چمدان : در اساس‌نامه‌ پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری آمده است توسعه و گسترش پژوهش در زمینه میراث فرهنگی و گردشگری و در راستای احیا و مستندسازی آثار به منظور حفظ کیفیت آنها و آشکار کردن حلقه‌های گمشده فرهنگی تاریخی و طبیعی همچنین زمینه‌سازی برای ارتقای پژوهش‌های مرتبط یکی از اهداف اصلی تشکیل این پژوهشگاه است.

در این بین ضرورت توجه به انتشار گزارش‌های باستان‌شناسی به طور قطع در قالب اصلی این اهداف می‌گنجد اما مدت‌هاست که پژوهشگاه به جز مجله «اثر» نشریه‌ دیگری در موضوعات تخصصی پژوهشکده‌ها منتشر نمی‌کند البته به تازگی انتشار «فصلنامه مطالعات باستان‌شناسی پارسه» را در دستور کار خود قرار داده است.

دکتر کوروش روستایی رئیس گروه نقشه باستان‌شناسی سال ۸۵-۸۴، رئیس گروه پیش از تاریخ پژوهشکده باستان‌شناسی بین آذر ۸۸ تا شهریور ۸۹ و مشاور پژوهشی دکترعباس مقدم رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی وقت از مهر تا آذر ۹۱ ، یکی از باستان‌شناسان کوشا و خوشنامی است که این روزها مانند هر باستان‌شناس دیگری کنج عزلت گزیده و امیدی به اصلاح پژوهشگاه میراث فرهنگی و پژوهشکده باستان‌شناسی ندارد. چندی پیش گروهی از باستان‌شناسان در نامه‌ای خطاب به سید محمد بهشتی از او خواستند که روستایی را بر مسند پژوهشکده باستان‌شناسی بنشاند اما…حال با او درباره‌ پژوهش‌های میدانی و وضعیت انتشار گزارش‌های باستان‌شناسی و مجلات تخصصی در این حوزه به گفت و گو نشستیم که بخش نخست آن را به شرح زیر می‌خوانید.

سالانه چه تعداد پژوهش میدانی باستان‌شناسی در کشور انجام می‌شود؟

آمار سالانه‌ دقیق پژوهش‌ها را طبیعتاً دستگاهی در اختیار دارد که مجوز کارهای میدانی را صادر می‌کند، یعنی «پژوهشکده‌ باستان‌شناسی» اما با توجه به آماری که طی سال‌های اخیر در کنگره‌های سالانه‌ باستان‌شناسی ارائه شده می‌توان حدس زد که سالانه بین ۱۵۰ تا ۱۷۰ برنامه‌ میدانی در کشور انجام می‌شود.

این برنامه‌های میدانی ظاهراً از نظر نوع و مقیاس با هم متفاوتند؟

بله، برنامه‌های میدانی که هر ساله در کشور انجام می‌شود را می‌توان از نظر نوع فعالیت به طورکلی به چهار دسته تقسیم کرد: کاوش‌های پرسش‌محور، گمانه‌زنی به منظور لایه‌نگاری، گمانه‌زنی به‌منظور تعیین عرصه، و بررسی باستان‌شناسی. البته گاه ممکن است دو برنامه‌ کاوش و تعیین عرصه با هم طی یک فصل در محوطه‌ای انجام شود.

خروجی انتشاراتی این برنامه‌های میدانی چگونه است؟ 

آن‌گونه که از بررسی معدود نشریات باستان‌شناسی کشور و انتشارات داخلی و خارجی دریافت می‌شود ، خروجی این تعداد برنامه‌ میدانی متأسفانه در بدترین وضع ممکن است.

