چمدان :«انجمن آثار ملی» که پس از انقلاب به «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» شناخته می‌شود در پاییز ۱۳۰۱ هـ .ش به ابتکار سردار معظم خراسانی (عبدالحسین تیمورتاش) و به‌همت تنی چند از رجال آن دوران یعنی حسن مستوفی (مستوفی‌الممالک)، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، ابراهیم حکیمی (حکیم‌الملک)، محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، حسن اسفندیاری (محتشم‌السلطنه)، فیروز میرزا فیروز (نصرت‌الدوله)، نصرالله تقوی و کیخسرو شاهرخ به‌صورت عام المنفعه و غیردولتی، بر اساس اساسنامه‌ای در ۱۴ ماده و با هدف «ازدیاد علاقه عامه به آثار قدیم تاریخی و علمی و صنعتی ایران و به منظور نگاهداری صنایع مستظرفه و صنایع دستی و حفظ سبک و شیوه قدیم آنها» تأسیس شد و خدمات ارزنده‌ای به حوزه فرهنگ این مملکت انجام  داد.

محل کنونی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

انجمن در بدو تأسیس مکان مشخصی نداشت و هر بار در خانه یکی از اعضاء مؤسس تشکیل می‌شد. پس از تجدید فعالیت انجمن در ۱۳۲۳هـ .ش و گسترش تدریجی دامنه فعالیت‌های آن‌ نیاز به محلی برای استقرار انجمن ضرورت یافت. از این رو در سال ۱۳۴۶ هـ .ش خانه قدیمی و بزرگ حسین پاشا خان ملقب به امیر بهادر، وزیر دربار مظفرالدین شاه واقع در محل معروف به سر پل امیر بهادر –که به حسینیه امیر بهادر معروف بود- با حدود سه هزار مترمربع وسعت، جهت استقرار انجمن آثار ملی خریداری شد. بنای این ساختمان به سال ۱۳۱۸هـ .ق/۱۲۷۹ هـ .ش /۱۹۰۰ میلادی باز می‌گردد و دارای تالار بزرگ آئینه کاری در طبقه همکف و تالار بزرگ سخنرانی در طبقه اول است.

عمارت امیر بهادر این اثر مربوط به دوره قاجار است و در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۴۱۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. برجسته‌ترین نشانه بر جای مانده از خیابان پل امیربهادر مربوط به ساختمانی کهنسال متعلق به امیربهادر یکی از امیران و وزیران اعظم عصر مظفرالدین شاهی است که قدمت و پیشینه‌ای ۲۰۰ ساله دارد. ساختمان انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به دست معماران ایرانی با نشانه‌ها و سمبل‌های سنتی ایرانیان و مربوط به دانش معماری عصر ناصرالدین شاهی است. جز امیربهادر این بنا شیفتگانی داشت که سر در فرهنگ و سیاست داشتند. علی اصغر حکمت، وزیر معارف در عصر رضا شاه برای اعزام محصلان به فرنگ در باغ این حیاط جشنی به راه می‌انداخت و اهل خانواده‌ها را در این همین ساختمان سور می داد. رضازاده شفق برخی از جلسات ادبی خود را در طبقه دوم و در محل تالار عمومی این بنا برپا می کرد. حتی سید حسن تقی زاده برخی از جلسات غیر رسمی خود را با سفرا و وابسته‌های خارجی در همین ساختمان منعقد می‌کرد. ساختمان امیر بهادر در طی سال‌های اخیر در دل آپارتمان‌ها و ساختمان‌های قوطی کبریتی به بوته فراموشی سپرده شده است. پیش از آنکه به داخل ساختمان وارد شوید تابلوی سنگی بزرگی وجود دارد که بر سینه دیوار ایوان این ساختمان چسبانده شده است، تابلوی نقره‌ای به خط نستعلیق که نشان اهدای صاحب این ساختمان – امیر بهادر – به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در سال ۱۳۰۴ شمسی است

انجمن پس از خریداری بنای مذکور و انجام تعمیرات اساسی و مفصل با رعایت شیوه اصیل و قدیمی بنا، آن را مقر دائمی خود قرار داد.

