چمدان : رضا پاکروان رکورد دار گینس است و عرض بیایان «ساهارا» را با دوچرخه طی کرده‌ است. او همچنین طول کره زمین را از شمالی‌ترین تا جنوبی‌ترین نقطه آن یعنی ۱۸ هزار کیلومتر در ۱۰۲ روز رکاب زده‌ است.

سفرهای پاکروان البته به این موارد محدود نمی‌شود. او سفرهای ماجراجویانه دیگری همچون سفر به جنگل‌های آمازون و… را نیز تجربه کرده‌ است و مستندها و برنامه‌های تلویزیونی زیادی در  سفرهای خود برای شبکه‌های مطرح دنیا و تلویزیون کشورهایی همانند انگلستان، کانادا و امریکا داشته‌ است. علاوه بر این برنامه‌ها، او چند کتاب نوشته و ده‌ها سخنرانی در سراسر دنیا در مورد سفر داشته است.

رضا پاکروان که در ایران به دنیا آمده برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد به انگلستان می‌رود و سپس در یکی از بانک‌های لندن مشغول به کار می‌شود اما یک روز تصمیم می‌گیرد که از شغل خود استعفا بدهد و به صورت جدی سفر کند. گفت‌و گوی چمدان را با این جهانگرد ماجراجو در ادامه بخوانید:

 

  • شما طول کره زمین را با دوچرخه سفر کردید، کدام قسمت از کره زمین که شما در این سفر از آن گذشتی، جذابیت بیشتری داشت؟

به هر حال همیشه خطر درگیری با حیات وحش وجود داشته است. یکبار در مصر برای دزدی به من حمله کردند اما دنیا جای امنی است و اغلب مردم آدم‌های خوبی هستند، درواقع آن گونه که ما فکر می‌کنیم دنیا جای خطرناکی نیست.

آفریقا برایم بسیار جذاب بود، در سودان و اتیوپی بسیار سفر سختی داشتم اما هرچه سفر سخت‌تر باشد، بیشتر به یادم می‌ماند. هرچند در این کشورها به مالاریا مبتلا شدم اما از اینکه با جایی وحشی در تماس بودم و برای بقا باید هر کاری را به تنهایی انجام می‌دادم بسیار لذت بردم.

  • در طول این سفرها به غیر از بیماری، خطری دیگری شما را تهدید کرده‌است؟

به هر حال همیشه خطر درگیری با حیات وحش وجود داشته است. یکبار در مصر برای دزدی به من حمله کردند اما دنیا جای امنی است و اغلب مردم آدم‌های خوبی هستند، درواقع آن گونه که ما فکر می‌کنیم دنیا جای خطرناکی نیست.

هرچه سفر سخت‌تر باشد بیشتر به یادم می‌ماند. هرچند در کشورهای آفریقایی به مالاریا مبتلا شدم اما از اینکه با جایی وحشی در تماس بودم و برای بقا باید هر کاری را به تنهایی انجام می‌دادم بسیار لذت بردم

 

  • برنامه جدیدی برای سفرهای ماجراجویانه دیگری داری؟

بی‌شک باید توالت‌ها را درست کنیم، توالت‌های ایران افتضاح است، حتی توالت‌های رستوران‌های عالی و هتل‎‌هایمان نیز وضعیت بدی دارند. علاوه بر آن بر روی کیفیت هتل‌ها نیز باید کار شود

بله، قصد دارم به چاد سفر ‌کنم، کشوری که سال‌ها در گیر جنگ بوده و ذهنیت مردم در مورد این کشور اینگونه است که اگر به آنجا بروی تکه تکه‌ات می‌کنند اما در واقع اینگونه نیست. چاد به نظر جای بسیار عالی است. قرار است در این سفر به مدت یک ماه با قبیله‌ای به نام «وودآبی» زندگی کنم و در مورد آنها برنامه تلویزیونی درست کنم.

 

  • قطعا به عنوان یک ایرانی جهانگرد و ماجراجو، از طرف گردشگران دیگر کشورها در مورد ایران مورد سوال قرار می‌گیرید. همین الان نیز با چند گردشگر فرانسوی و ایتالیایی به ایران آمده‌اید. چه چیزی در ایران شما را برای دعوت از خارجی‌ها برای سفر به ایران معذب می‌کند و به تردید می‌اندازد و فکر می‌کنید چه چیزی باید تغییر کند تا شرایط برای ورود گردشگران خارجی به ایران بهتر شود؟

بی‌شک باید توالت‌ها را درست کنیم، توالت‌های ایران افتضاح است، حتی توالت‌های رستوران‌های عالی و هتل‎‌هایمان نیز وضعیت بدی دارند. علاوه بر آن بر روی کیفیت هتل‌ها نیز باید کار شود. البته کشور ما در صنعت گردشگری بسیار نوپاست اما خب گاهی در هتل‌ها چیزهای عجیبی می‌بینم. مثلا نماهای آنچنانی یا ستون‌های سر به فلک کشیده و طاق‌های بزرگ که انگار فیل می‌خواهد از آنجا رد شود اما توالت‌هایشان افتضاح است و توریست‌های خارجی مدام این مساله را عنوان می‌کنند. از طرف دیگر در حال حاضر بیشتر توریست‌هایی که به ماجراجویی و مقاصد بکر علاقه‌مند هستند به سراغ ایران می‌آیند اما اگر بخواهیم گردشگریمان را توسعه دهیم،  باید کاری کنیم که آدم‌های معمولی و خانواده‌هایی که بچه دارند هم راحت‌تر بتوانند به ایران بیایند.

