چمدان: آیت الله سید محمود موسوی‌نژاد با اشاره به اینکه تخت جمشید در مهرماه ۱۳۵۰ میزبان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی بود گفت: مردم در جشن ۲۵۰۰ ساله هیچ نقش و شرکتی نداشتند. شاه از کشور‌های دیگر مهمانانی دعوت کرده بود و خودش هم آمده بود و از آن‌ها استقبال می‌کرد. پنج خیابان به نام پنج قاره ساخته بودند و چادر‌هایی با همین نسبت برپا کرده بودند. اندازه چادر‌ها بسیار بزرگ بود، یکی از آن‌ها حدود ۳۰۰ مترمربع مساحت داشت. مردم معمولی اجازه حضور در جشن‌ها را نداشتند و به جز رؤسای کشور‌های خارجی، تعداد اندکی از اداری‌ها و افراد سرشناس شیراز در جریان مراسم بودند.

کسانی که می‌خواستند در هنگامه انقلاب به تخت جمشید حمله کنند، ضد شاه نبودند؛ فرصت طلب بودند. می‌خواستند از موقعیت سوءاستفاده کنند و چیزهایی را تاراج کنند، بفروشند و میلیاردر شوند. مثل افرادی که امروز اختلاس می‌کنند و دلشان به حال مردم نسوخته و می‌خواهند جیبشان را پر کنند

وی ادامه داد: دو ماه به پیروزی انقلاب مانده بود و هنوز انقلاب به ثمر نرسیده بود؛ اما زمام امور در مرودشت دست ما بود. ‌اوضاع در شیراز هم همینطور بود. دولتی‌ها دیگر نمی‌توانستند کاری بکنند. از آقایان با من تماس گرفتند و گفتند عده‌ای قصد دارند چادر‌ها را آتش بزنند، عده‌ای هم می‌خواهند به تخت جمشید حمله کنند. فکر کردیم باید خودمان برویم و از آن مواظبت کنیم.

این عالم دینی گفت: آنها که می‌خواستند به اینجا حمله کنند، ضد شاه نبودند، فرصت طلب بودند. می‌خواستند از موقعیت سوءاستفاده کنند و چیزهایی را تاراج کنند، بفروشند و میلیاردر شوند. مثل افرادی که امروز اختلاس می‌کنند و دلشان به حال مردم نسوخته و می‌خواهند جیبشان را پر کنند.

وی اضافه کرد: شخصاً هر شب با دوستان در منطقه گشت‌زنی می‌کردیم و جلوی چادر‌ها از ژاندارمری مامور می‌گذاشتیم. ترسمان از این بود که به نام انقلاب چادر‌ها را آتش بزنند یا سنگ‌ها را به بهانه اینکه عکس شاه است، تاراج کنند. چادر‌ها خیلی ارزش داشت و در مخاطره بود.

آیت الله سید محمود موسوی‌نژاد ادامه داد: در ۳ اسفند ۱۳۵۷ نامه‌ای در سربرگ خیریه‌ای که با نام حضرت ابوالفضل در آن زمان داشتیم برای حفظ تخت جمشید نوشتم. متن نامه این بود: مسئول محترم گروهان ضربت، طبق صحبت و مذاکرات دیشب، تا ۵ نیمه شب هر شب دو نفر مسلح برای چادر‌ها به آقای جهانمیر زارع بفرستید.

وی اضافه کرد: یک نامه هم برای آقای بردبار که یکی از کارگران تخت جمشید بود، نوشتم؛ چون علیرضا شاپور شهبازی مسئول تخت جمشید دستگیر شده بود. گرچه شخصا او را محاکمه کردم و حکم به آزادی دادم. دلیل دستگیری‌اش این بود که شهبازی با شاه تماس گرفته بود. می‌گفتند بخشی از اموال تخت جمشید را هم برده است؛ البته بعدا در بازپرسی که در حضور همگان انجام دادم، دلیلی برای تداوم بازداشت او ندیدم.