فعالیت انجمن از بدو تأسیس تا پایان دوره پهلوی دوم (۱۳۰۱- ۱۳۵۷ هـ . ش)

پس از تصویب قانون حفظ آثار عتیقه در سال ۱۳۱۱ و تأسیس اداره تحقیقات در وزارت فرهنگ، وظیفه تعمیر و نگهداری ابنیه و آثار تاریخی و جز آن برعهده آن اداره قرار گرفت. انجمن در ابتدا فعالیت خود نخست بنای آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی را در توس احداث کرد. همچنین کنگره بین‌المللی فردوسی را به مناسبت هزارمین سال تولد این حکیم نامدار ایرانی در سال ۱۳۱۳ هـ .ش برگزار کرد. پس از برگزاری جشن هزاره فردوسی، انجمن که یک سازمان ملی و فاقد درآمد و اعتبار مخصوص بود تا ۱۳۲۳ هـ . ش از فعالیت‌ باز ماند.

در ۲۲ آذر ماه ۱۳۲۳ هـ . ش انجمن که برای مدتی فعالیت نداشت‌، به دنبال تصویب اساسنامه‌ای جدید از نو آغاز به کار کرد و اقدامات مهمی را در این دوره از فعالیت خود به شرح زیر انجام داد:

۱٫ ساخت آرامگاه برای بزرگان نامور ایران .در سال ۱۳۳۳، انجمن، کنگره هزاره ابن سینا را به مناسبت هزارمین سال تولد وی در تهران برگزار و کتابخانه‌ای در کنار آرامگاهش در همدان تأسیس کرد و پیکره وی را در میدان بوعلی همدان نصب کرد و علاوه بر گردآوری کتاب‌ها و رساله‌هایی که درباره او نگاشته شده بود، در مورد تصحیح و چاپ آثار وی نیز اقدام شد و تمبرهای یادبودی از آثار ملی ادوار مختلف باستانی و تاریخی ایران نیز به همین مناسب انتشار یافت.

انجمن در طول فعالیت خود تا سال ۱۳۵۵ بیش از سی آرامگاه و چندین بنای یادبود بنا کرد از جمله این بناها می‌توان از آرامگاه بزرگان زیر نام برد: فردوسی (۱۳۱۳، تجدید بنا ۱۳۴۷)، ابن‌سینا (۱۳۳۰)، سعدی (۱۳۳۰)، نادر (۱۳۳۸)، عطار (۱۳۳۹)، خیام (۱۳۴۰)، کمال‌الملک (۱۳۴۰)، امامزاده محروق (۱۳۴۴)، صائب (۱۳۴۶)، باباطاهر (۱۳۴۹)، ادیب‌الممالک فراهانی (۱۳۵۰)، روزبهان بقلی (۱۳۵۱)، شاه شجاع (۱۳۵۲)، واعظ کاشفی (۱۳۵۴)، ابن یمین (۱۳۵۵)، سیدجمال‌الدین اسدآبادی (۱۳۵۵) و دیگران

۲٫ کمک به بازسازی بناهای تاریخی ایران در اصفهان، شیراز و خراسان. انجمن آثار ملی برای تعمیر آثار تاریخی ایران با وزارت فرهنگ و اداره کل باستان‌شناسی و سازمان ملی حفاظت آثار باستانی همکاری بسیار داشت و از جمله در بازسازی بناهای تاریخی زیر، از طریق تأمین برخی هزینه‌ها، نقش داشت: بازه هور در خراسان (۱۳۴۳)، کاخ چهلستون در اصفهان (۱۳۴۳)، آستانه شیخ صفی‌الدین در اردبیل (۱۳۴۳)، گنجنامه همدان (۱۳۴۳)، معبد چغازنبیل در خوزستان (۱۳۴۳)، باغ فین کاشان (۱۳۴۳)، تکیه امیرچغماق در یزد (۱۳۴۳)، کاخ هشت بهشت (۱۳۴۳)، بناهای تاریخی گنجعلی‌خان در کرمان (۱۳۴۵)، کاخ اردشیر بابکان در فیروزآباد (۱۳۴۵)، مسجد وکیل در شیراز (۱۳۴۶)، چهارطاق عهد ساسانی در قصر شیرین (۱۳۴۷)، مسجد جامع کبیر یزد (۱۳۴۷)، مسجد کبود در تبریز (۱۳۴۷)، ارگ کریم‌خان در شیراز (۱۳۴۸)، قلعه فلک‌الافلاک در خرم‌آباد (۱۳۴۸ و ۱۳۴۹)، پل الله‌وردیخان و پل خواجو در اصفهان (۱۳۴۹) و …

۳٫ طبع و نشر آثار بزرگان ایران و کتاب‌های مربوط به جغرافیای تاریخی شهرهای ایران و باستانشناسی.