 

قصد دارم به چاد سفر ‌کنم.  قرار است در این سفر به مدت یک ماه با قبیله‌ای به نام «وودآبی» زندگی کنم و در مورد آنها برنامه تلویزیونی درست کنم

 

  • وضعیت تبلیغات در مورد گردشگری ایران در کشورهای خارجی را چطور می‌بینید؟

در چندسال اخیر در حال بهتر شدن است. تورها در خارج از ایران بیشتر تبلیغ می‌کنند، مثلا اکنون در آلمان تب ایرانگردی همه را گرفته که برای من ایرانی بسیار خوشحال کننده است، چندی پیش نیز روزنامه گاردین ایران را به عنوان بهترین و جدیدترین مقاصد گردشگری معرفی کرد.

  • البته چند روز پیش نشریه اکونومیست فهرستی در مورد امنیت شهرها برای سفر تهیه کرده‌ بود که متاسفانه تهران در میان ۱۰ شهر آخر این لیست قرار داشت. به نظر شما تهران در مقایسه با دیگر شهرهای بزرگ دنیا اینقدر نا امن است؟

اگر به اطلاعات دفتر وزارت امور خارجه بریتانیا نیز نگاه کنید نوشته بیشتر شهروندانی که به ایران سفر کرده‌اند بدون هیچ مشکلی به کشور باز گشته‌اند. البته برخی اتفاقات همه جای دنیا ممکن است پیش بیاید و ایران هم از آن جدا نیست

ایران یکی از امن‌ترین جاهایی است که کسی می‌تواند به آن سفر کند. من به خیلی از جاهای دنیا سفر کردم به ویژه به کشورهای در حال توسعه. در تمام شهرهای بزرگ دنیا ناامنی وجود دارد، حتی درست در وسط لندن دوچرخه‌ام را دزدیدند یا در برلین جیبم را زدند. همچنین در شانگهای چاقو زیر گلویم گذاشتند و همه پول‌هایم را گرفتند و در قاهره به من حمله کردند. بنابراین نمی‌شود هیچ چیز را به صورت مطلق تصور کنید. تهران به نسبت جمعیت ۱۶ میلیونی‌اش شهر امنی است به ویژه برای خارجی‌ها. اگر به اطلاعات دفتر وزارت امور خارجه بریتانیا نیز نگاه کنید نوشته بیشتر شهروندانی که به ایران سفر کرده‌اند بدون هیچ مشکلی به کشور باز گشته‌اند. البته برخی اتفاقات همه جای دنیا ممکن است پیش بیاید و ایران هم از آن جدا نیست. گاهی اتفاقاتی که در سفر رخ می‌دهد، ممکن است تقصیر خود گردشگر باشد. مثلا اگر در منطقه‌ای که یک گردشگر توجه زیادی را  جلب می‌کند، طبیعی است که اگر او دوربین بسیار گرانقیمتش در معرض دید بگذارد، قطعا خطرناک خواهد بود. در همه جای دنیا حتی کشورهای تراز اول دنیا این مشکلات وجود خواهد داشت.

 

ایران یکی از امن‌ترین جاهایی است که کسی می‌تواند به آن سفر کند. من به خیلی از جاهای دنیا سفر کردم به ویژه به کشورهای در حال توسعه. در تمام شهرهای بزرگ دنیا ناامنی وجود دارد، حتی درست در وسط لندن دوچرخه‌ام را دزدیدند یا در برلین جیبم را زدند. همچنین در شانگهای چاقو زیر گلویم گذاشتند و همه پول‌هایم را گرفتند و در قاهره به من حمله کردند

 

  • شما رکورددار گینس و گردشگر بسیار مطرحی در دنیا هستید و مستند‌ها و برنامه‌های زیادی برای رسانه‌های مطرح دنیا ساخته‌اید. آیا هیچوقت سازمان‌های رسمی مرتبط در ایران با شما تماس داشته‌اند یا از خواسته‌اند که از ظرفیت شما استفاده کنند؟

نه هیچ کس تا کنون با من تماس نگرفته اما من همیشه دغدغه کشورم را داشته‌ام و داوطلبانه این کار را انجام داده‌ام اما مسولان رسمی هیچ وقت نخواستند که باهم همکاری داشته باشیم. حتی دو فیلم مستند از سفرهایی که داشتم را برای نمایش در گروه فیلم‌های هنر و تجربه ارائه کردم که هر دو را رد کردند در حالی که هیچکدام مشکل خاصی نداشتند. کتابم نیز به فارسی ترجمه شده و اکنون در وزارت ارشاد مانده و منتظر مجوز است. امیدوارم حداقل کتابم در ایران چاپ شود.

 

دو فیلم مستند از سفرهایی که داشتم را برای نمایش در گروه فیلم‌های هنر و تجربه ارائه کردم که هر دو را رد کردند در حالی که هیچکدام مشکل خاصی نداشتند. کتابم نیز به فارسی ترجمه شده و اکنون در وزارت ارشاد مانده و منتظر مجوز است. امیدوارم حداقل کتابم در ایران چاپ شود