چمدان : دی ماه سال ۹۵ بود که خبر آمد کارخانه ریسباف با مساحتی حدود ۶۹ هزار مترمربع با ارزشی ۲۰۷ میلیارد تومانی از سوی بانک ملی ایران به وزارت راه و شهرسازی واگذار شد.

براساس قرارداد امضا شده باید مبلغ ۵۰ میلیارد و ۷۱۱ میلیون و ۸۰۰ هزار ریال از این مبلغ به صورت نقدی، ۱۵۲۲ میلیارد و ۲۸۸ هزار و ۲۰۰ هزار ریال از طریق واگذاری ۱۲ پلاک مسکونی و تجاری در بهترین نقاط اصفهان و ۵۰۰ میلیارد ریال دیگر تا ۳۰ بهمن ماه همان سال در وجه بانک پرداخت می‌شد.

موضوعی که در برپایی شرکت‌های بزرگ در اصفهان بی‌تاثیر نبود، مسافرت رضاشاه به این شهر در آبان ۱۳۱۱ و ملاقات وی با سرمایه‌داران و تجار شهر بود. وی آنان را تشویق و بلکه تهدید کرد باید سرمایه خود را در قالب شرکت به کار تولیدی وارد کنند

همچنین مقرر شده بود شعبه بانک ملی از محل فعلی به روبه‌روی کارخانه ریسباف منتقل ‌شود که ملک مورد نظر هم با ارزش ۸ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان از سوی وزارت راه و شهرسازی به منظور استقرار بانک خریداری شود.

به گزارش چمدان، کارخانه ریسباف در نهمین روز بهمن‌ماه سال ۱۳۱۱ با سرمایه‌ای حدود ۳۱۴ هزار تومان و در قالب شرکت سهامی در سمت جنوب شرقی سی و سه پل، در محل باغ‌های اعتمادالدوله و حاتم بیگ، در سمت شرق چهارباغ بالا که آن زمان محور هزار جریب نامیده می‌شده، در زمینی به مساحت ۶۹ هزار مترمربع احداث شد.

استاد معتمدی تحت نظارت مهندسی آلمانی به نام ماکس اتوشونمان مسئولیت ساخت ریسباف را برعهده گرفت و سبک خاصی از معماری را در آن پیاده کرد. ریسباف را می‌توان دومین کارخانه ریسندگی اصفهان و اولین محصول کار و سرمایه جمعی مردم اصفهان نامید.

رضا فیضی دبیر دبیرخانه تغییر کاربری کارخانه ریسباف اصفهان توضیح می‌دهد:« کارخانه ریسباف، از جمله کارخانجات نساجی اصفهان است که طی سالیان گذشته به دلایل متعدد از رونق افتاد. این کارخانه دارای معماری منحصر به فردی است که تحت عنوان معماری معاصر از آن یاد می‌شود. به همین دلیل موضوع حفظ و مرمت این بنای تاریخی سال‌ها به دغدغه مردم این استان تبدیل شده بود که در نهایت مجموعه ریسباف را وزارت راه و شهرسازی از طریق شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران خریداری کرده است.»

به دستور رضا شاه تجار اصفهانی دست به جیب شدند. قرار شد معلوم شود هر کس چقدر می‌پردازد که یک‌سوم آن را فوراً و دو ثلث بقیه را بعداً ادا کند

بعد از تعطیلی کارخانه ریسباف به دلیل بدهی‌هایش، بانک ملی پرداخت بدهی‌ها را تقبل می‌کند، در دوره‌ای بانک ملی کارخانه را تملک می‌کند اما حتی با این که در  سال ۸۱  میراث فرهنگی این کارخانه را ثبت ملی کرد، بانک ملی از این فضا استفاده نمی‌کرد و متروکه بود به جز فضاهای قرار گرفته  بَرِ خیابان چهارباغ بالا که از آن‌ها به عنوان شعبه و دفتر اداری بانک استفاده می‌کرد. به گفته فیضی البته با توجه به هفت هکتار بودن مساحت این مجموعه و قرار گرفتنش بَرِ چهارباغ بالا که از نظر ارزش زمین و موقعیت مکانی در ساختار اصلی شهر اصفهان و تقاطع ساختار تاریخی و طبیعی اصفهان قرار گرفته است، برخی مواقع صحبت فروش این مجموعه به میان می‌آمد.

