چمدان: آنچه امروز به عنوان پژوهشکده باستان شناسی در دل پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری مشغول به فعالیت است مسیر پر تحولی را پشت سر گذاشته است. شادروان محمود موسوی پس از تأسیس سازمان میراث فرهنگی کشور در سال ۱۳۶۴، نخستین مدیر پژوهش‌های باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی بود. او در مجله نمایه پژوهش بهار و تابستان ۱۳۷۶ – شماره ۹ و ۱۰ مقاله مبسوطی با عنوان «تاریخچه مختصر فعالیت‌های باستان‌شناسی در ایران» دارد که چمدان آن را در چند قسمت بازنشر می‌دهد.

شادروان محمود موسوی در این مقاله نوشته است:

باستان‌شناسی ایران با توجه به نیم قرن و اندی (مأخذ تأسیس موزه ایران باستان است) که از ولادت آن سپری شده، با آن که هنوز جوان و کم تجربه می‌نماید اما در راه پیموده شده، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته و با همه مشکلات و معضلات مسیر خود را به سوی کاملتر شدن دنبال کرده است. باستان‌شناسی و تشکیلات آن مرهون سخت‌کوشی‌ها و تلاش بی‌وقفه آنانی است که با ایمان و اعتقاد در کمال بخشیدن به آن مجاهده کردند و در اثر شناخت و حفظ و حراست از میراث فرهنگی این سرزمین پهناور از هیچ تلاشی مضایقه نکردند.

باستان‌شناسی امروز دانشی است پذیرفته شده و نامی است آشنا که جایگاه خود را در بخش مطالعاتی و پژوهشی کشور به دست آورده است. تاریخچه مختصر زیر به منظور قدرشناسی از همه کسانی است که به نوعی با همت خویش در تکمیل این بنا نقش داشته‌اند. از قرن پانزدهم میلادی به بعد ایران، توجه سیاحان و جهانگردان غربی را به خود جلب کرد. آنان در گزارش و سفرنامه‌های خود، ایران را کشوری با پیشینه فرهنگی کهن و سابقه تاریخی طولانی وصف کردند.

بیش از همه تخت جمشید که مکانی متروک و ویرانه‌ای پر رمز و راز بود، مورد توجه سیاحان اروپایی قرار گرفت. «جوزفا باربارو»‌ی ایتالیایی سفیر حکومت «ونیز» در دربار «اوزون حسن» آق قوینلو یکی از نخستین کسانی بود که به سال ۸۷۷ه. ق/ ۱۴۷۴ م به تخت جمشید سفر کرد و آن را چهل منار نامید (گابریل، ص ۷۸).

«پیترو دلاواله» در سال ۱۰۳۲ه. ق / ۱۶۲۲ م از کتیبه‌های خط میخی تخت جمشید نسخه‌برداری کرد و برای مطالعه به اروپا برد (گابریل، ص ۱۱۰).

«انگلبرت کمپفر» پزشک و جهانگرد آلمانی نخستین کسی بود که در سال ۱۰۹۵ ه.ق / ۱۶۸۵ م، با دیدن کتبه‌های تخت جمشید، آن‌ها را به میخ تشبیه کرد و عنوان خط میخی «Cuneiform» را به آنها اطلاق کرد.

در اوایل قرن هجدهم میلادی «کرنلیس دو بروئین» با صرف سه ماه وقت خود در تخت جمشید، اولین نقاشی‌های دقیق از ابنیه و کتیبه‌های تخت جمشید را ارائه داد (گابریل، ص ۱۶۲).

از قرن نوزدهم میلادی، خط میخی فارسی باستان (خط رایج زمان هخامنشیان) توجه متخصصان خطوط کهن را جلب کرد. محققی گمنام به نام «گئورگ فریدریش گروتفند» که معلم تاریخ و زبان یونانی در دانشگاه «گوتینگن» آلمان بود، موفق به کشف رمز خط میخی فارسی باستان شد. کمی پس از این کشف یک افسر انگلیسی به نام «هنری راولیشن» که برای انتظام قوای نظامی ایران چند سالی در استخدام حکومت قاجار بود، از کتیبه‌های گنج‌نامه‌ همدان و بیستون کرمانشاه نسخه‌برداری کرد و به مطالعه پرداخت. حاصل این تلاش و تحقیق یعنی رمزگشایی از مهمترین سند تاریخ ایران در سال ۱۸۴۶ م طی مقاله‌ای به قلم وی در نشریه انجمن سلطنتی آسیایی لندن به چاپ رسید. مساعی «گروتفند» و «راولینسون» در قرائت و رمزگشایی خط میخی هخمنشیان (فارسی باستان شناس)، راه را برای کشف رمز انواع دیگر خطوط میخی چون (بابلی، عیلامی، آشوری و…) هموار کرد. امروزه جز خط میخی تصویری و خط میخی عیلامی قدیم (پروتو عیلامی) دیگر انواع خط میخی قابل فهم و قرائت است.