چرا چنین نظری دارید؟

ببینید، موضوعی که شما به آن اشاره دارید یکی از موضوعات مهم و در واقع مهم‌ترین جنبه از پژوهش‌های باستان‌شناختی است. بدیهی است که اصلی‌ترین مدیوم یا بستر برای این «خروجی» که به آن اشاره می‌کنید، انتشارات است. واقعیت تلخ این است که انتشارات باستان‌شناسی ما وضع بسیار وخیمی دارد. اگر نگاهی به آمار و ارقام منتشر شده در گزارش‌های سالانه‌ پژوهش‌های باستان‌شناسی بیندازیم به سادگی در می‌یابیم که طی ۱۰ سال اخیر حدود ۱۶۰۰ برنامه‌ میدانی باستان‌شناسی در کشور انجام شده است. از این تعداد حدود ۷۰۰ کاوش مربوط به کاوش‌های هدفمند باستان‌شناسی و لایه‌نگاری بوده، حدود ۴۷۰ گمانه‌زنی به‌منظور تعیین عرصه و حدود ۴۳۰ بررسی باستان‌شناسی. قاعدتاً و منطقاً از هر برنامه‌ میدانی، ولو تعیین عرصه که وضعیت خاص خودش را دارد، می‌بایست گزارشی متناسب با مقیاس کارِ انجام شده برای اطلاع جامعه‌ باستان‌شناسی کشور و سایر علاقه‌مندان به این حوزه منتشر شود، ولی آنچه در عمل می‌بینیم از آنچه باید باشد فاصله‌ای نجومی دارد.

نتیجه گزارش‌های باستان‌شناسی چگونه باید منتشر شود؟

نتیجه‌ یک پژوهش میدانی باستان‌شناسی را به طور کلی می‌توان به دو شکل چاپ کرد، یکی گزارش مقدماتی و دیگری گزارش نهایی. گزارش مقدماتی، همان گونه که از عنوانش پیداست، گزارشی است که کلیات آنچه طی برنامه‌ میدانی درک و فهم شده را ارائه می‌کند و معمولاً به شکل مقاله چاپ می‌شود ولی گزارش نهایی دربردارنده‌ تمام آگاهی‌هایی است که از آن برنامه‌ میدانی دانسته شده است و معمولاً به شکل کتاب یا تک‌نگاری (مونوگراف) است. با این توضیح، قاعدتاً ما سالانه می‌بایست به تعداد برنامه‌های میدانیِ انجام شده گزارش کار میدانی داشته باشیم، درحالی که چنین نیست.

ولی در سال‌های اخیر در کنگره‌های باستان‌شناسی مقالات مربوط به برنامه‌های میدانی چاپ شده است، البته به جز کنگره‌ سال ۱۳۹۶ که معلوم نیست به چه دلیلی برگزار نشد؟!

دقت کنید که آنچه طی سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ در کنگره‌های سالانه منتشر شد، «مقالات کوتاه» بود نه مقاله. «مقاله‌ کوتاه» یا  short paper  فُرمتی از ارائه‌ پژوهش است که از «چکیده» کمی مفصل‌تر ولی از مقاله بسیار کوتاه‌تر است. این مقالات کوتاه دارای یک تا سه صفحه متن و چند تصویر است و خیلی روشن است که نمی‌توان اطلاعات کلی یک برنامه‌ میدانی مثلاً لایه‌نگاری را در آن آورد. بد نیست در اینجا اشاره کنم که تا پیش از کنگره‌ دوازدهم (سال ۱۳۹۳) چنین فُرمتی برای کنگره‌های سالانه مرسوم نبود، بلکه آنچه در همایش‌های سالانه منتشر می‌شد همان «چکیده مقالات» بود که در بسیاری از همایش‌های کشور منتشر می‌شود و فقط به موضوع پژوهش اشاره دارد. این چکیده‌ها معمولاً دو سه پاراگراف بیشتر نیست و معمولاً به کاری هم نمی‌آید، چرا که افراد بسیاری متأسفانه معنی درست «چکیده» را نمی‌دانند! به هر حال، در پاییز ۱۳۹۲، در دوره‌ مدیریت دکتر «سیامک سرلک» در پژوهشکده‌ باستان‌شناسی، در نشست مقدماتیِ شورای برگزاری کنگره‌ دوازدهم این موضوع مطرح شد که به جای «چکیده» که معمولاً اطلاعات قابل استفاده ندارد و قابل ارجاع هم نیست، بیاییم از «مقاله‌ کوتاه» استفاده کنیم. این پیشنهاد را اگر اشتباه نکنم آقای دکتر «حامد وحدتی‌نسب» مطرح کرد. پس از بحث درباره‌ چند و چون این نظر، شورای برگزاری کنگره این پیشنهاد را پذیرفت و قرار شد که بنده شیوه‌نامه‌ای برای «مقاله‌ کوتاه» تهیه کنم که چنین هم شد. در واقع این فُرمتِ «مقاله‌ کوتاه» که از آن به بعد در کنگره‌های سال‌های بعد هم در کتابِ کنگره استفاده شد، یادگار همان نشست در دوره‌ مدیریتی آقای سرلک است. البته همان زمان طرحِ این برنامه‌را داشتیم که پس از یکی دو سال و ارزیابیِ این رویکردِ جدید، مقالات مفصل از کارهای میدانی را در کنگره‌های سالانه منتشر کنیم؛ که البته با تغییر مدیریت پژوهشکده چنین نشد.