دبیر دبیرخانه تغییر کاربری کارخانه ریسباف اصفهان می‌افزاید: «از ابتدای دولت یازدهم، تغییراتی در دولت رخ داد و به تبع در وزارت راه وشهرسازی هم با آمدن عباس آخوندی و مطرح شدن بحث اندیشه‌ «ایران شهری» و توجه به کیفیت زندگی در شهرها به جای کمی گرایی و بازگشت به ارزش‌های تاریخی و هویتی شهرها، با همان موضوع اندیشه ایران شهری، رویکردها تغییر کرد و شرکت عمران و بهسازی هم به مدیر عاملی محمد سعیدایزدی، سیاست‌ها را در همان جهت تغییر دادند.»

به گزارش چمدان، یکی از اقداماتی که از همان زمان پیگیری شد، نجات کارخانه ریسباف به عنوان یک نقطه کانونی و مهم و تبدیل آن به مرکز ی حفظ و احیا شده است تا در اختیار شهروندان اصفهانی قرار گیرد.

فیضی درباره کاربری این بنای تاریخی تاکید می‌کند: «هنوز هیچ تصمیمی در این زمینه گرفته نشده است و باید پیگیری‌ها و بررسی‌های مناسبی دراین زمینه انجام شود و برای برنامه‌ریزی‌ها تصمیم‌گیری شود.خریداری و انتقال مالکیت بنا از بانک ملی به وزارت راه وشهرسازی، یک فرآیند طولانی و زمان‌بری را طی می‌کند. صحبت‌ها در این زمینه حدود سه سال طول می‌کشد و با بانک ملی جلسات متوالی برگزار می‌شود.»

 

جلسه‌ای که تشکیل شد پولی در حدود سیصد و شصت هزار تومان جمع شد. برای نام شرکت از دو کلمه «ریسندگی» و «بافندگی» اجزای اول را کنار هم نهاده و «ریسباف» را ساختند. در همان جلسه سیدجواد کسایی که جزو اعضای اتاق بازرگانی اصفهان نیز بود و بعدها به ریاست این اتاق برگزیده شد به مدیریت عامل شرکت انتخاب شد

 

به گفته‌ دبیر دبیرخانه تغییر کاربری کارخانه ریسباف اصفهان این بانک نگاه اقتصادی به قضیه داشت که یک زمین بزرگ دارد و باید حداکثر سود ممکن را از فروش آن ببرد، از سوی دیگر در طرح‌های جامع و تفصیلی که در سنوات گذشته در اصفهان تهیه شده بود، لکه کارخانه ریسباف لکه فرهنگی دیده شده بود بنابراین با یک لکه تجاری یا مسکونی قیمت‌ها متفاوت می‌شد، همچنین ثبت میراث فرهنگی هم داستانی داشت. متولیان در بانک ملی شاید قدری شناخت‌شان در ‌آن زمان کمتر بود و این باعث شد فرایندانتقال مالکیت و به نتیجه رسیدن بحث‌ها طولانی‌تر شود، حتی در مراحل پایانی، کار به رایزنی توسط وزیر راه و اقتصاد کشیده شد و از آن طریق مشکل بالاخره حل شد و سرانجام انتقال مالکیت را در دی ماه سال ۹۵ رخ داد.

رضا فیضی دبیردبیرخانه تغییر کاربری کارخانه ریسباف اصفهان

 

فیضی می‌گوید: «سرانجام با قیمتی که قرار شد این انتقال مالکیت انجام شود، توافق و فرآیند انتقال آغاز شد تا بخشی از پول ظرف ۹ ماه تا امروز پرداخت شود و هنوز هم هر چند کلید تحویل داده نشده است، اما در باز شده و بازدید کرده‌ایم و قرار است کلید به زودی تحویل داده شود و ما فرآیند کارمان را آغاز می‌کنیم.»