۴٫ سفارش به ساخت ۷ طرح سیاه قلم از شعرا و دانشمندان ایران و همچنین ۱۳ تندیس توسط انجمن از جنس گچ – سنگ مرمر، سپری و از جنس برنز به شرح ذیل:

مجسمه نشسته فردوسی از سنگ مرمر | هدیه ایران به ایتالیا، رم

 

مجسمه نشسته فردوسی از سنگ مرمر در باغ آرامگاه فردوسی، طوس

 

مجسمه برنزی عظیم الجثه در باغ نادری، مشهد مقدس

 

مجسمه نیم تنه خیام از سنگ مرمر در آرامگاه خیام، نیشابور | عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور – درگذشتهٔ ۱۲ آذر ۵۱۰ در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شده‌است،  فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی‌سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است

 

مجسمه نشسته خیام از سنگ مرمر در پارک لاله، تهران | گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّهالحق» بوده‌است ولی آوازهٔ وی بیشتر با انگیزه نگارش رباعیآتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آن‌که رباعیات خیام را به بیشترِ زبان‌های زنده برگردان کرده‌اند | ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی برگردانده است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب زمین شده‌است

 

تندیس فردوسی اثر ابوالحسن صدیقی، میدان فردوسی تهران | ۱۷ خرداد ۱۳۳۸ خورشیدی با برپایی مراسمی با شکوه، از مجسمهٔ ابوالقاسم فردوسی در میدان فردوسی شهر تهران پرده‌برداری شد | فردوسی به سال ۱۰۲۰ (میلادی) در توس درگذشت | ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ – چندساعت پس از پیروزی انقلاب – گروهی سر مجسمهٔ فردوسی را قطع کردند که پس از اعتراض عمومی مردم، مجسمه مرمت شد

 

کتیبه نیم برجسته از صورت کمال الملک در آرامگاه کمال الملک، نیشابور | آرامگاه کمال‌الملک بنایی است در شهر نیشابور که مدفن کمال‌الملک است. موقعیت این بنا در نزدیکی آرامگاه عطار نیشابوری در محله شادیاخ در نیشابور (شهر کهن) و موقعیت کنونی در خیابان عرفان (نیشابور) است. طراح این بنای یادبود هوشنگ سیحون است و در مراسمی در تاریخ ۱ آوریل۱۹۶۳ –۱۲فروردین ۱۳۴۲ خورشیدی با حضور فرح پهلوی رونمایی شد | سازندگان این آرامگاه چند کارگر نیشابوری بودند که در مراسم رونمایی از آنان توسط دولت وقت قدردانی شد

 

نیم تنه نادرشاه در موزه نادری آرامگاه نادرشاه، مشهد مقدس

 

مجسمه امیرکبیر، ایتالیا | از امیر کبیر در ایران تندیس‌های فراوانی ساخته شده و در مکان‌های مختلف نصب شده است | داستان ساخت مجسمه‌ میرزا تقی خان امیرکبیر که بدست استاد صدیقی ساخته شد جالب است. مجسمه امیرکبیر در سال ۱۳۵۶ به سفارش انجمن مفاخر ملی ایران در کشور ایتالیا ساخته شد و به دلیل همزمانی ساخت و آماده شدن آن با روزهای پیروزی انقلاب، انتقال آن به ایران ۳۲ سال به تاخیر افتاد. در سال ۱۳۸۸ و با پیگیری اسناد ساخت این مجسمه محل نگه‌داری آن شناسایی و با طی مراحل قانونی در سال ۸۹ وارد ایران شد. ابعاد این اثر هنری شامل: ارتفاع آن سه متر و ۱۰ سانتیمتر و وزنش ۴۵۰ کیلوگرم است | این مجسمه پس از انتقال به ایران در پارک ملت تهران نصب شد. | عکس: حامد ملک پور
مجسمه یعقوب لیث صفاری، زابل | یعقوب پسر لیث که بیشتر به صورت یعقوب لیث صفاری شناخته می‌شود، یکی از پادشاهان ایران از دودمان ایرانی صفاری بود و بنیان‌گذار این سلسله بود که در سیستان حکومت می‌کرد و مرکز آن در زرنج بود که امروزه در افغانستان قرار دارد | از آنجایی که او یک مس‌گر بود به «صفار» معروف شد | یعقوب لیث را نخستین شهریار ایرانیِ احیاگر زبان پارسی پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانیان می‌دانند | وقتی شاعری بنا بر رسم زمان قصیده‌ای به عربی در مدح او سرود وی او را ملامت کرد که چرا به زبانی که نمی‌فهمد برایش شعر سروده‌است (چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت)

 

مجسمه سعدی از سنگ مرمریت، شیراز | «صبح ساعت ۱۰، ‌مراسم پرده گشایی از مجسمه سعدی به عمل آمد. در میدانی بیرون دروازه اصفهان که به نام سعدی نامیده شده است مجسمه مجللی از سنگ مرمر اثر ابوالحسن صدیقی.» | آنچه خواندید گوشه‌ای از خاطرات علی اصغرحکمت شیرازی است از نصب مجسمه سعدی در شیراز.