خُب، به این ترتیب، نتیجه‌ مکتوب کارهای میدانیِ باستان‌شناسی که هر ساله در کشور انجام می‌شود بالاخره چگونه به آگاهی جامعه‌ باستان‌شناسی و سایر علاقه‌مندان می‌رسد؟  

سازوکار مشخص و مدیریت‌شده‌ای برای این کار از سوی دستگاه مجری، که پژوهشکده باستان‌شناسی و پژوهشگاه میراث فرهنگی باشد، فکر نشده است. در واقع هیچ‌گونه قاعده و ترتیبی برای این کار وجود ندارد. هر پژوهشگری هر وقت دوست داشته باشد ممکن است مقاله‌ای از کار میدانی خود را چاپ کند. البته بسیاری هم وظیفه‌ خود را صرفاً همان گزارشی می‌دانند که برای مرکز اسناد و بایگانی پژوهشکده باستان‌شناسی آماده می‌کنند. واقعیت این است که از سال ۱۳۹۲ به این سو نتیجه و دستآورد بسیاری از برنامه‌های میدانی باستان‌شناسی محدود به همان مقالات کوتاهی شده که در «مجموعه ‌مقالات کوتاه» کنگره‌های سالانه منتشر می‌شود. طبیعی است که «مقاله‌ کوتاه» را نمی‌توان به جای گزارش یک برنامه‌ میدانی تلقی کرد؛ بلکه فقط اطلاعاتی مختصر از کلیات برنامه‌ی میدانی در آن ارائه شده است.

برای چاپ گزارش و نتایج برنامه‌های میدانی طبیعتاً باید بستری وجود داشته باشد؛ و این بستر اساساً یا نشریه یا کتاب است. در کشور ما نشریات چندانی برای چاپ گزارش یا مقالات باستان‌شناسی وجود ندارد. در واقع تعداد این نشریات به انگشتان دو دست هم نمی‌رسد. دیرپاترین نشریه‌ باستان‌شناسی کشور، «مجلۀ باستان‌شناسی و تاریخ» بود که توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر می‌شد. همان‌گونه که می‌دانیم این نشریه در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ تقریباً تنها نشریه‌ باستان‌شناسی کشور بود. پس از درگذشت آقای «موجانی» سردبیر این نشریه، دکتر کامیارعبدی سردبیر آن شد و آخرین شماره‌ آن هم فکر کنم حوالی نوروز ۱۳۹۲ منتشر شد. باستان‌شناسی و تاریخ، حدود ۲۵ سال چاپ شد. به جز آن، یکی از آراسته‌ترین نشریات باستان‌شناسی کشور، «باستان‌پژوهی» بود که به همت آقای «شهرام زارع» از بخش خصوصی و بدون وابستگی به بخش دولتی، برای ۱۰ سال منتشر می‌شد. آخرین شماره‌ این نشریه هم اسفند پارسال چاپ شد و شنیده‌ام که آقای زارع انتشار آن را متوقف کرده است. نشریات دیگری که به طور خاص در حوزه‌ باستان‌شناسی ایران مقاله چاپ می‌کنند و تقریباً به صورت منظم هم منتشر می‌شوند عبارتند از مجله‌ «پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران» که به سردبیری دکتر «محمد ابراهیم زارعی» به صورت فصل‌نامه توسط دانشگاه همدان چاپ می‌شود و مجله‌ «مطالعات باستان‌شناسی» که به سردبیری دکتر «کمال الدین نیک‌نامی» به‌صورت دو فصل‌نامه توسط دانشگاه تهران چاپ می‌شود. غیر از این دو، دو نشریه‌ دیگرِ باستان‌شناسی هم در کشور وجود دارد که به زبان انگلیسی مقاله چاپ می‌کند. یکی «مجله‌ مطالعات باستان‌شناسی ایران (Iranian Journal of Archaeological Studies)» است که به سردبیری دکتر مهدی مرتضوی به‌صورت دوفصل‌نامه توسط دانشگاه زاهدان چاپ می‌شود و دیگری نشریه‌ «انجمن باستان‌شناسان ایران» (International Journal of the Society of Iranian Archaeologists) است که آن هم به‌صورت دوفصل‌نامه به مدیر مسوؤلی دکتر سید مهدی موسوی کوهپر و سردبیری دکتر حامد وحدتی‌نسب توسط «انجمن باستان شناسان ایران» منتشر می‌شود این را هم بگویم که درباره‌ کیفیت این مجلات حرف بسیار است که جای آن در این گفتگو نیست.