او با اشاره به انجام پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد خود در حوزه میراث صنعتی با موضوعیت «کارخانه ریسباف اصفهان» که در قالب یک پروژه پژوهشی و طراحی دانشگاه تهران در سال ۹۰- ۸۹ روی آن بررسی انجام داده بود، توضیح می‌دهد: « در آن زمان میراث با مفهوم میراث صنعت مدرن بسیار کم بود و چه بسا وجود نداشت، در آن زمان با هدایت دکتر ایزدی این پروژه انجام شد و کارخانه ریسباف را طراحی کردم.

وی ادامه می‌دهد: «بعد از خریداری، آقای ایزدی به من اعلام کرد که قرار است چه اقداماتی انجام شود و باید دبیرخانه‌ای برای هماهنگ کردن تمام اقدامات تشکیل شود که طی قراردادی این دبیرخانه در وزارت راه و شهرسازی و شرکت عمران و بهسازی راه اندازی شد و من به سمت دبیری آن انتخاب شدم.»

عکس جالبی از ورودماشین‌آلات نساجی به اصفهان قدیم این عکس مربوط به دوران رونق نساجی اصفهان و یکی ازماشین آلات خریداری شده برای راه اندازی کارخانه ریسباف است | عکاس:مرحوم ابوالقاسم جلا سال ۱۳۱۹

 

به گزارش چمدان، حدود پنج ماه است که اقداماتی مانند مستندنگاری، کارهای پژوهشی و مطالعاتی، تهیه کتاب معرفی این مجموعه، برگزاری نشست‌های میراث صنعتی از سوی دبیرخانه در راستای احیای کارخانه ریسباف که مراحل اولیه خود را آغاز کرده، انجام می‌شود. از سویی مستندنگاری نمونه‌هایِ موفقِ خارجی در قالب یک کتاب در دست چاپ است. همچنین مستندنگاری نمونه‌های موفق اجرا شده در داخل برخی بناهای ایران هم در حال چاپ است.

به گفته فیضی قرار است از ماه آینده اقدامات ویژه‌ای در داخل فضای کارخانه انجام شود. هم‌چنین کارخانه به دلیل آسیب‌ها یک حفاظت کالبدی و فیزیکی در بخش‌های تخریبی نیاز دارد که برنامه‌ها را دبیرخانه به شرکت عمران و بهسازی و اداره راه شهرسازی برای اجرا ارسال کرده است. موضوع بعدی بحث طراحی و احیای مجموعه است که هنوز تصمیم قطعی گرفته نشده اما نظریه‌هایی وجود دارد که به سمت سابقه طراحی این فضا برده شود.

دبیر دبیرخانه تغییر کاربری کارخانه ریسباف اصفهان با تأکید بر اینکه قطعا انتخاب کاربری برای کارخانه ریسباف اصفهان به مسابقه گذاشته نمی‌شود، می‌گوید: « اما در طرح احیا می‌توانیم این مسابقه را برگزار کنیم. نخست یک شورای تخصصی برای انتخاب مسائل کلیدی تشکیل می‌شود که بزرگان حوزه‌های مختلف مانند میراث فرهنگی، راه و شهرسازی و مسئولان اصفهان از اعضای اصلی آن هستند بنابراین کاربری جداگانه در یک فرآیند مطالعاتی با حضور مشاوران بررسی می‌شود اما طرح احیا به مسابقه گذاشته می‌شود، این موارد قطعی نیست چون تصمیمات این چنینی قرار است در یک شورای تخصصی گرفته شود که احکام آن بزودی ابلاغ می‌شود. از یکی دو هفته دیگر آغاز جلسات است، دبیرخانه موظف است تمام سوالات و برنامه‌ریزی‌ها را در جلسه طرح کند و برآیند خروجی جلسه را مستند و نتیجه نهائی را به عنوان تصمیم و خرد جمعی درباره ریسباف ابلاغ کند

