی عده ای نیز اعتقاد داشتند که او کشته شده است. جسد روانشناس او نیز در کنار جسد پادشاه پیدا شد.

پس از مرگ پادشاه دولت درب های این قلعه را به روی عموم باز کرد تا افراد از دیدن این قصر مجلل لذت ببرند.