 

مجسمه فرشته عدالت از سنگ مرمریت در کاخ دادگستری، تهران | «۱۹ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی صبح | نخست وزیر، جناب اشرف قوام السلطنه امروز صبح با حضور وزیر دادگستری جناب آقای علی اکبر موسوی زاده و دادستان دیوان عالی کیفر و جمعی از مسئولین کشوری و لشگری ساختمان جدید کاخ دادگستری را در خیابان نایب السلطنه سابق افتتاح کرد.» | مجسمه‌های نمای ورودی و داخلی آن توسط بهترین مجسمه سازها و مهندسان ایران طراحی شد |  استاد «علی اکبر صنعتی» به همراه استاد «ابوالحسن صدیقی» و «ارژنگ رحیم زاده» این مجسمه‌ها را ساختند استاد صنعتی در یکی از مصاحبه‌های خود تعریف می‌کند که به اعتراض برای نگرفتن دستمزد خود ترازوی عدالت را کج کرده بود و بعد از دریافت حق الزحمه خود، آن را دوباره صاف می‌کند

 

مجسمه نشسته کمال خجندی در ساختمان انجمن مفاخر، تهران | کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. با اینکه شاعری پیشهٔ اصلی او نبوده‌است، دیوانش مشتمل بر حدود هشت‌هزار بیت است که بخش اصلی‌اش غزل‌های اوست. کمال‌الدین خجندی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرمگاه او در تبریز است

 

مجسمه ابن سینا از سنگ مرمر در میدان بوعلی، همدان

 

مجسمه نشسته کمال الدین بهزاد در ساختمان انجمن مفاخر، تهران | کمال‌الدّینْ بهزادِ هِرَوی (حدود ۸۶۰ ه‍.ق یا ۱۴۵۵ میلادی در هرات – ۹۴۲ ه‍.ق (معادل ۱۵۴۵ میلادی – در تبریز) نامدار به استاد کمال‌الدین بهزاد، استاد بهزاد و استادِ نقاش (نقاش ایرانی سده‌های نهم و دهم هجری) بود. وی در دربار پادشاهان تیموری و صفوی صاحب منصب بود و بابت تحولات که در نقاشی و خوشنویسی ایجاد کرده‌است شناخته شده‌است. سال تولد بهزاد را در فاصلهٔ ۸۵۵ تا ۸۶۵ ه‍.ق تخمین زده‌اند. بهزاد در آغاز به‌عنوان شاگرد و زیردست روح‌الله میرک نقی‌زاده مشغول به کار بود و سپس به خدمت سلطان حسین بایقرا، از سلاطین سلسلهٔ تیموریان درآمد. تاریخ و شرایط حرکت بهزاد به تبریز نامعلوم است. بهزاد در تبریز همچنان از حمایت سلطنتی برخوردار بود و به‌عنوان مدیر کتابخانهٔ سلطنتی منصوب شد. فعالیت‌های بهزاد در تبریز و دربار صفوی بسیار کم بود. بهزاد به سال ۹۴۲ ه‍.ق در خدمت شاه طهماسب درگذشت و در تبریز در کنار کمال خجندی به‌خاک سپرده شد

سرنوشت انجمن آثار ملّی بعد از وقوع انقلاب ۵۷

پس از انقلاب ۱۳۵۷، شورای عالی انقلاب فرهنگی، اساسنامه جدید «انجمن آثار ملّی» را در سال ۱۳۶۶ هـ .ش و متمم آن را در سال ۱۳۷۳ هـ .ش از تصویب گذراند و بدین ترتیب با تغییر نام و نشان انجمن از انجمن آثار ملی به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی دوره سوم فعالیت خود را آغاز کرد. شوربختانه در دوره سوم فعالیت انجمن بدلیل بی مهری های مسئولین نظام و نداشتن بودجه کافی بسیاری از آثار گرانبهای انجمن باز چاپ نشد و فعالیت انجمن فقط به پاسداشت از بزرگان و فرهیختگان و باز نشر بعضی از کتب چاپ شده محدود شد.