پشتکار و کاردانی کسایی موجب شد ریسباف خیلی زود در محور خیابان چهارباغ بالا سرپا شده و به مرحله سوددهی برسد. امری که بسان یک دایره تشدیدکننده، تشکیل دیگر شرکت‌ها و هجوم سرمایه‌ها به صنعت نساجی را باعث شد

اما آیا برای انجام مرمت اضطراری،  بررسی روی این مجموعه انجام شده است؟ فیضی چنین پاسخ می‌دهد: «تهیه گزارش از وضعیت کالبدی کارخانه و  اولویت بندی اقدامات جزو شرح خدمات و وظیفه دبیرخانه است. در بازدید از کارخانه ریسباف، مشخص شد که مجموعه دو بخش کلی دارد، در تفکیک فضا، یک بخش سالن‌های تولید و تکمیلی کارخانه بودند به صورت سوله‌های یکپارچه با سازه تیر و ستونی و خرپایی ساخته شده و پیرامون آن‌ها  جداره‌ آجری تعبیه شده است که بیشتر  اینها سالن‌های سالمی هستند که در اقدامات حفاظتی یا مرمتی روی این بناها، سقف شیروانی‌ها و الحاقات در دوره‌های مختلف باید استحکام‌بخشی یا حذف شوند، اما به لحاظ کالبدی در سلامت هستند و مشکل سازه‌ای به آن شکل ندارند.

یک بخش دیگر از ساختمان‌های مجموعه، بیشتر در حاشیه پیرامونی این سایتِ مستطیل نزدیک به مربع هفت هکتار ی (یک ضلع حدود۲۸۰ متر و ضلع دیگر ۲۴۰ متر است) است.این بناهای پیرامونی که بیشتر انبارهای مجموعه هستند، معماری سنتی ایرانی با سازه تاق و تویزه دارند. در واقع ما با مجموعه‌ای روبرو هستیم که تلفیق معماری سنتی و شروع معماری مدرن است که به عنوان تکنولوژی غربی وارد ایران شده است. زمانه نیز با این فضا همگونی دارد چرا که بناها در سال ۱۳۱۱شروع به ساخت شده است که کاملاٌ این تلفیق به شکل بسیار شیرین دیده می‌شود.این تلفیق دو نوع ساختمان با دو نوع سازه و رویکرد مختلف را در خود دارد. یکی ساختمان‌هایی با تیر فولادی که برای نخستین‌بار در این وسعت برای ساخت بنا، خرپاها وشکل‌های برون‌گرا ساخته می‌شود و دیگری نماها و بدنه‌های آجری این ساختمان‌ها که با آجرکاری‌های ظریف و نفیس ایرانی طراحی می‌شود.»

کارخانه ریسباف دومین کارخانه ریسندگی اصفهان بود و این امتیاز را داشت که اولین محصول کار و سرمایه جمعی مردم اصفهان بود. اگر کارخانه وطن حاصل ریسک‌پذیری یا جسارت فضل‌الله دهش بود، این کارخانه حاصل برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری عده زیادی از مردم شهر بود

 

یک سرمایه‌گذار آلمانی با نام «شونه‌مان» کار سرمایه‌گذاری این کارخانه را انجام داد، او در ایران طرح‌های مختلفی دارد و در واقع دستگاه‌های کارخانه را نیز وارد ایران کرد، اما معماری سنتی بنا بر عهده «معتمدی» یکی از معماران سنتی اصفهان در آن دوره است

به گزارش چمدان، طراحان معماری بناها  بیشتر  آلمانی هستند، از این روی طراحی کارخانه ریسباف الهام گرفته از کارهای معماری است که در همان زمان در ساختمان‌های صنعتی آلمان دیده می‌شد. یک سرمایه‌گذار آلمانی با نام «شونه‌مان» کار سرمایه‌گذاری این کارخانه را انجام داد، او در ایران طرح‌های مختلفی دارد و در واقع دستگاه‌های کارخانه را نیز وارد ایران کرد، اما معماری سنتی بنا بر عهده «معتمدی» یکی از معماران سنتی اصفهان در آن دوره است. این تلفیق خیلی جالب روی هم نشسته و این مجموعه را تشکیل داده است.