عکس از راست به چپ:احمد آزادی، ابراهیم امیرکلایی، علی ماهفروزی، حمید فهیمی، کوروش روستایی، حامد وحدتی نسب، عباس مقدم، مهران غلامی

 

به این ترتیب، فقط ۴ نشریه‌ باستان‌شناسی در کشور وجود دارد که پژوهشگران باستان‌شناسی امکان چاپ مقاله‌ خود را در آنجا دارند؟ 

البته مجلات دیگری هم بودند که چاپ آنها چند سالی است متوقف شده. مثلاً مجله‌ «پیام باستان‌شناسی» که دانشگاه آزاد ابهر تا سال ۱۳۹۲ چاپ می‌کرد یا نشریه‌ «پژوهش‌های باستان‌شناسی مدرس» که به همت شماری از دانشجویانِ فعال آن دانشگاه چاپ می‌شد. تا آنجا که می‌دانم آخرین شماره‌ این نشریه در سال ۱۳۹۴ چاپ شده است. نشریات دیگری هم هستند که موضوع و اولویت آنها به‌طور تخصصی درباره‌ باستان‌شناسی نیست ولی برخی مقالات باستان‌شناسی در آن چاپ می‌شود؛ مانند مجله‌ی پژوهش‌های ایران‌شناسی.

این طور که مشخص است ظاهراً بیشتر مجلات باستان‌شناس کشور توسط دانشگاه‌ها چاپ می‌شود. وضعیت پژوهشکده باستان‌شناس و پژوهشگاه میراث فرهنگی در این میان چگونه است؟ آیا آنها نشریه‌ای تخصصی درباره‌ باستان‌شناس دارند؟

اگرچه سابقاً «اداره کل باستان‌شناسی» نشریاتی (مثل «مجله باستان‌شناسی» و «مجله باستان‌شناسی و هنر ایران») منتشر می‌کرد، اما متأسفانه، در چهار دهه‌ گذشته پژوهشکده‌ باستان‌شناسی هیچ‌گاه نشریه‌ای نداشته است! و این خود یکی از شگفتی‌های روزگار ماست که چطور دستگاهی که علت وجودی‌اش «پژوهش» است تا کنون نشریه‌ای تخصصی نداشته است. پژوهشگاه هم تا همین چند ماه پیش نشریه‌ باستان‌شناسی نداشت که البته الزاماً نقص محسوب نمی‌شود و منطقاً می‌بایست چاپ نشریات تخصصی را به پژوهشکده‌های مربوطه محول می‌کرد. ولی از اواخر سال ۱۳۹۶ پژوهشگاه اقدام به انتشار نشریه‌ای در زمینه‌ باستان‌شناسی کرده و گویا دو شماره از آن هم اخیراً رونمایی شده ولی بنده آن را ندیده‌ام.