نخستین کاوش علمی باستان شناسی در ایران را یک قرن و نیم قبل (۱۸۴۹ تا ۱۸۵۲م). «و. کنت لوفتوس» در تپه‌های باستانی شوش انجام داد و گزارش کرد که این همان شهر باستانی «شوشان» ذکر شده در کتاب تورات است (۱۸۵۷، loftus).

شادروان محمود موسوی

نتیجه کار او توجه فرانسویان را به ویرانه‌های شوش جلب کرد و قبل از آن که باستان‌شناسان و کاوشگران دیگر کشورهای غربی اقدامی کنند، دولت فرانسه در سال ۱۸۸۳ م یک نفر مهندس معمار به نام «مارسل دیولافوا» را که قبلاً به ایران سفر کرده و با معماری و هنر ایران آشنایی داشت، جهت فراهم کردن مقدمات باستان‌شناسی در شوش به ایران اعزام کرد.

دولت فرانسه در ابتدای امر نظر موافقت شاه قاجار را به این امر کسب کرده بود. ناصرالدین شاه طی فرمانی به «ظل‌السلطان» حاکم وقت اصفهان و خوزستان موافقت خود را با کاوش فرانسویان در شوش اعلام کرد، به این شرط که یک عضو ایرانی در طول کاوش با هیأت فرانسوی همراه باشد و نه تنها فرانسویان متعهد گردند که در بقعه دانیال نبی و حول و حوش آن کند و کاو نکنند، بلکه به تعمیر بقعه نیز اقدام نمایند. در ضمن اشیای زرین و سیمین و جواهرات گرانبهای حاصله از کاوش به دولت ایران تحویل شود و آثار و اجزای غیر منقول از محل خود جابه جا نشود.

«دیولافوا» به همراه همسرش «ژان» و دستیار فرانسوی کاوش خود را به طور رسمی در سال ۱۸۸۴ م در تپه آپادانای شوش (همان تپه‌ای که قبلاً لفتوس در آن جا کلنگ به زمین زده بود) آغاز کرد و تالار بزرگ کاخ داریوش اول هخامنشی را از زیر خاک بیرون آورد.

آنگاه در پایان کار بدون در نظر گرفتن مفاد توافقنامه که نقل و انتقال اشیای غیرمنقول را ممنوع ساخته بود و با توسل به روش‌های غیر قانونی، اشیای ارزنده‌ به دست آمده از کاوش و نیز از اغلب ستون‌ها و سر ستون‌های کاخ آپادانای داریوش را به فرانسه برد.  (j.Dieulafoy,1887.1888) این قانون‌شکنی موجبات ناخشنودی مقامات دولت ایران را فراهم ساخت و صدر اعظم ایران رسماً در این مورد به دولت فرانسه اعتراض کرد. گرچه این اعتراض جدی تلقی نشد اما کار حفاری در سال ۱۸۸۶ م متوقف گردید (معصومی، ۱۳۵۵ ش،ص،۴،۳).

دولت فرانسه برای برطرف ساختن سردی روابط خود با ایران از شاه قاجار دعوت کرد تا به فرانسه سفر کند و از نمایشگاه اشیای شوش بازدید کند. سفر ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۷ه.ق/۱۸۸۹ م به فرانسه و استقبال و پذیرایی گرمی که از او به عمل آمد به اختلافات پایان داد. سرانجام برای ادامه کاوش فرانسویان قرارداد دیگری در سال ۱۳۱۲ه.ق/۱۸۹۵ م توسط صدراعظم وقت ایران «میرزا علی اصغر خان اتابک-امین‌السلطان» و «رئه بالوا» وزیر مختار آن زمان فرانسه در ایران که به توشیح شاه قاجار نیز رسید، منعقد شد. اما با ترور ناصرالدین شاه در ذیقعده سال ۱۳۱۳ ه.ق، این قرارداد به مرحله اجرا در نیامد. دو سال بعد در سال ۱۳۱۵ه.ق/۱۸۹۷ م «ژاک دومورگان» زمین‌شناس و مهندس معدن فرانسوی که در همان زمان سرگرم کاوش باستان‌شناسی در مصر بود، از طرف دولت خود مأموریت یافت تا برای اجرای قرارداد مورد بحث به ایران بیاید.

اما در نخسین سفرش به شوش از او استقبالی نشد و حتی «عبدالمجید میرزا،عین‌الدوله» حاکم وقت خوزستان از همکاری با او خودداری کرد. چندی بعد ضمن نخستین سفر مظفرالدین شاه به اروپا در سال ۱۳۱۵ه.ق /۱۸۹۷ م مقامات فرانسوی موانع و مشکلات کاوش‌های شوش را با او در میان گذاشتند. شاه ایران وعده مساعدت و همکاری داد و این موضوع به عقد قرارداد غیرمنصفانه سال ۱۳۱۸ ه.ق /۱۹۰۰م انجامید که به قرارداد دمورگان مشهور است. بر اساس این قرارداد امتیاز هرگونه تحقیق و کاوش باستان‌شناسی در ایران به انحصار فرانسویان درآمد (موسوی،۱۳۶۹،ص۷).