فیضی ادامه می‌دهد: «در این مجموعه بخش‌های انبارهایی که با معماری سنتی ساخته شده، چون در این معماری نیاز به تعمیر و نگه‌داری دوره‌ای است، در دوره‌هایی ظاهرا رها شده و در این دوره‌ها بخش‌هایی از تاق‌ها تخریب شده و دربخش‌هایی بر اثر نم زدگی سقف‌ها ریخته‌اند. در این ‌فضاها بخش‌های کوچک و آسیب‌دیده داریم. عایق‌ها باید تمدید شوند و تاق‌ها بار دیگر نصب شوند. با این وجود بیش از ۹۰ درصد مجموعه در سلامت کامل است. این فضا به نسبت مجموعه‌های دیگر بسیار بزرگ است.»

تاکنون نشست‌های چهار جلسه‌ای دفتر عمران و بهسازی با موضوعات مختلف برگزار شده است. در جدیدترین اقدام نیز این مجموعه نشست‌هایی با عنوان میراث صنعتی را مطرح کرده است. در جلسات اول مبانی نظری، در جلسات بعد تجارب جهانی را مطرح کردند. دبیرخانه مجموعه‌ای از موفق‌ترین مبانی جهانی را ارائه می‌دهد و افرادی که در این زمینه کار کرده‌اند را به صورت موردی دعوت می‌کند تا خروجی خود را در اختیار دبیرخانه قرار دهند.

کارخانه ریسباف در زمینه تولید ریسمان نخی، پارچه پنبه‌ای و نیز پارچه پشمی فعالیت خود را آغاز کرد. چنان‌که شیوه کارخانه‌های نساجی است، ابتدا بقچه‌های ریسمان کارخانه به بازار آمد

 

رویکرد نسبت به ریسباف باید تعیین شود. تجارب در دنیا متنوع است. باید دقت کنیم کارخانه‌های احیا شده‌ای را انتخاب کنیم که با ویژگی‌های کارخانه ریسباف نزدیک هستند. کارخانه‌هایی بزرگ با فضاهای متنوع‌اند که در قلب شهر و در منطقه بسیار ارزشمند قرار گرفته‌اند و ارزش‌های تاریخی و معماری دارند. مثلا گالری «تیت مدرن» در لندن که نخست یک کارخانه برق در حاشیه رود تیت لندن بود پس از مخروبه شدن به گالری هنرمندان لندن تبدیل شد و اکنون یک مجموعه جهانی باارزش برای دیدن است.»

فیضی می‌گوید: «رویکرد نسبت به ریسباف باید تعیین شود. تجارب در دنیا متنوع است. باید دقت کنیم کارخانه‌های احیا شده‌ای را انتخاب کنیم که با ویژگی‌های کارخانه ریسباف نزدیک هستند. کارخانه‌هایی بزرگ با فضاهای متنوع‌اند که در قلب شهر و در منطقه بسیار ارزشمند قرار گرفته‌اند و ارزش‌های تاریخی و معماری دارند. مثلا گالری «تیت مدرن» در لندن که نخست یک کارخانه برق در حاشیه رود تیت لندن بود پس از مخروبه شدن به گالری هنرمندان لندن تبدیل شد و اکنون یک مجموعه جهانی باارزش برای دیدن است.»

او ادامه می‌دهد: «موضوع میراث صنعتی که مانند ایکوموس نهادی جداگانه دارد، فعالیت‌های زیادی را انجام داده است. موضوع حفاظت از میراث فرهنگی به عنوان یک کلیت و بحث حفاظت از آثارِ معماری و شهرسازی هر کشور  بیش از ۱۵۰ سال است که مطرح است.. در بحث حفاظت و سازمان میراث فرهنگی و دیگر موارد مرتبط در این زمینه نیز اقداماتی انجام می‌شود. در زمینه میراث صنعتی هم فعالیت‌هایی انجام می شود که ایران هم نمونه‌هایی در حوزه فعالیت در میراث صنعتی دارد.»

حوزه بازآفرینی یک ادبیات خاص دارد و دارای اهمیت است چون معمولا لکه‌های تاریخی عرصه بزرگی را شامل می‌شوند مانند کارخانه، پادگان یا زندان که در گذشته و در حاشیه شهرها ساخته شده‌اند اما امروزه با توسعه شهرنشینی این لکه‌ها در وسط شهر یا بافت شهری قرار گرفته‌اند

وی که در حال تحصیل در رشته مرمت بناها و ابنیه تاریخی در مقطع دکتراست، میراث صنعتی را بخشی از میراث فرهنگی می‌داند که حفاظت را نیز شامل می‌شود و می‌گوید: «از نظر دستاوردهای صنعتی این ساختارها هویت و خاطره جمعی دارند که مسأله حفاظت در آن موضوعیت دارد. بنابراین یک وجه میراث صنعتی کارخانه‌ها و اراضی صنعتی به عنوان فضاهای شهری هستند که حفاظت را نیز شامل می‌شود. ممکن است برای برخی از ابعاد حفاظت بیشتر و برای برخی فرهنگ کمتری در نظر گرفته شود اما بخش مهم این موضوع یعنی حفاظت همیشه وجود دارد.»

فیضی تأکید می‌کند: «ادبیات معماری و شهرسازی موضوع بازآفرینی شهری را در دل خود دارد. یعنی موضوعی که در حوزه شهری به عنوان بازآفرینی امکان اعاده زندگی از دست رفته شهری یا مخدوش شده را دارد. حوزه بازآفرینی یک ادبیات خاص دارد و دارای اهمیت است چون معمولا لکه‌های تاریخی عرصه بزرگی را شامل می‌شوند مانند کارخانه، پادگان یا زندان که در گذشته و در حاشیه شهرها ساخته شده‌اند اما امروزه با توسعه شهرنشینی این لکه‌ها در وسط شهر یا بافت شهری قرار گرفته‌اند.»

سرانجام نیز در آذر ۱۳۱۳ طی جشنی قسمت بافندگی پنبه و پشم کارخانه راه‌اندازی و کارخانه به تولید پارچه‌های نخی و پشمی مشغول شد. مدتی بعد تولید پتو نیز در برنامه کارخانه قرار گرفت

او اظهار می‌کند: «در این شرایط احیای فضایی مانند کارخانه ریسباف با همان کاربری قبلی یک وضعیت ناهمگون در شهر ایجاد می‌کند و به زندگی شهری آسیب می‌زند. باعث وجود یک ناامنی می‌شود چون وسعت فیزیکی دارد و تأثیر بزرگی در لکه‌های شهری می‌گذارد. اگر بتوانیم از این فضاها استفاده بهینه کنیم، می‌توانیم سرانه خدماتی، دسترسی و آموزشی را بالا ببریم که به شدت در شهرها امروز به آن نیازمندیم. چون در دوره‌هایی به طور دائم به ساخت و ساز بسنده کرده‌ایم، تراکم داده‌ایم و امروز به جایی رسیدیم که شهرها خدمات ندارند. این لکه‌ها آخرین فرصت‌های ما هستند تا بتوانیم با کاربری مناسب ارتقاء شهری را افزایش دهیم.»

فیضی تصریح می‌کند:«ساختمان‌های قدیمی باید برای زندگی امروز آماده شوند. در حوزه میراث فرهنگی از واژه احیا استفاده می‌کنیم که چطور یک ساختمان را بار دیگر احیا کنیم. این یک دانش در دنیاست. بحث احیا یا کاربری مجدد، ادبیات در حوزه میراث صنعتی را پررنگ می‌کند. اگر بخواهیم به یک خانه تاریخی کاربری مجدد بدهیم محدودیت‌‌های زیادی داریم. شأن بنا کاربری آن را تعیین می‌کند که این کار تخصص نیاز دارد.»

