چمدان : در متن این نامه آمده است:

«مدیریت محترم اداره ی کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران

با سلام همین چند ماه پیش بود که با شنیدن اقدام به موقع و موثر اداره ی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران در ثبت ملی دوباره ی خانه ی نیما یوشیج موجی از امید و خوشحالی جامعهی فرهنگی و فرهنگ دوست میهنمان را فراگرفت. هنوز سرخوش از این اقدام فرخنده بودیم که خبر سایه اندازی کلنگ تخریب بر خانه ی پدری شاعر دیگر معاصر، فروغ فرخزاد، دیگر بار امید مردم را ناامید و شادی این پیروزی را بر مردم زهر ساخت. خانه ای که این شاعر محبوب در آن زندگی کرده، نفس کشیده و شعر سروده است. خانه ای که افزون بر ارزش تاریخی، ارزشی فرهنگی و ادبی دارد. خانه ای که به جایش قرار است ساختمانی بی هویت، مانند هزاران ساختمان دیگر پایتخت سبز شود.

در این میان، ادبیات و به ویژه ادبیات معاصر مورد بی مهری شدید قرار گرفته است. گورستان ظهیرالدوله که آرامگاه فروغ فرخزاد است سالهاست در سالگرد وفات وی بسته است و بازدیدکنندگان مقبره ی او و دوستداران وی را از رفتن بر سر مزار شاعر محبوبشان بی نصیب می گذارد. شهر تهران پایتخت ایران است اما سالها مانده تا بتواند پایتخت فرهنگی نیز باشد. ادبیات فارسی در تمامی نقاط کشور خانه دارد. هیچ استانی نیست که مهد یک شاعر یا نویسنده ی بزرگ ایران نباشد. با این حال ادبیات معاصر و به ویژه شعر معاصر بیش از همه جا خانه در تهران دارد.

شوربختانه سالهاست سازمان میراث فرهنگی ایران در پی محافظه کاری و انفعال مدیران و عملکرد ضعیفش آبروی خویش را در اذهان عمومی بر باد داده و این آبروی از دست رفته با بی اعتمادی جامعه قرین گشته است. این سازمان بایستی در اقدامی عاجل گذشته از پاسخگویی به مطالبات مردمی، به وظایف ذاتی خود در ثبت آثار ارزشمند منقول و غیر منقول فرهنگی- تاریخی کشور در فهرست آثار ملی و فهرست های ذیربط (ماده ی۳  اساسنامه ی میراث فرهنگی) عمل کرده و در نگهداری و  نگهداشت هویت فرهنگی و تاریخی این مردم کوشا بوده تا بلکه اندکی از این آبروی از دست رفته را بازیابد.

انجمن های علمی دانشجویان باستان شناسی و زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران»