چمدان : «قهوه‌خانه مهدی در میدان قناسی است که به شکل قلوه می‌ماند. از شکم این قلوه، دو خیابان کم عرض با زاویه تند، بیرون می‌زند. مرکز شورای محل در یکی از این خیابان‌ها است. خیابان دوم تا رودخانه‌ کارون پیش می‌رود. طرف راست میدان خیابان پهنی است که از کمر قوس برمی‌دارد و انتهایش ناپیداست.

مسجد محل در همین خیابان است. کمیته در مسجد است. بن بست ننه باران، روبروی خیابان کارون است. قهوه‌خانه‌ مهدی پاپتی، سر بن بست است. از قهوه‌خانه – که پشت به آفتاب است و سنگفرشش همیشه سایه است – خمیدگی خیابان مسجد پیداست. نیمکت‌های قهوه‌خانه مهدی، تا فصل باران آغاز نشده است، شب و روز بیرون است. دور از شیر، کنار جدول پیاده‌رو، دو نخل بلند پایه کنار هم قد کشیده‌اند. نخل‌هایی که جا به جا وسط میدان نشسته‌اند، به بلندی نخل‌های کنار پیاده‌رو نیستند. مهدی پاپتی، کبوتر هم می‌فروشد.»

«کل شعبان» هم مغازه‌اش آن سر میدان، در زاویه تنگ خیابان کارون و خیابان مرکز شورای محل نشسته است.»

اینجا محله حصیرآباد یکی از قدیمی‌ترین محلات اهواز است. حصیرآباد همچون «آسیه آباد» در راستای خیابان کارون و روی دامنهٔ تپه قرار گرفته است. به موازات خیابان کارون خیابان پانزده متری و بیست متری قرار دارد.

باید همراه شد با او تا شهر را قدم به قدم شناخت. آنجا که می‌گوید: «سه راه بندر امام خمینی محشر کبراست. سه راه بندر امام خمینی دروازه شهر است به طرف بندر ماهشهر و بهبهان و رامهرمز. دروازه شهر است به طرف مسجد سلیمان و شوشتر و دزفول.»

شیرهای در قفس میدان چهار شیر اهواز!

اینجا میدان چهار شیر اهواز است که با چهار مجسمۀ سنگی از چهار شیر نشسته روبه چهار ورودی شهر (ورودی‌های قدیم اهواز) جزو آثار ثبت‌شده در فهرست آثار ملی است.

نام این میدان را به شهید بندر تغییر داده‌اند اما مردم اهواز همچنان آن را با نام چهار شیر می‌خوانند.

اکنون چند سالی است به دلیل کشیدن خط مترو دور آن را فنس کشیده‌اند و گردشگران نمی‌توانند میدان را ببینند. این هم رسم روزگار است که شیران میدان چهار شیر درقفس‌اند!

سه راه بندر که به آن سه راه تپه هم می‌گویند تپه اول شهر اهواز در حوزه شرق این شهر است و هر مسافری که از استان‌های فارس، اصفهان، کرمان، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد و کرمان و یا شهرهای شرقی خوزستان مانند ایذه، رامهرمز، امیدیه، ماهشهر، هندیجان، باغملک، هفتکِل، آغاجاری وارد اهواز شود از این سه راه می‌گذرد.

میدان چهار شیر اهواز

از کارون هم حرف می‌زند: «سر پل خلوت است. به نرده پل تکیه می‌دهم و به کارون نگاه می‌کنم که سیلابی است. چند روز اخیر، سطح آب دو متر بیشتر بالا آمده است. قایق‌های موتوری آب را می‌شکافند و سریع می‌رانند به طرف پل نادری و باز می‌گردند. گروه زیادی ازمردم، کنار کارون ایستاده‌اند تا نوبتشان بشود که قایق سواری کنند…

چراغ‌های حاشیه کارون روشن است. بچه‌ها زیر چراغ‌های روشن فوتبال بازی می‌کنند. دورتر، زیر یکی از چراغ‌های برق، دختربچه‌ها و پسر بچه‌ها، دور چرخ دستی بستنی‌فروشی جمع شده‌اند و بستنی می‌خورند.