ولی پژوهشگاه میراث فرهنگی مجله‌ «اثر» را هم چاپ می‌کند؟

بله، مجله‌ی «اثر» از انتشارات پژوهشگاه است ولی ربطی به باستان‌شناسی ندارد! اثر مجله‌ای است در حوزه‌ معماری، بافت و ابنیه. بیشتر مقالاتی که در آنجا چاپ می‌شود مربوط به پژوهشکده‌ ابنیه و بافت است. گاه مقاله‌ای باستان‌شناسی که موضوع آن معماری باشد در آن هم چاپ می‌شود؛ ولی شمار این مقالات انگشت‌شمار است.

ظاهراً تا چندین سال پیش پژوهشگاه و پژوهشکده مجلاتی منتشر می‌کرد که اکنون دیگر چاپ نمی‌شوند؛ مثل «نامه‌ پژوهشگاه» یا «گزارش‌های باستان‌شناسی» که پژوهشکده باستان‌شناسی منتشر می‌کرد. چه شد که این نشریات دیگر چاپ نمی‌شوند؟

نمی‌دانم. دلیل چاپ نشدن این مجلاتی که نام بردید را باید از مسئولین مربوطه پرسید. آخرین شماره‌ مجله‌ «نامه‌ پژوهشگاه» اگر اشتباه نکنم حوالی سال ۱۳۹۰ چاپ شد. البته باید توجه داشت که «نامه‌ پژوهشگاه» هم نشریه‌ تخصصی باستان‌شناسی نبود، بلکه مقالاتی در حوزه‌های مختلف پژوهشگاه، مثل زبان‌شناسی و مردم‌شناسی هم در آن چاپ می‌شد. «گزارش‌های باستان‌شناسی» در واقع مجله به‌معنی دقیقِ آن نبود، بلکه بیشتر شبیه گاه‌نامه یا سال‌نامه بود که شاید به نوعی ادامه‌ دفترهایی به همین نام به شمار می‌آمد که سال ۱۳۲۹ زنده‌یاد «محمدتقی مصطفوی» منتشر می‌کرد.

شماره نخست «گزارش‌های باستان‌شناسی» در سال ۱۳۷۶ چاپ شد و شماره‌ی دوم آن شش سال بعد، در سال ۱۳۸۲ یعنی در زمان مدیریت زنده‌یاد دکتر آذرنوش در پژوهشکده‌ باستان‌شناسی. ایشان با بینش و دریافت عمیقی که از ملزومات باستان‌شناسی داشت به‌صورت کاملاً حساب‌شده و نظام‌مند انتشارات باستان‌شناسی را در دوره‌ مدیریت شش ساله‌ی خود دگرگون کرد. در واقع می‌توان گفت دوره‌ مدیریتی ایشان از نظر انتشارات باستان‌شناسی پربارترین دوره‌ پس از انقلاب بود. به هر حال، گزارش‌های باستان‌شناسی به صورت مرتب در دوره‌ مدیریت ایشان هرساله تا سال ۱۳۸۶چاپ می‌شد.

آخرین شماره‌ «گزارش‌های باستان‌شناسی» که شماره‌ ۸ بود و به مجموعه مقالات همایش کرمانشاه (سال ۱۳۸۵) اختصاص داشت در سال ۱۳۹۱ هم‌زمان با یازدهمین گردهم‌آیی سالانه‌ باستان‌شناسی ایران منتشر شد. البته در آن سال نه تنها «گزارش‌های باستان‌شناسی» پس از یک تأخیر ۶ ساله چاپ شد، بلکه کنگره‌ یازدهم هم پس از وقفه‌ای ۴ ساله برگزار شد؛ ضمن اینکه در کنار چاپ چکیده مقالاتِ مفصلِ آن، کاتالوگ نمایشگاه و کتاب «روستاییان سیلک» که در واقع گزارش فصل آخرِ طرح بازنگری سیلک به سرپرستی جناب دکتر ملک شهمیرزادی بود هم پس از وقفه‌ای ۶ ساله چاپ شد. چاپ مجموعه مقالات کنگره‌ دهم (بندرعباس، ۱۳۸۷) هم در دست انجام بود که به علت فشردگی کارهای برگزاری کنگره‌ یازدهم به سرانجام نرسید. در واقع برگزاری کنگره‌ یازدهم و چاپ سه کتاب و یک کاتالوگ که همه در دوره‌ای سه‌ماهه طرح‌ریزی و عملیاتی شد، پیام روشنی دارد و آن این است که اگر نگاه و بینش درست بر تشکیلات باستان‌شناسی کشور حاکم باشد، اصلی‌ترین ضروریات باستان‌شناسی کشور که همان مدیریت درستِ برنامه‌های میدانی، برگزاری همایش‌ها و چاپ دست‌آوردهای کارهای میدانی است به درستی انجام می‌شود.