«دمورگان» از پاییز سال ۱۳۱۵ ه.ق/۱۸۹۷ م تا تابستان ۱۳۲۹ ه.ق/۱۹۱۱ م سرپرست هیأت باستان‌شناسی فرانسوی در ایران به ویژه شوش بود. وی در این سال‌ها توانست مناطق باستانی و تاریخی بسیاری را شناسایی و بررسی کند. از کتیبه داریوش اول در بیستون و نقوش ساسانی طاق بستان کرمانشاه قالب برداری کرد. کاوش‌های او در شوش به کشف آثار ارزنده‌ای از دوره عیلامی شوش انجامید و سند مهم حقوق دنیای باستان یعنی «استل» حاوی قانون‌نامه «حمورابی» و «استل» فتح نامه «نرم سین» در این کاوش‌ها به دست آمد و به فرانسه حمل گردید. از اقدامات ارزنده و به یادمادنی او در کنار مطالعات پردامنه علمی، ایجاد بنای قلعه شوش است که هنوز معمور و سرپاست. پس از «دمورگان» که در سال ۱۹۱۱ م از ایران رفت، خط شناس معروف «وینسنت پرشیل» یک فصل سرپرستی هیأت مکشوفه از شوش و دیگر نقاط ایران را کشف رمز و قرائت کرد (p.amiet,1988). شیل اولین کسی بود که قانون حمورابی را ترجمه و منتشر کرد.

بلند مدت‌ترین سرپرستی هیأت باستان‌شناسان فرانسوی را «رونالد دومکنم» که مهندس معدن بود به عهده داشت و به مدت ۲۷ سال از ۱۹۱۲ تا ۱۹۳۹ م( ۱۳۱۷-۱۲۹۱ش) به طور مستمر کاوش‌های شوش را هدایت کرد.

او بود که نخستین بار معبد عیلامی چغازنبیل را مورد شناسایی و بررسی قرار داد و ترانشه بزرگی برای بازشناسی دوره‌های فرهنگی شوش حفر کرد. با شروع جنگ جهانی دوم باستان شناس در ایران متوقف شد.

منابع:
۱٫ تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، آلفونس گابریل، ترجمه فتحعلی خواجه نوری، از انتشارات ابن سینا، چاپ ۱۳۴۸٫
۲٫ شوش یا کهن‌ترین مرکز شهرنشینی جهان، عزت‌الله نگهبان، از انتشارات میراث فرهنگی کشور، چاپ ۱۳۷۵٫
۳٫ فعالیت‌های پژوهشی، حفظ و احیا و معرفی میراث فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ایران، چاپ وزارت فرهنگ . آموزش عالی، ۱۳۶۲٫
۴٫ مجله میراث فرهنگی، از انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، سال اول ، شماره دوم، زمستان ۱۳۶۹٫
۵٫ سفرنامه، خاطرات کاوش‌های باستان‌شناسی شوش ۱۸۸۴-۱۸۸۶ م، ترجمه ایرج فره وشی، از انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول ۱۳۵۵٫
۶٫ بررسی تحولات مطالعات باستان‌شناسی در ایران، صادق ملک شهمیرزای، مجموعه مقالات انجمن واره بررسی مسایل ایران‌شناسی، از انتشارات دفتر مطالعا سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، به کوشش علی موسوی گرمارودی، چاپ ۱۳۶۹٫
۷٫ امانت‌داری خاک، سید محمد تقی مصطفوی ، چاپ ۱۳۵۵٫
۸٫ مجموعه قوانین ، مقررات، آیین نامه‌ها، بخشنامه‌ها و معاهدات میراث فرهنگی کشور، از انتشارات دفتر حقوقی و بین‌المللی سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۶۸٫
۹٫ چهار مجلد گزارش‌های باستان‌شناسی، مجلد اول ۱۳۲۹ شمسی، مجلد چهارم ۱۳۳۸٫
۱۰٫ دو جلد مجله باستان‌شناسی، نشریه اداره کل باستان‌شناسی کشور، شماره اول و دوم، بهار و تابستان ۱۳۳۸،شماره سوم و چهارم پاییز و زمستان ۱۳۳۸٫
۱۱٫loftus,w.k:travels and researches in chaldaea and Susiana etc. in 1849-1852,London,1857.
۱۲٫amiet, pier:suse 600 and histore-musee du louver.paris1988.
۱۳٫ ایران، کلده، شوش (خاطرات خانم دیولافوا)، ترجمه علی محمد فره وشی، از انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۹٫
۱۴٫اشاره ای مختصر بر تحول باستان‌شناسی در ایران، صادق ملک شهمیرزادی ، مجله اثر شماره ۱۲،۱۳،۱۴ اسفند ۱۳۶۵٫
۱۵٫ باستان‌شناسی ایران(از ۱۲۲۲۷ تا ۱۳۵۵ شمسی) ، غلامرضا معصومی، چاپ ۱۳۵۵٫