چمدان : خوشبختانه سال ها قبل تر از توجه جهانی به خانه موزه ها، در ایران عزیز تجربه ایجاد و بهره برداری از آن را داشته ایم. در این میان نمی توان از نقش بی بدیل شهرداری تهران در احیاء خانه موزه ها یاد نکرد. اما آن چه که سبب نگارش این سطور شد، ضرورت پرداختی دوباره به کارکرد خانه موزه ها است. به ظاهر، آن چه از خانه موزه ها به ذهن متبادر می شود، بنایی است متعلق به یک شخصیت ادبی یا سیاسی و یا هر دو، اما قطعاً فلسفه ایجاد خانه موزه ها چیزی فراتر از پرداخت به کالبد بوده است.

مهدی سیف،رئیس ستاد گردشگری شهرداری تهران در “شهر نوشت” نوشت:به نظر می رسد خانه موزه، در آن واحد، اهدفی مهم را دنبال می کند. اهدافی که شاید همزمان حاصل شود و این صفت ممیز خانه موزه هاست. از سویی می توان با مشاهده نحوه زندگی صاحبخانه به شناخت بهتر شخصیت ایشان پی برد و اگر با وسواس بیشتری نگاه کنیم، حتی جانمایی اشیاء- اگر باهمان وسواس صاحبخانه چیده شده باشد- گویای اهمیت قایل شدن صاحبخانه به آن شی است. در آن صورت هر تصویر یا کتاب و یا قلم، خود زبان گویای آن شخصیت خواهد بود.

از سویی قدم زدن در آن اتمسفر ممکن است ما را در کشف زوایای نگاه آن فرد یاری کند. از همه مهم تر، این خانه موزه ها فرصتی را فراهم می کند تا علاقه مندان و دوستدان صاحبخانه، فرصتی را برای تبادل افکار و آرای ایشان و حتی برداشت های خود از آن ها پیدا کند، که این بی نظیر ترین کارکرد این خانه هاست. در فضایی که ما از هر زمان دیگری نیاز به تقویت فصل مشترک افکار داریم.

در دنیای امروز که علی رغم دهکده کوچک جهانی، پذیرش و یا حتی شنیدن نظر دیگران آن چنان سخت شده که دیدن دو نفر با دو طرز فکر متفاوت زیر یک سقف و یا در یک قاب عکس دور از ذهن می رسد، آیا خانه موزه ها می تواند بهانه ای برای تنفس دو غیر هم فکر در فضایی مشترک باشد؟