علیرضا شاپور شهبازی مسئول تخت جمشید دستگیر شده بود. دلیل دستگیری‌اش این بود که با شاه تماس گرفته بود. می‌گفتند بخشی از اموال تخت جمشید را هم برده است؛ البته بعدا در بازپرسی که در حضور همگان انجام دادم، دلیلی برای تداوم بازداشت او ندیدم

آیت الله سید محمود موسوی‌نژاد درباره نگاه انقلابیون به تخت جمشید نیز به ایرنا گفت: ما می‌دانستیم این‌ها میراث فرهنگی است و ارزش دارد. از نظر شریعت شغل مجسمه‌سازی حرام است اما اگر مجسمه ساخته شد، نگهداری آن اشکال ندارد. جدای از این تخت جمشید، یک کتاب تاریخ سنگی است که نمی‌‌توان آن را تغییر دارد. شما می‌توانید صفحات تاریخی را که نوشته شده، بکنید و یک ورق دیگر جایگزینش کنید؛ اما کتیبه خط میخی و نقش برجسته را نمی‌توانید تغییر دهید.

وی تاکید کرد: چند چیز این بنا را قرن‌ها محافظت کرده است، یکی اینکه تاریخ ثبت شده ایران را نشان می‌دهد، دوم اینکه نگهداری مجسمه اشکال ندارد، سوم اینکه برای کشور سودآور است و در دنیا میراث فرهنگی ارزش فراوانی دارد. بقیه کشور‌های جهان موزه درست می‌کنند و می‌خواهند گذشته دنیا را در موزه به مردم نشان دهند، تخت جمشید که سر جایش است، این است که تصمیم گرفتم نگذارم کسی به اینجا آسیب برساند.

این عالم دینی درباره تبعات اقدامش برای حفاظت از تخت جمشید به عنوان یک روحانی گفت: چون من از اول انقلاب اینجا ساکن بودم و در رأس امور بودم و روحانی هم بودم کسی نمی‌توانست بگوید طرفدار شاه است. اگر کسی بود که روحانی نبود، فوری به او انگ و برچسب می‌زدند و می‌گفتند چون طرفدار شاه است، از اینجا محافظت می‌کند. خودمان معرفی‌اش کنیم که ببرندش و سنگ‌ها را برداریم. اما نمی‌توانستند درباره من چنین چیزی بگویند. برای همین هم حفظ آثار تخت جمشید را لازم دانستم و به آن عمل کردم. در سال‌های اخیر در ایام عید تا سه میلیون نفر برای بازدید از تخت جمشید به مرودشت می‌آیند، آنها برای سفر خود هزینه می‌کنند و اقتصاد مردم منطقه را رونق می‌بخشند. این است که ما دلیلی برای تخریب تخت جمشید نداشتیم؛ درعوض دلیل برای حفظش داشتیم.

آیت الله سید محمود موسوی‌نژاد ادامه داد: دو سال پیش از یونسکو به اینجا آمدند. یونسکو آثار تاریخی را حفظ می‌کند و در پی این است که در عالم صلح باشد و آثار باستانی و تاریخی هر کشوری باقی بماند. مرا هم برای سخنرانی دعوت کردند و در گفت و گویی که با آن‌ها داشتم تاکید کردم امثال تخت جمشید آثار عبرتی است که از گذشته مانده است. کو آن پادشاهان؟ کو سازندگان این بنا؟ اگر خوب کار کردند، در آخرت هم خوبند، اگر بد کار کردند که هیچ از آن‌ها نمانده است، آنها با چنان قدرتی که آنان از سنگ چنین مجسمه‌هایی ساختند، آنها رفتند، دیگران هم می‌روند.

آقای خلخالی همان اوایل انقلاب نصف روز آمده بود و تخت جمشید هم رفته بود. تنها چیزی که در زمان آمدن او به تخت جمشید اتفاق افتاد، بردن حدود ۲۰۰ صندلی از داخل چادر‌ها بود. صندلی‌ها بسیار مرغوب و درجه یک بود. آنها را بار زدند و بردند شیراز و نمی‌دانم با صندلی‌ها چه کردند. علاوه بر این سینمای مرودشت را هم مصادره کرده بود و در شیراز هم دستور اعدام عده‌ای را داده بود که داد دادستان وقت شیراز را درآورد