انتهای کارون در تاریکی فرو رفته است. صدای قطار می‌آید. سربرمی‌گردانم و به پل سیاه نگاه می‌کنم. قطار پل سیاه را می‌لرزاند. چراغ‌های جزیره خاموش است. نصف بیشتر جزیره با درخت‌های شوره گز، زیر آب رفته است. آسمان گوشه شمال شرقی شهر، از شعله‌های گاز، خونی رنگ است.»

پل سفید نماد شهر اهواز که در سال ۱۳۱۵ بر روی رودخانه کارون ساخته شد

با او می‌توان حتی همپای خیابان سی متری شد: «درازای خیابان سی متری را پشت سر می‌گذارم و بعد می‌روم به خیابان کمیته و طرف میدان ننه باران. سر نبش میدان، امیر سلیمان نشسته است سایه دیوار.». یا به خیابان نادری سری زد: «خیابان نادری تعطیل است. روزی که چهارراه نادری – سی متری و بعد بیمارستان رازی و بعد نبش نادری- حافظ را زدند، اگر تک مغازه‌ای این طرف یا آن طرف خیابان باز بود، بسته شد. در پلیتی چندتایی از مغازه‌ها مثل کرباس از وسط نصف شده است و جابه جای دیوارها و بالاخانه‌ها فرو ریخته است.»

حالا خیابان‌های سی متری و خیابان رو به روی‌ آن یعنی ۲۴ متری و نادری به ترتیب به خیابان‌های دکتر شریعتی، آزادگان و سلمان فارسی تغییر نام داده‌اند.

خیابان سی متری اهواز

 

او همان «احمد محمود» است که در رمان «زمین سوخته» از اهواز روزهای جنگ سخن می‌گوید و این روزها سالروز نبودنش در بین ما است( فوت ۱۲ مهرماه سال ۱۳۸۱ ). همان نویسنده شوریده حالی که در ۴ دی ۱۳۱۰ در شهر اهواز از پدر و مادری دزفولی الاصل به دنیا آمد و ما را با «همسایه‌ها»، «داستان یک شهر»، «زمین سوخته»، «مدار صفردرجه» و «انجیر معابد» بین مردم کوچه و بازار برد.

اگر به دنبال نشانی از احمد محمود در خیابان‌های اهواز می‌گردید باید راهی خیابان سی‌متری یکی از قدیمی‌ترین خیابان‌های شهر اهواز شوید به خیابان کافی ( گرشاسب) بروید و سراغ خانه احمد محمود یا خاندان «اعطا» را بگیرید.

خانه پدری احمد محمود در خیابان کافی (گرشاسب) | عکاس: مجتبی گهستونی

 

نام اصلی او «احمد اعطا» است که به دلیل علاقه‌اش به برادر کوچکتر نام او را برای نام خانوادگی خود انتخاب می‌کند و در نهایت «احمد اعطا» به «احمد محمود» معروف می‌شود.

مجتبی گهستونی فعال میراث فرهنگی که خود پیش‌تر به این خانه سر زده و از نزدیک با محمود برادری که ۶ سال از احمد کوچکتر است به گفت‌وگو نشسته درباره شخصیت‌های داستان زمین سوخته که توصیفی واقعی از روزهای جنگ در اهواز است به چمدان می‌گوید: «محمود به من گفت شخصیت «صابر» من هستم. شخصیت «صاحب» همان برادرم «قاسم» است که شاهد شهادت «محمد» بود. «محسن» و «مینا» هم که برادر و خواهرم هستند که در زمین سوخته نام خودشان آمده است.»

برادران احمد محمود | سمت چپ «محمود» است برادری که احمد نام او را برای نام خانوادگی‌اش برگزید

خانه احمد محمود یک خانه آجری ساده است که تقریباً صد سال قدمت دارد. البته یکی از اعضای خانواده به چمدان می‌گوید: «یکبار این خانه را حدود ۵۰ سال پیش دوباره عین به عین بازسازی کرده‌اند اما ترکیب اصلی و نقشه خانه همان است.»

احمد محمود آنقدر در این شهر غریب است که حتی کوچه، خیابان یا میدانی در اهواز به نام او مزین نیست، بارها وعده دادند اما هزار وعده خوبان یکی وفا نکند.

گهستونی از درخت کُنار داخل خانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ متری خاندان اعطا می‌گوید که هم زمان با تولد احمد کاشته شده و همچنان پابرجاست اما برادرش گفته در بمباران‌ها به دلیل اصابت ضربه بارش کمتر شده است. هر چند گهستونی معتقد است سبزی حیاط و صدای گنجشکان نشسته بر شاخه‌سار درخت بر زیبایی آن می‌افزاید و روح آدمی را جلا می‌دهد.