این کارشناس توضیح می‌دهد: «بخش‌های دیگر کالبدی است که باید برایش برنامه‌ریزی کرد در حالی که در عرصه‌های صنعتی این چالش‌ها کمترند. فضا در محوطه صنعتی یکپارچه و خام است. بنابراین تغییر و تحول در زندگی امروزی راحت‌تر است. آثار معماری سنتی ما به لحاظ تاریخی و زمانی نزدیک‌ترند به ما و در این دوره به زندگی معاصر ما بیشتر ارتباط دارند و چالش‌های کمتری برای آن‌ها داریم چون وسیع هستند و امکان کاربری‌های متنوع و جذاب با حفظ شهریت وجود دارد.»

این اثر در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۱ با شماره ثبت ۶۰۱۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این کارخانه که در خیابان چهارباغ بالا، بین هتل پل و خیابان هفت دست واقع شده است

در این شرایط احیای فضایی مانند کارخانه ریسباف با همان کاربری قبلی یک وضعیت ناهمگون در شهر ایجاد می‌کند و به زندگی شهری آسیب می‌زند. باعث وجود یک ناامنی می‌شود چون وسعت فیزیکی دارد و تأثیر بزرگی در لکه‌های شهری می‌گذارد. اگر بتوانیم از این فضاها استفاده بهینه کنیم، می‌توانیم سرانه خدماتی، دسترسی و آموزشی را بالا ببریم که به شدت در شهرها امروز به آن نیازمندیم. چون در دوره‌هایی به طور دائم به ساخت و ساز بسنده کرده‌ایم، تراکم داده‌ایم و امروز به جایی رسیدیم که شهرها خدمات ندارند. این لکه‌ها آخرین فرصت‌های ما هستند تا بتوانیم با کاربری مناسب ارتقاء شهری را افزایش دهیم

فیضی به نمونه‌های مشابه خارجی چنین بناهایی در شهرها اشاره می‌کند و می‌افزاید: «کارخانه نوشیدنی در کانادا که امروز مانند کارخانه ریسباف در وسط شهر قرار گرفته و کافه، رستوران، موزه و بوتیک‌های شیک و لوکس دارد یا کارخانه چرم خسروی در تبریز که امروز به دانشگاه هنر تبدیل شده است جزو نمونه‌های موفق  این پروژه‌ها است. کشتارگاه تهران که در دهه ۷۰ به فرهنگسرای بهمن تبدیل شد و در آن زمان یکی از موفق‌ترین طراحی‌ها محسوب می‌شد یا خانه هنرمندان ایران که در گذشته پادگان ایرانشهر بود و با تبدیل آن به پارک یکی از موفق‌ترین نمونه‌های زنده‌سازی فضاهای تاریخی محسوب می‌شود و حتی زندان قصر که از یک فضای نظامی به فضایی سرسبز و مورد توجه مردم تبدیل شده است یا کارخانه اقبال در یزد که تبدیل به پارک علم و فناوری شد. با این تغییر کاربری‌ها و معماری‌های جذاب می‌توانیم کارخانه ریسباف را نیز به نمونه‌ای موفق در کشور تبدیل کنیم.»

او در پایان یادآوری می‌کند:«تجارب ما قدری با کاربری که در دنیا انجام می‌شود تفاوت‌هایی دارد اما باز هم یک ثروت بزرگ داریم که می‌توانیم آن را به شهرها برگردانیم. پتانسیلی که از آن استفاده‌های زیادی می‌توان کرد. به حدی که آن را در رده‌های جهانی نشان دهیم. باید برای کارخانه ریسباف اصفهان یک اقدام قوی انجام داد. آن همه جور ظرفیت دارد.»