وی در پاسخ به این سئوال که گفته شده آیت‌الله خلخالی نظری مخالف با شما داشته و معتقد بوده است این آثار نماد دوران طاغوت است و باید از بین برود گفت: آقای خلخالی یک روز آمد اینجا؛ البته من او را ندیدم. همان اوایل انقلاب نصف روز آمده بود و تخت جمشید هم رفته بود. تنها چیزی که در زمان آمدن او به تخت جمشید اتفاق افتاد، بردن حدود ۲۰۰ صندلی از داخل چادر‌ها بود. صندلی‌ها بسیار مرغوب و درجه یک بود. آنها را بار زدند و بردند شیراز و نمی‌دانم با صندلی‌ها چه کردند. وقتی خبر آمدن خلخالی به من رسید، فقط گفتند او دستور داده صندلی‌ها را ببرند، علاوه بر این سینمای مرودشت را هم مصادره کرده بود و در شیراز هم دستور اعدام عده‌ای را داده بود که داد دادستان وقت شیراز را درآورد.

وی ادامه داد: حضور او در مرودشت چند ساعت بیشتر نبود و بنا بر شواهد، دستور تخریب تخت جمشید را هم نداده بود چرا که اگر چنین اتفاقی می‌افتاد تیم حراستی تخت جمشید که از طرف ما در آنجا مامور بودند و برای محافظت از آن حقوق می‌گرفتند، فوری به ما اطلاع می‌دادند که آقای خلخالی به قصد تخریب آمده است اما حتی یک نفر هم چنین گزارشی نداد. بعدها بسیاری همین سوال را از من پرسیدند که آیا او برای تخریب به مرودشت آمد یا خیر و پاسخ من به آن‌ها همین بوده است.

آیت الله سید محمود موسوی‌نژاد درباره سفر سال ۱۳۶۷ آیت الله خامنه‌ای به مرودشت و بازدید از تخت جمشید نیز گفت: آیت‌الله خامنه‌ای در زمان ریاست جمهوری‌شان به مرودشت آمدند. مقام معظم رهبری در ورزشگاه این شهر سخنرانی کردند و بعد به تخت جمشید رفتند. پس از آن به منزل امام جمعه رفتند و من نیز در آن محفل حضور یافتم. همانگونه که گفتم در زمان طلبگی با ایشان همدرس بودیم، ایشان به من گفتند اوایل شما را نشناختم؛ چون وقتی قم بودید کمی چهره‌تان با الان فرق داشت. در آن جلسه درباره مرودشت و مسائل شهر و دیگر موضوعات اینچنینی صحبت کردیم.

وی درباره روحانیون برجسته‌ای که از تخت جمشید بازدید کرده‌اند نیز گفت: پیش از آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله نوری همدانی به مرودشت آمدند و با هم به دیدن تخت جمشید رفتیم. امام جمعه رشت و پنج تن دیگر از علمای قم نیز تاکنون برای دیدن تخت جمشید به مرودشت آمده‌اند که آنها را همراهی کرده‌ام.

این عالم دینی اضافه کرد: دیدن تخت جمشید با آیت‌الله نوری همدانی بیش از دو ساعت به طول انجامید. ایشان دستی در هنر دارند و زیبایی‌های تخت جمشید را به خوبی درک می‌کردند. وقتی از پله‌های تخت جمشید بالا می‌رفتیم می‌گفتند چقدر این بنا هنرمندانه است. به عکس‌های پله‌ها نگاه می‌کردند و مدام می‌گفتند خیلی هنر است. در این بازدید‌ها هیچ یک از مراجع تقلید به حفظ تخت جمشید اعتراضی نداشتند و به ما نگفتند چرا اول انقلاب اجازه دادید این سنگ‌ها باقی بماند.

وی درباره حواشی حضور برخی طلاب در نوروز سال گذشته در تخت جمشید به منظور پاسخگویی به اشکالات مذهبی مردم گفت: تعدادی از جوانان به آن‌ها گفته بودند چرا چادر زده‌اید، شما که مخالف تخت جمشید هستید، این‌ها آثار باستانی ایران است. طلبه‌های ما پاسخ داده بودند آیا می‌دانید کسی که اینجا را حفظ کرد، روحانی بوده است و آنها جا خورده بودند.