درخت کنار داخل خانه احمد محمد | عکاس: مجتبی گهستونی

خانه نویسنده مشهور خوزستان روزگاری قرار بود به موزه نویسنده تبدیل شود سخنی که در حد حرف باقی ماند. یکی از اعضای خانواده می‌گوید: «این خانه مسکونی است و هنوز خانواده پدری احمد محمود در آن زندگی می‌کنند. برای موزه شدن ابتدا باید این خانه از مالکان خریداری شود.». احمد محمود آنقدر در این شهر غریب است که حتی کوچه، خیابان یا میدانی در اهواز به نام او مزین نیست، بارها وعده دادند اما هزار وعده خوبان یکی وفا نکند.

گهستونی هم توضیح می‌دهد: «خانواده اجازه نداده‌اند که خانه ثبت ملی شود. از سویی اداره مسکن و شهرسازی تصمیم داشت این خانه را با ملک دیگری تعویض کند که خانواده راضی نشدند و خواستار خریدن ملک بودند. البته اینجا نزدیک بازار اهواز و یکی از محلات قدیمی است از این رو قیمت آن نسبت به سایر نقاط بالاتر است. اما احمد محمود هم یکی از سرمایه‌های ملی- فرهنگی معاصر ایران و خوزستان است و ارگان‌هایی همچون شهرداری، میراث فرهنگی، وزارت ارشاد یا مسکن و شهرسازی اگر همت کنند می‌توان بخشی از هویت فرهنگی شهر را حفظ کرد. این خانه را بخرند و به موزه تبدیل کنند.»

 

آیا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان کاشی ماندگار را بر سردر این خانه نصب می‌کند؟ وعده مسوولان برای موزه نویسنده شدن این خانه چه می شود؟

پرسشی هم در این بین مطرح است که آیا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان تصمیم دارد کاشی ماندگار این نویسنده بزرگ را نصب کند؟ جالب است بدانیم در اهواز تنها ۱۵ پلاک سنگی داریم که به گفته گهستونی یکی از پلاک‌های سنگی، در سردر خیابان منتهی به خانه احمد محمود هنوز خودنمایی می‌کند. روی پلاک نوشته شده: «گرشاسب»

پلاک سنگی خیابان کافی که نام قدیمش گرشاسب بود | عکاس:مجتبی گهستونی

به گزارش چمدان؛ باید نگران خانه پدری احمد محمود بود همان طور که باید نگران سایر آثار ثبت ملی خیابان سی متری و خیابان‌های اطراف آن بود که همگی جزو بافت تاریخی اهوازند؛ هتل قو، سرای نفیسی، سرای قزل باش، حمام جنت، حمام اسلامی، حمام نجفی که به دلیل ثبت ملی نبودن تخریب شد و تنها ۲۰۰ متر با خانه احمد محمود فاصله داشت یا بقایای کارخانه ریسندگی – بافندگی که درست روبروی اداره میراث فرهنگی در همین حوالی است. اهواز به خوبی تخریب بالکن مهدیان یا تخریب سرای عجم را به یاد دارد.

دهه هشتاد احمد محمود در خانه پسرش در محله گلستان اهواز

گهستونی از خوش نبودن حال مقبره عبدالامیر نگهبان پدر دکتر عزت‌الله نگهبان (بنیانگذاران باستان شناسی نوین ایران) سخن می‌گوید که آن هم به موازات خیابان سی متری و نادری داخل خیابان امام خمینی قرار گرفته و به «سلطان العارفین» مشهور است.

حمام تخریب شده نجفی متعلق به دوره پهلوی در نزدیکی خانه احمد محمود

این فعال میراث فرهنگی با ابراز تأسف از تخریب بافت تاریخی اهواز و معدود خانه‌های تاریخی باقی مانده تأکید می‌کند:« چند سال پیش شهردار اهواز اعلام کرد که روزانه ۷۰ مجوز تخریب در بافت تاریخی صادر می‌شود که بخشی از آن شامل بناهای باارزشی می‌‌شود که هنوز ثبت ملی هم نشدند.»

هتل قو اهواز