در رابطه با سالنامه‌ «گزارش‌های باستان‌شناسی» باید گفت که یکی از غفلت‌های اصلی تشکیلات باستان‌شناسی ما از سال ۱۳۹۲ به این سو در واقع عدم توجه به اهمیت چنین نشریه یا گاه‌نامه‌ای در انتقال دست‌آوردهای کارهای میدانی به جامعه‌ باستان‌شناسی بود و این جای شگفتی دارد. چرا که ضرورت وجود چنین نشریه‌ای آنقدر روشن است که نیازی به توضیح ندارد. به هر حال، آخرین شماره‌ این گاه‌نامه همانی بود که در آذرماه ۱۳۹۱ منتشر شد.

در گفته‌هایتان به مجموعه مقالات کنگره بندرعباس اشاره کردید. آیا آن کتاب در دوره‌های مدیریتی بعدی چاپ شد؟

نه متأسفانه. تا آنجا که یادم می‌آید نسخه‌ نهایی آن در دوره‌ی مدیریت آقای سرلک در تابستان ۱۳۹۲ تحویل انتشارات پژوهشگاه شد ولی از سرنوشت آن بی‌اطلاعم.

کنگره‌های دیگر چطور؟ آیا مقالات آنها چاپ شده است؟

تا آنجا که می‌دانم فقط مجموعه مقالات گردهمایی ۱۳۷۳ شوش، همایش ۱۳۸۳ ارومیه، همایش ۱۳۸۵ کرمانشاه و کنگره‌ ۱۳۸۶ تهران منتشر شده است. در واقع یکی از ایرادهای مهمی که به گردهم‌آیی‌ها یا کنگره‌های سالانه‌ باستان‌شناسی کشور وارد است، همین عدم انتشار مقالات ارائه شده در آنهاست. در حالی که با صَرف هزینه‌های زیادی گردهم‌آیی برگزار می‌شود ولی اصلی‌ترین خروجی آن که باید مقالاتِ ارائه شده در آنها باشد، چاپ نشده است که این غفلت بزرگی است.

مجموعه مقالات همایش ۱۳۸۴ گرگان که در ماه‌های پایانی مدیریت مرحوم دکتر آذرنوش برگزار شد، به شکل ماکتِ پیش از چاپ آماده شد ولی با تغییر مدیریت پژوهشکده در تابستان ۱۳۸۵ به فراموشی سپرده شد. در واقع مجموعه مقالات همایش گرگان (۱۳۸۴)، و کنگره‌های ۱۳۹۱، ۱۳۹۲، ۱۳۹۳، ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ چاپ نشده است. کنگره‌ سال ۱۳۹۶ هم که اساساً برگزار نشد. البته باید به این اشاره کنم که چند ماه پس از کنگره‌ سال ۱۳۹۱ در دوره‌ی مدیریتی آقای سرلک برنامه‌ریزی برای چاپ مجموعه مقالات آن انجام شد که قرار بود حدود ۴۰ مقاله در دو جلد چاپ شود. شیوه‌نامه‌ای برای تهیه‌ی مقالات تدارک دیده و برای نویسندگان فرستاده شد و به فاصله‌ی حدود ۳ ماه حدود ۲۰ مقاله‌ی جلد نخست آماده‌ی صفحه‌آرایی بود که با برکناری آقای سرلک آن مجموعه نیز به محاق رفت.